|
تهیه و تنظیم مطالب : مهری هدهدی طراح گرافیک : فرحناز قمصری
ادامه مطلب رابخوانید.
|
| |
|
میلاد باسعادت
"سبط اکبر"
"پور حیدر"
فرزند "زهرای اطهر"
"کریم اهل بیت"
امام حسن مجتبی علیه السلام
راخدمت آقا امام زمان (عج) و تمامی شیعیان
ومحبین آن حضرت تبریک وتهنیت عرض مینماییم.
خواسته هايتان را به آرزو كنيد؛ ميلاد کريم اهل بيت است
* * * *
ميلاد اولين گل بوستان علي و زهرا مبارک باد
* * * *
ميلاد کريم سبزپوش آل فاطمه، تنهاترين سردار لشکر حيدر و غريب شهر پيامبر تهنيت باد.* * * *
من اسير کرم گل پسر فاطمه امحسني ام بنويسيد به روي کفنم
* * * *
روزه داران به رهش جان و دل ايثار کنيدامشب از جام تولاي وي افطار کنيد
ميلاد کريم اهل بيت مبارک
* * * *
مهماني حق چه باصفا شدميلاد امام مجتبي شد
* * * *
امام حسن: بهترين نيکويي، اخلاق نيکو است. ميلادش مبارك* * * *
تا خدا هست و خدايي مي کندمجتبي مشکل گشايي مي کند
* * * *
5 صلوات را نثار امام حسن (ع) کن و اين sms را به 5 نفر ارسال کن تا در ثواب 61 ميليون صلوات شريک شوي.* * * *
بنگر به مرتضي که در اين ماه روزه رابا بوسه از لب پسر افطار مي کند
* * * *
امشب خوان ماه رمضان به يمن قدوم کريم اهل بيت گسترده تر است. هوشيار باشيد که بي نصيب از کنارش نگذريد.* * * *
با عشق حسن من به جهان ناز کنمافطارمو با نام حسن باز کنم
صد شکر که درک شب قدر رمضان
با جشن ولادتش آغاز کنم
* * * *
در جود و کرم دست خدا هست حسندست همه را وقت عطا بست حسن
نوميد نگردد کسي از درگه او
زيرا که کريم اهل بيت است حسن
* * * *
پيامبر: به حسن شکوه و جذبه و وقار و به حسين بخشندگي و رحمت خود را بخشيدم.* * * *
پيامبر: فرزند صالح گلي است که خدا به بندگانش ميدهد. دو گل من در دنيا حسن و حسين اند.* * * *
بر خوان رحمت خداوند، امروز دست کريم تو ساقي سعادت است و ما نه تشنه طهور که جرعه نوش ظهور رُخت به صف ايستاده ايم.* * * *
بر ما بتاب اي جريان زلال کرامت. ميلاد امام حسن مبارك* * * *
در ضيافت الهي چهره زيبايت نقاب خلقت را گسست يعني که خداوند به وجود کريمت بندگانش را خواهد نواخت.
* * * *
بيا بر آستان رويش به هواي شعله رويم که بارقه نگاهش را به دستان خالي ما صدقه دهد.* * * *
تو مگو ما را بدان شه بار نيستبا کريمان کارها دشوار نيست
* * * *
جان به جانان عرض کردن عاشقان را عار نيستمفلسان را با کريمان کارها دشوار نيست
ميلاد امام حسن مبارك
* * * *
نيمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشبچون خدا بر بندگان خود عنايت دارد امشب
جشن ميلاد حسن در عرش اعلا گشته بر پا
زين سبب بر ليلة الاسرا شباهت دارد امشب
* * * *
ماه دل آراي نيمه رمضان را، پانزده روز است به انتظار نشسته ايم و به کرامت و مهربانياش محتاجيم.* * * *
مي خواست تا چشم و چراغ دين، شما باشيبعد از علي ميراث دار مصطفي باشي
مثل نسيمي مهربان و مثل باران، سبز
آميزه اي از رحمت و جود و سخا باشي
* * * *
ميلاد مجتبي است بيا تا به خرمي
امشب بساط جشن ولادت به پا کنيم
* * * *
هر طرف مي گذرم بانگ طرب مي شنومزانکه ميلاد حسن، نور دل بوالحسن است
* * * *
دختر ختم رسولان پسري آورده استکه جمالش حسن و نام نکويش حسن است
* * * *
الهي دلبر دور از وطن کو؟شب جشن حسن، ابن الحسن کو؟
* * * *
از حريم فاطمه در نيمه ماه صيامچهره ماه حسن تابيد با وجه حسن
| داستانهای مصور از زندگی امام حسن علیه السلام |
| فیلمی در مورد قرآن خطی منسوب به امام حسن علیه السلام |
| تصاویر ویژه |
ميلاد با سعادت خُلق نيكوي سرمدي،
حضرت امام حسن مجتبي (ع)
بر روزه داران، ميهمانان ضيافت الهي
مبارک باد.

اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.
و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.
پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود.(1)
ادامه مطلب را بخوانید.
ادامه مطلب رابخوانید.
امشب عازم تهرانم برای اختتامیه جشنواره . خلاصه اینکه یکی دو روز این وبلاگ پست نخواهد داشت.
امروز من مصاحبه ای درباره وبلاگ پیامبر امید در رادیو جوان داشتم که اگر مایل باشید آن را در وبلاگ قرار دهم.
باز هم ازتون تشکر میکنم.چون دیروز یک رکورد بازدید داشتم که حدود ۸۰۰ نفر بود.ممنونم از همه آنهایی که وبلاگ را ارزشمند توصیف کردند و با نظرات زیبایشان دل مرا گرم کردند.
توی وبلاگ دین و زندگی روایتی دیدم که خیلی دلمو تکون داد.از عکس بالای این پست هم متوجه شدید که روایت در مورد کیست.روایت را با ذکر منبع برایتان آوردم.در ضمن وبلاگ های تازه اضافه شده به لینک باکس نیز وبلاگهای زیبایی هستند.حتما ببینید.نظر هم یادتون نره.![]()
روزی حضرت پیامبر (ص) مشغول سرگرمی (بازی) با حضرت امام حسن(ع)
و حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بودند
دو حضرت مشغول زورآزمائی (کشتی گرفتن) بودند و پیامبر (ص) فقط
امام حسن (ع) را تشویق میفرمودند
اطرافیان عرض کردند یا رسول الله (ص) چرا فقط امام حسن (ع)
را تشویق میفرمائید ؟
ایشان فرمودند :
به هر کجا نگاه میکنم در زمین و آسمان همه میگویند {امام} حسین (ع)
{امام} حسن (ع) تنهاست.
باز هم مدينه بر خاك سياه اندوه نشسته و سكوتي ژرف، همه جايش را فرا گرفته است. دوباره گرد و غبار بر ديوارهاي گلين خانه ها نشسته است. باد غربت در كوچه باغ هاي خزان زده شهر، خود را به در و ديوار مي زند و آواره مصيبت روح جاوداني صبر، امام مجتبي عليه السلام است.
حسن عليه السلام، اين سيد جوانان اهل بهشت، اين خلق نيكوي محمدي، اين اسطوره صبر و بندگي، در آستانه رواق خون رنگ شهادت ايستاده و با جگري تفتيده از نامهرباني دشمن خانگي اش، عزم پر كشيدن تا بي كران عرش خدا را دارد.
ادامه مطلب رابخوانید.
«هذا ما اوصى به الحسن بن على الى اخیه الحسین بن على: اوصى انه یشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، و انه یعبده حق عبادته، لا شریک له فى الملک، و لا ولى له من الذل، و انه خلق کل شىء فقدره تقدیرا، و انه اولى من عبد، و احق من حمد، من اطاعه رشد، و من عصاه غوى، و من تاب الیهاهتدى.
