تبليغاتX
پیامبر امید
آخرین نوشته های وبلاگ

کلیک کنید زیارت امام حسین (علیه السلام) کلیک کنید
کلیک کنید جنگ نرم کلیک کنید
کلیک کنید سلام بر شهید تشنه لب کلیک کنید
کلیک کنید حسينعلي منتظري در سن 87 سالگي در گذشت کلیک کنید
کلیک کنید محكوميت جسارت به ساحت بنيانگذار جمهوري اسلامي کلیک کنید
کلیک کنید میلاد امام هدایت و روشنایی (علیه السلام) کلیک کنید
کلیک کنید مرگ دو دانشجوی دیگر بر اثر اهمال مسئولین دانشگاه ارومیه کلیک کنید
کلیک کنید دیوانه واقعی کیست؟ کلیک کنید
کلیک کنید لوگو های حمایتی 13 آبان کلیک کنید
کلیک کنید شهادت گروهي از سران قبايل و عشاير استان سيستان و بلوچستان کلیک کنید


تعليم نماز و وضو در زمان پیامبر

بر طبق آنچه از تواريخ و روايات به دست مى‏آيد نخستين دستورى كه به پيغمبر اسلام نازل گرديد دستور نماز بود بدين ترتيب كه در همان روزهاى نخست‏بعثت، روزى رسول خدا(ص)در بالاى شهر مكه بود كه جبرئيل نازل گرديد و با پاى خود به كنار كوه زد و چشمه آبى ظاهر گرديد، پس جبرئيل براى تعليم آن حضرت با آن آب وضو گرفت و رسول خدا(ص)نيز از او پيروى كرد، آن گاه جبرئيل نماز را به آن حضرت تعليم داد و نماز خواند.

پيغمبر بزرگوار پس از اين جريان به خانه آمد و آنچه را ياد گرفته بود به خديجه و على(ع)ياد داد و آن دو نيز نماز خواندند. از آن پس گاهى رسول خدا(ص)براى خواندن نماز به دره‏هاى مكه مى‏رفت و على(ع)نيز به دنبال او بود و با او نماز مى‏گزارد و گاهى هم مطابق نقل برخى از مورخين به مسجد الحرام يا منى مى‏آمد و با همان دو نفرى كه به او ايمان آورده بودند يعنى على و خديجه(س)نماز مى‏خواند.

اهل تاريخ از شخصى به نام عفيف كندى روايت كرده‏اند كه گويد: من مرد تاجرى بودم كه براى حج‏به مكه آمدم و به نزد عباس بن عبد المطلب كه سابقه دوستى با او داشتم برفتم تا از وى مقدارى مال التجاره خريدارى كنم، پس روزى همچنان كه نزد عباس در منى بودم - و در حديثى است كه به جاى منى، مسجد الحرام را ذكر كرده - ناگاه مردى را ديدم كه از خيمه يا منزلگاه خويش خارج شد و نگاهى به خورشيد كرد و چون ديد ظهر شده وضويى كامل گرفت و سپس به سوى كعبه به نماز ايستاد و پس از او پسرى را كه نزديك به حد بلوغ بود مشاهده كردم او نيز بيامد و وضو گرفت و در كنار وى ايستاد، و پس از آن دو زنى را ديدم بيرون آمد و پشت‏سر آن دو نفر ايستاد. و به دنبال آن ديدم آن مرد به ركوع رفت و آن پسرك و آن زن نيز از او پيروى كرده به ركوع رفتند، آن مرد به سجده افتاد آن دو نيز به دنبال او سجده كردند.

من كه آن منظره را ديدم به عباس - ميزبان خود - گفتم: واى!اين ديگر چه دينى است؟ پاسخ داد: اين دين و آيين محمد بن عبد الله برادرزاده من است و عقيده دارد كه خدا او را به پيامبرى فرستاده و آن ديگر برادر زاده ديگرم على بن ابيطالب است و آن زن نيز همسرش خديجه مى‏باشد.

عفيف كندى پس از آن كه مسلمان شده بود مى‏گفت: اى كاش من چهارمين آنها بودم.

نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1385/08/21


حديث اميد


در جهت ترویج معارف اسلامی هيچ گونه محدوديتی نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] وجود ندارد.