فانى اوصیک یا حسین بمن خلفت من اهلى و ولدى و اهل بیتک ان تصفح عن مسیئهم، و تقبل من محسنهم، و تکون لهم خلفا و والدا، و ان تدفننى مع رسول الله صلى الله علیه و آله فانى احق به و ببیته، فان ابوا علیک فانشدک الله بالقرابة التى قرب الله عز و جل منک و الرحم الماسة من رسول الله صلى الله علیه و آله ان تهریق فى محجمة من دم، حتى نلقى رسول الله صلى الله علیه و آله فنختصم الیه و نخبره بما کان من الناس الینا بعده» ثم قبض(ع) (1)
(این است آنچه وصیت مىکند بدان حسن بن على به برادرش حسین بن على: وصیت مىکند که گواهى دهد معبودى جز خداى یکتا نیست که شریک ندارد، او پرستش مىکند او را بدان جهت که شایسته پرستش است، شریکى در سلطنت ندارد و سرپرستى از خوارى براى او نیست، و براستى که هر چیزى را او آفریده و بخوبى و به طور کامل اندازهگیرى آن را مقدر فرموده، و شایستهترین معبود، و سزاوارترین کسى است که او را ستایش کنند، هر که فرمانبردارى او کند راه رشد را یافته، و هر کس که نافرمانیش کند به گمراهى و سرگشتگى افتاده و هر کس به سوى او بازگردد راهنمایى گشته است.
من تو را سفارش مىکنم اى حسین به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذرى، و از نیکوکارشان بپذیرى، و براى آنها جانشینى و پدرى مهربان باشى، و دیگر آنکه مرا با رسول خدا دفن کنى که من به او و خانه او شایستهتر از دیگران هستم...
ادامه مطلب رابخوانید.
حاکم در مستدرک، و احمد بن حنبل در مسند، به سند خود از مردى به نام شداد بن هاد، روایت کردهاند که گوید:
«خرج علینا رسول الله(ص)فى احدى صلاتى العشى: الظهر او العصر و هو حامل احد ابنیه الحسن او الحسین فتقدم رسول الله(ص)فوضعه عند قدمه الیمنى فسجد رسول الله(ص) سجدة اطالها قال ابى: فرفعت راسى من بین الناس فاذا رسول الله(ص)ساجد و اذا الغلام راکب على ظهره فعدت فسجدت فلما انصرف رسول الله(ص)قال الناس: یا رسول الله لقد سجدت فى صلاتک هذه سجدة ما کنت تسجدها، افشىء امرت به او کان یوحى الیک؟قال: کل ذلک لم یکن و لکن ابنى ارتحلنى فکرهت ان اعجله حتى یقضى حاجته» (12)
ادامه مطلب رابخوانید.
داستان ولادت و مراسم نامگذارى
و اما داستان ولادت به گونهاى که در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع)روایت شده این گونه است که فرمود:
چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنیا آورد،به پدرش على(ع)عرض کرد:نامى براى او بگذار،على (ع)فرمود:من چنان نیستم که در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم.در این وقت رسول خدا(ص)بیامد،و آن کودک را در پارچه زردى پیچیده،به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود:مگر من به شما نگفته بودم که او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به کنارى افکند و پارچه سفیدى گرفته و کودک را در آن پیچید،آنگاه رو به على(ع)کرده فرمود:آیا او را نامگذارى کردهاى؟
عرض کرد:من در نامگذارى وى به شما پیشى نمىگرفتم!
رسول خدا(ص)فرمود:من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمىجویم!
در این وقت خداى تبارک و تعالى به جبرئیل وحى فرمود که براى محمد پسرى متولد شده،به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریک و تهنیت گوى و به وى بگو:براستى که على نزد تو به منزله هارون است از موسى،پس او را به نام پسر هارون نام بنه!
جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت:خداى تبارک و تعالى تو را مأمور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذارى.رسول خدا(ص)پرسید :نام پسر هارون چیست؟عرض کرد:«شبر».فرمود:زبان من عربى است؟عرض کرد:نامش را«حسن»بگذار،و رسول خدا(ص)او را حسن نامید... (2)
و در برابر این روایت،روایات دیگرى هم در کتابهاى علماى شیعه و اهل سنت آمده که چون حسن(ع)به دنیا آمد،على(ع)او را«حرب»نامید،و چون رسول خدا(ص)اطلاع یافت به على(ع)دستور داد آن نام را به«حسن»تغییر دهد... (3)
و یا اینکه على(ع)نام این نوزاد را«حمزه»گذارد و چون حسین به دنیا آمد نام او را«جعفر»گذارد،و پس از آن رسول خدا(ص)على(ع)راطلبیده و به او فرمود:به من دستور داده شده که نام این فرزند خود را تغییر دهم،سپس به على(ع)دستور داد که نام آن دو را«حسن»و«حسین»بگذارد،و على(ع)نیز به دستور آن حضرت عمل کرد... (4)
ولى همان گونه که صاحب کشف الغمه گفته است،این مطلب بعید به نظر مىرسد،و خلاف مشهور و ضعیف است،و مشهور همان است که در روایت بالا ذکر شد،و باقر شریف در کتاب حیاة الحسن این گونه روایات را از موضوعات و جعلیات دانسته و دلیلهایى بر این مطلب ذکر کرده که بهتر است براى اطلاع بیشتر به همان کتاب مراجعه نمایید. (5)
و در روایات بسیارى از طریق اهل سنت آمده که این دو نام شریف«حسن»و«حسین»در جاهلیت سابقه نداشته و از نامهاى بهشتى است،و متن یکى از آن روایات که طبرى در کتاب ذخائر العقبى روایت کرده،این گونه است که عمران بن سلیمان گفته:
«الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنة،ما سمیت بهما فى الجاهلیة» (6)
(حسن و حسین دو نام از نامهاى اهل بهشت است که در زمان جاهلیت سابقه نداشته است.)
انجام مراسم دینى و سنتهاى مذهبى
از جمله سنتهاى اسلامى درباره نوزاد،گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ اوست که رسول خدا(ص)این سنت را درباره این نوزاد عزیز انجام داد،و پس از اینکه او را به دست آن حضرت دادند،در گوش راستشاذان و در گوش چپ او اقامه گفت (7) .
و نیز براى نوزاد جدید عقیقه کرد(یعنى گوسفندى براى او قربانى کرد (8) و یک ران آن را به قابله داد،و در برخى از روایات است که این کار را در روز هفتم انجام داد (9) .
و در روایت کلینى(ره)در کافى این گونه است که پس از عقیقه این دعا را خواند:
«...بسم الله عقیقة عن الحسن»(به نام خدا این عقیقهاى است از حسن...)
و به دنبال آن نیز این دعا را خواند:
«اللهم عظمها بعظمه،و دمها بدمه،و شعرها بشعره،اللهم اجعله وقاءا لمحمد و آله» (10)
(خدایا استخوان آن در برابر استخوان این نوزاد،و گوشتش در برابر گوشت وى،و خونش در برابر خون او،و مویش در برابر موى او،خدایا آن را وسیله حفاظتى براى محمد و خاندانش قرار ده .)
و همچنین رسول خدا(ص)دستور داد موى سر نوزاد را در روز هفتم بتراشند و هم وزن آن نقره صدقه دهند،و سپس بر سر نوزاد«خلوق»ـکه نوعى عطر مخلوط بودهـمالید،و به دنبال آن به عنوان مذمت از رسم و شیوه معمول آن زمان که خون بر سر نوزاد مىمالیدند به اسماء که راوى حدیث است فرمود:«یا اسماء الدم فعل الجاهلیة»
(اى اسماء مالیدن خون بر سر نوزاد از کارهاى زمان جاهلیت است!)
و در پارهاى از روایات اهل سنت آمده که در روز هفتم مراسم ختنه نوزاد نیز انجام شد (11) ،ولى ظاهر روایات شیعه آن است که از جمله مختصات ائمه دین(ع)آن بوده که«مختون»(یعنى ختنه شده)به دنیا مىآمدند،جز آنکه به عنوان استحباب و سنت،صورتى (12) از این کار را انجام مىدادند... (13)
و از جمله سنتهاى نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست،یعنى براى سلامتى و حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنى و انسى به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او را در پناه خدا قرار داده و به خدا مىسپارند.
و طبق روایات بسیارى که در کتابهاى شیعه و اهل سنت آمده،رسول خدا(ص)دو فرزند خود حسن و حسین(ع)را به این دعا تعویذ فرمود:
«اعیذ کما بکلمات الله التامة من کل شیطان وهامة و من کل عین لامة» (14)
(شما را پناه مىدهم به کلمات تامه و کامله پروردگار از هر شیطان بدخواهى و از هر چشم زخمى.)
و در روایت دیگرى است که این گونه مىفرمود:
«اعیذ کما من عین العاین و نفس النافس» (15)
(شما را پناه مىدهم از چشم چشم زن،و نفس نفس زن.)
کنیه و القاب
و از جمله آداب و سنتهاى ولادت نوزاد پس از نامگذارى،تعیین کنیهبراى اوست که طبق حدیثى،امام باقر(ع)فرمود:
«انا لنکنى اولادنا فى صغرهم مخافة النبز ان یلحق بهم» (16)
(ما براى فرزندانمان در کودکى کنیه قرار مىدهیم،از ترس آنکه مبادا در بزرگى دچار لقبهاى ناخوشایند گردند.)
و کنیه آن حضرت بر طبق روایات بسیارى«ابو محمد»بوده و کنیه دیگرى نداشته است.
و اما القاب آن حضرت بدین شرح است:سبط،زکى،مجتبى،سید،تقى،طیب،ولى...
و مرحوم اربلى در کتاب کشف الغمة پس از نقل کنیه و القاب آن حضرت از روى کتابهاى اهل سنت گفته است:مشهورترین این القاب«تقى»است و بهترین و شایستهترین آنها همان است که رسول خدا(ص)او را بدان ملقب فرمود و آن«سید»است. (17)
نگارنده گوید:ظاهرا نظر مرحوم اربلى به روایتى است که راویان اهل سنت و دیگران از ابوبکر روایت کردهاند که گوید:شنیدم از رسول خدا(ص)در حالى که بر فراز منبر بود و امام حسن (ع)در کنار او نشسته بود که گاه به مردم نگاه مىکرد و گاه به فرزندش حسن(ع)و سپس مىفرمود :
«ان ابنى هذا سید و لعل الله ان یصلح به ما بین فئتین عظیمتین» (18)
(این پسرم«سید»است و امید است خداوند به وسیله او میان دو گروه بزرگ را اصلاح کند.)
و جالب اینجاست که ابن اثیر جزرى به دنبال ذکر این حدیث گوید:«و اى شرف اعظم من شرف من سماه رسول الله(ص)سیدا» (19)
(چه شرفى بالاتر از شرافت کسى که رسول خدا(ص)او را«سید»بنامد.)
پىنوشتها:
1.مستدرک حاکم،ج 3،ص 169،اسد الغابه،ج 2،ص 9،اکمال الرجال خطیب تبریزى،ص 627،حیاة الامام الحسن،ج 1،ص .59
2.بحار الانوار،ج 43،ص 238،و به همین مضمون روایات بسیارى در کتب اهل سنت نقل شده که بیشتر آنها در ملحقات احقاق الحق،ج 10،ص 492 به بعد ذکر شده است.
3.بحار الانوار،ج 43،ص 251،حیاة الحسن باقر شریف،ج 1،ص 63،ملحقات احقاق الحق،ج 10،صص 501ـ .492
4.بحار الانوار،ج 43،ص 255،ملحقات احقاق الحق،ج 10،ص .498
5.حیاة الامام الحسن بن على،ج 1،ص .63
6.ملحقات احقاق الحق،ج 10،ص 488 و حیاة الامام الحسن بن على،ج 1،ص 63.و در مناقب ابن شهرآشوب از عمران بن سلیمان و عمرو بن ثابت نقل کرده که گفتهاند:«ان الحسن و الحسین اسمان من اسامى اهل الجنة و لم یکونا فى الدنیا»
7.بحار الانوار،ج 43،ص 239،مسند احمد بن حنبل،ج 6،ص 391،صحیح ترمذى،ج 1،ص 286،صحیح ابى داود،ج 33،ص 214،احقاق الحق،ج 11،صص 8ـ .6
8.و در برخى از روایات شیعه و اهل سنت آمده که دو گوسفند براى حسن(ع)و دو گوسفند براى حسین(ع)قربانى کرد،ولى روایت یک گوسفند مشهورتر و از نظر سند هم قوىتر از روایات دیگر است،چنانچه در حیاة الامام الحسن نیز بدان تصریح کرده است.
9 و 10.بحار الانوار،ج 43،صص 239 و 250 و 257.حیاة الامام،ج 1،ص 64.ملحقات احقاق الحق،ج 10،صص 17ـ .511
11.نور الابصار،ص 108،و ملحقات احقاق الحق،ج 10،ص 519 به نقل از مفتاح النجا بدخشى.
12.و به تعبیر روایات«امرار موسى»مىکردهاند.
13.سفینة البحار،ج 1،ص .379
14.سفینه،ج 2،ص 287 و ملحقات احقاق الحق،ج 10،صص 520 و 524 و .527
15.ملحقات احقاق الحق،ج 10،ص .527
16.حیاة الامام الحسن(ع)،ج 1،ص .65
17.بحار الانوار،ج 43،ص .255
18.الاصابه،ج 1،ص 329،مسند احمد بن حنبل،ج 5،ص 44،بحار الانوار،ج 43،صص 305 و .299
19.اسد الغابة،ج 2،ص .13
پىنوشتها:
.1 قول مشهور چنین است کامل ابن اثیر ج 20 ص .141
.2 مستدرک حاکم ج 4 ص 237 ـ سنن بیهقى ج 9 ص 299
.3 رجوع کنید به صلح امام حسن نوشته شیخ راضى آل یاسین ترجمه حجة الاسلام خامنهاى.
اسم الأب: الإمام علي (ع)
اسم الأمّ: فاطمة الزّهراء (ع)
تاريخ الولادة: 15 رمضان السنة الثالثة للهجرة
محل الولادة: المدينة
تاريخ الاستشهاد: 28 صفر سنة 50 للهجرة
محل الاستشهاد: المدينة
محلّ الدّفن : المدينة (البقيع)
الجاهلية والإسلام
ادامه مطلب رابخوانید.
رفتار آدميان اين زمان نسبت به خويش بسيار متفاوت است. برخي چشمه جوشاني از محبت و صفا در جام دل خويش هويدا دارند و شنيدن آه گرفتاران را تاب نميآورند و هستند عدهاي كه آن چنان از ديگران بيخبرند و آنقدر از يكديگر فاصله گرفتهاند كه همسايه همسايه را نميشناسد و فاميل فاميل را خبر ندارد.
اين فاصله در عصر آخرالزمان با كثرت كار و اندوختن مال بيشتر و بيشتر شده است.
كريم آل عبا، امام حسن مجتبي، عليه السلام، در دوران زندگي گوهربار خويش براي چندمين بار تمامي اموال و داراييهايشان را در بين مردم بينوا و مسكين تقسيم نمودند (مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 18)
آن هنگام كه مرد بينوايي خدمت حضرت شرفياب شد و گفت: اي امام مرا دشمني است كه بر من ستم ميكند و حرمت پيران را نگه نميدارد و بر بچهها نيز رحم نميكند. ابومحمد چون اين سخن را شنيد و برخاست و فرمود: بگو كه دشمن تو كيست تا حق تو را از او بگيرم. شخص گفت: اين دشمن فقير و تهيدست است. آن هنگام امام سر را به زير انداختند و دستور دادند هر چه قدر مال نزد ما است آن را به اين مرد عطا كنيد (العدد القويه، ص 359)
روزي مردي به آن حضرت لعنت و ناسزا بسيار گفت: آن امام هيچ نفرمود تا مرد شامي از دشنام دادن خسته شد. آن هنگام ابوالقاسم با روي گشاده بر آن مرد سلام كرد و فرمود: اي شيخ گمان ميكنم غريب باشي. پس اگر از ما چيزي ميخواهي بگو تا تو را راضي و خشنود كنيم. اگر سوالي داري جواب ميدهيم. اگر گرسنه هستي سيرت ميكنيم، اگر محتاج باشي بينيازت ميسازيم و اگر بار خود را به خانه ما فرود آوري و مهمان ما باشي تا موقع رفتن از تو بهترين پذيرايي را ميكنيم؛ چون كه درِ خانه ما باز است و مال فراوان است. سپس مرد از كار خود پشيمان شد و گفت: شهادت ميدهم كه خداوند بهتر ميداند كه رسالت و خلافت را در كجا قرار دهد (منتهي الامال، ص 304)
دردانه رسول در عين بخشندگي عابدترين مردم خود بود. چون مرگ را ياد ميكرد ميگريست و چون وضو ميگرفت، بندبند بدنش به لرزه ميافتاد و رنگ رخسارش زرد ميگشت و هرگاه عرضه شدنِ اعمال بر خدا را به ياد ميآورد فرياد ميكشيد (امالي صدوق، ص 150)

خدایا! در این روز، طاعت بندگان خاشع خود را نصیبم گردان
و شرح صدر مردانِ فروتنِ خدا ترس را به من عطا فرما
به حق امان بخشی خود، ای ایمنی دلهای ترسان!
(دعای روز پانزدهم ماه مبارک رمضان)
حکایتنامه
چون امام حسن، علیه السلام، متولد شد رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، تشریف آورده به اسماء گفتند: پسرم را بیاور. اسماء میگوید حضرت مجتبی را به دستش دادم در حالی که در پارچهی زردی پیچیده شده بود.
پس حضرت پارچه را انداخته و فرمود اسماء مگر سفارش نکرده بودم که تازه مولود را در پارچهی زرد نپوشانید. اسماء میگوید آنگاه حضرت را در پارچهی سفیدی پیچاندم و به حضرت دادم.
رسول خدا، صلی الله علیه و آله و سلم، بر گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواندند سپس رو به علی، علیهالسلام، کرده و گفتند: نامش را چه گذاردهای؟
امیر مؤمنان فرمود: بدون مشورت با شما اسمش را نمیگذاریم... .
حضرت رسول، صلی الله علیه و آله و سلم، فرمودند: من هم بر پرودگارم در نامگذاری این طفل سبقت نمیگیرم. جبرئیل نازل شد و عرضه داشت ای محمد، علی اعلی به شما سلام میرساند و میگوید علی، علیه السلام، به شما مثل هارون است نسبت به موسی گر چه بعد از تو پیغمبری نخواهد آمد پسرت را همنام پسر هارون نامگذاری کن.
پرسید اسم پسر هارون چه بود؟ جبرئیل گفت شُبَّر حضرت فرمود: زبان من عربی است. جبرئیل گفت او را حسن نام بگذارید. اسماء میگوید: پس او را حسن نامید بعد از آن چون روز هفتم شد رسول خدا صلی الله علیه و آله دو گوسفند فربه برای او عقیقه کرد و یک ران با یک دینار به قافله داد و سر او را تراشید و هم وزن موی او نقره صدقه داد و سر او را خوش بو کرد.
(کشف الغمه 43/438)
روایت نامه:
چون امام حسن وضو میگرفت اعضاء و جوارح حضرت به لرزه میافتاد و رنگ مبارکش زرد میشد، میفرمود به جاست هنگامی که هر بنده در نزد پروردگار عرش قرار گیرد رنگش زرد شود و جوارحش بلرزد.
(مناقب 4/14)
امام صادق علیه السلام : امام حسن مجتبی علیه السلام بیست و پنج مرتبه پیاده، حج را به جا آورد و تمام اموالش را دو مرتبه با خدا تقسیم نمود.
(کشف الغمه 43/339)
«وَ يُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مُسکيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُريدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُورًا» و طعام را در حالی که خود دوستش دارند به مسکين، يتيم و اسير می خورانند جز اين نيست که شما را برای خدا اطعام می کنيم و از شما نه پاداشی می خواهيم نه سپاسی.»
انفاق، ايثار، سخاوت و جود علی(ع) زبان زد خاص و عام و حتی دشمنان آن حضرت است. آيات قرآن کريم هم چون آية ولايت و نيز سورة مبارکة "هل اتی" گواه انفاق، ايثار، سخاوت و جود علی(ع), و خانواده بزرگوارش است. و گوهر انفاق و ايثار آنان عشق آنان به خدای متعال است .
امام حسن و حسین علیهما السلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: « چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.»
حضرت علی علیه السلام فرمود: « نذر میکنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.»
فاطمه نیز چنین گفت.
امام حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: « ما نیز سه روز روزه می گیریم.»
فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.
چندی نگذشت که حسن و حسین علیهما السلام شفا یافتند.
همه به نذر خود وفا کردند و روزه گرفتند، اما برای افطار چیزی در خانه نبود.
علی علیه السلام نزد یکی از همسایگان یهودی اش که پشمباف بود و شمعون نام داشت رفت و گفت: « آیا حاضری دختر محمد مقداری پشم برای تو بریسد و تو در برابرش کمی جو بدهی؟»
شمعون گفت: « بله.» و به او کمی پشم داد.
فاطمه علیهاسلام یکسوم آن پشم را ریسید و یک صاع جو از شمعون گرفت. آن را آرد کرد و با آن پنج قرص نان پخت؛ برای هر نفر یک قرص نان.
علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند، ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت: « السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه میخورید به من بخورانید. خداوند از نعمتهای بهشت به شما بدهد!»
همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.
فردای آن روز را نیز روزه گرفتند. فاطمه سلام الله علیها یک سوم دیگر از پشم را ریسید و یک صاع دیگر از جو را آرد کرد و پنج قرص نان پخت.
بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت: « السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه میخورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.»
همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند.
فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت:« السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمیدهید؟»
آن شب نیز همه نانهای خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.
فردای آن روز علی، حسن و حسین را نزد رسول خدا برد. آنها از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه برویم.»
نزد فاطمه رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است.
پیامبر او را به سینه چسباند و گفت: « به خدا پناه میبرم. شما سه روز است که گرسنهاید!»
جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.»
پیامبر فرمود:« چیست؟ »
جبرئیل آیات آغازین سورهی « هل اتی » را قرائت کرد تا رسید به آیه « انّ هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا.»
در روایتی دیگر از امام باقر علیه السلام آمده است که جبرئیل در روز چهارم با ظرفی پر از گوشت فرود آمد. اهل بیت از آن خوردند تا سیر شدند ، ولی چیزی از غذا کاسته نشد. حسین علیه السلام با مقداری از آن غذا از خانه خارج شد. زنی یهودی به او گفت: « شما که همیشه در گرسنگی به سر می برید این غذا از کجاست؟ مقداری از آن به من بده.»
حسین علیه السلام دست خود را دراز کرد که غذا را به او بدهد اما جبرئیل فرود آمد و غذا را از دست حسین گرفت و به سوی آسمان برد.
پیامبر خدا فرمود: « اگر حسین نخواسته بود از این غذا به آن زن بدهد، این ظرف غذا تا روز قیامت نزد اهل بیتم باقی بود؛ از آن میخوردند و هیچگاه چیزی از آن کم نمی شد.»
در جهت ترویج معارف اسلامی هيچ گونه محدوديتی نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] وجود ندارد.

































