تبليغاتX
پیامبر امید

مردانی از عشق همه روح های جهان - منتظر باشيد تا قالب زيباي وبلاگ كامل لود شود - اين لود شدن تنها يك دفعه کمی طولانی است و دفعه بعد خيلي زودتر وبلاگ پيامبر اميد روي رايانه شما لود خواهد شد- این وبلاگ را تا انتها ببینید ، مطمئنا دست خالی خارج نخواهید شد - متشكرم



شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک زير آن را سريعا نصب کنيد

نظرات زیبای شما به نام شما در وبلاگ ثبت می شود
برای لوگوهای مذهبی برای وبلاگتان از بخش سفارش دهید می توانید استفاده کنید


                   آخرین نوشته های وبلاگ

کلیک کنید قسمت همت طلب دعوت .... کلیک کنید
کلیک کنید إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ*فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ*إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ کلیک کنید
کلیک کنید رسول بادیه نشینان دشت محبت ! کلیک کنید
کلیک کنید پست قبلی را هم باید داشته باشین. کلیک کنید
کلیک کنید در شناخت مسائل بیشتر حواسمون جمع باشه. کلیک کنید
کلیک کنید فاطمه ... راضیه ... صدیقه ... چگونه وصفت کنم؟ کلیک کنید
کلیک کنید 15 خرداد را بشناسید .. کلیک کنید
کلیک کنید امام رفت اما راهش ادامه یافت. کلیک کنید
کلیک کنید خدای من ... کلیک کنید
کلیک کنید طلوع این جمعه هم بی تو گذشت ... غروب شد. کلیک کنید


                   سفارشات
                        در شناخت مسائل بیشتر حواسمون جمع باشه.

سلام

امروز وقتی وبگردی میکردم به یک وبلاگ وردپرس برخوردم (لینک).توی این وبلاگ پستی با عنوان تعدادي عكس سه بعدي از پارسه دیدم.

هر وقت من این عکسها را می بینم به خاطر اینکه اون زمان ایران از هر کشوری بیشتر متمدن تر متدین تر و پرقدرت تر بود لذت میبرم.

عکسها را که مرور میکردم به عکسی برخوردم.همون تصویر معروف قبر کوروش.با تعجب دیدم برخی (متاسفانه جوون) جلوی مقبره سجده کردند.حتما شما هم تعجب کردید و افوس خوردید.

برخی اوقات افراط در بزرگ کردن بعضی مسائل برای مردم ما (که افرادی در این مردم خیلی دهن بین افراطی و دم دمی مزاج هستند) مشکلاتی پیش میاره.هرچند شاید مقصود از این بزرگ سازی افراطی همین هدف باشد.

به نظر من تنها این تصاویر بناها تخیل ها داستان ها همه و همه یک نکته به ما میگن.اون نکته هم اینه که : «انسان و آدمی چه خوب باشه چه بد چه فقیر چه دارا چه شاه چه بنده چه ایرانی چه عرب چه زرتشتی چه مسیحی چه مسلمان همه و همه مرگ را می چشند و تنها چیزهایی که از آنها باقی می ماند آثار افتخارات و یا در مقابل آثار ظلم های آنها است.»

حکومت های شاهنشاهی هر چه باشن حکومت طاغوتی بودند. تنها افتخاری که ما میتوانیم به آنها داشته باشیم همان چیزهاییست که اول پست گفتم.حکومتی که ولی خدا در راس آن نباشد هیچ ارزش معنوی ندارد.یعنی تا زمانی که حکومت شاهنشاهی نهایت عدالت در آن رعایت بشه (که نمیشه چون شاه در همه حکومت های گذشته ایران باید سرمایه دار و فاخر تر از همه باشه.) تنها و تنها در همان زمان ارزش دارد.یعنی زمانی که دسترسی به ولی خدا نیست.

از طرفی نشناختن خود و در نتیجه نشناختن خدای مهربان و عادل و بزرگ منشا چنین رفتارهاییست.

متاسفانه این گونه رفتارها تنها در قشر خاصی از جامعه ما وجود دارد.

در همین وبلاگ نوشته ای آورده شده بدین قرار :

«ضعف و انحطاط ساسانیان درست متقارن شده بود با قدرت گرفتن اعراب تازی و اتحاد و بالا رفتن خودباوری آنان. اعراب از زمانیکه اسلام را پذیرفتند مرتب اوقات خود را در جنگ و خونریزی سپری می کردند و عقیده شان این بود که آنها حق دارند بعنوان سفیران اسلام هر کسی را به اسلام دعوت کنند و اگر او اسلام را نپذیرفت او را بکشند و زن و فرزندان و تمام اموال او را به غنیمت شخصی بگیرند! توجه کنید که این رویه در قبل از اسلام به شکل دیگری اجرا می شد، چرا که اغلب اعراب حرفه راهزنی داشتند و از طریق سرقت کاروانها امورات خود را می گذراندند و به این شغل هم افتخار می کردند. حال پس از اسلام به طریق دیگری به سرقت و غارت اموال دیگران دست می زدند.»

در جایی دیگه آورده :

«پس از آنکه شوشتر بدست اعراب افتاد، ابوموسی اشعری و عمار یاسر دستور به قتل عام مردم بی دفاع دادند و دهها هزار نفر از مردم بی گناه شوشتر توسط اعراب به قتل رسیدند.»

در این مطالب اصلا به بی کفایتی یزدگرد سوم اشاره نکرده و همش از بی کفایتی مردمی گفته که در سپاه ایران جمع میشه.بدیهی است که مردم ایران به این خاطر به سپاه یزدگرد نمی آمدند چون از دست حکومت او خسته شده بودند و در انتظار رهایی بودند.شاید این نوشته ها راست باشند ولی از برخی فرماندهان سپاه اسلام این اعمال غیر ممکن است.عمار یاسر از صحابه پیامبر بوده.این مسئله قتل عام از نظر شما می تواند واقعیت داشته باشد؟

مردم ایران همیشه ظلم ستیز بودند.مردم ایران در هنگام خلافت خلیفه های ظاهری اسلام بر علیه آنان شورش کردن و بالاخره انها را از ایران دور کردند.این مطلب را در وبلاگ نوشته بود.اما ننوشته بود که مردم ایران باز هم نهضت اسلامیشان را حفظ کردند.مثلا شاه اسماعیل مذهب شیعی پایه حکومتش بود و در تمام جنگ هایش نشان رجز خوانی دینی و اسلامی بود.

نظرتان را حتما بگویید.

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1387/03/23
                        امام رفت اما راهش ادامه یافت.

خرداد همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است .چه آن 15 خرداد خونین با شهادت ها جوی خون و بوی باروت و چه این 14 خرداد غمبار رحلت امام ورنگ غم و غربت ماتم.امام برای ما یک راه و صراط بود.میزان و ملاک بود.اسوه و الگو بود.از این رو با رفتن او راهش باقی ماند .گرچه امام روی درنقاب غبار خاک کشیده است ولی فرزندان داغدارش از راه امام و کلام امام مشعلی افروخته و بر افراشته اند تا ره بشریت امروز تیره نماند.


سالگرد رحلت امام سالگرد بیعت و میثاق است با آنچه امام بر سر آن جان بخت و شهدا در راه آن خون دادندو جانبازان سلامتی خود را بریا سلامت ماندن آن ایثار کردند.یعنی پیمان با خدا و رسول خدا و اسلام و انقلاب.


سالگرد عروج ملکوتیت باز هم غم چنگ بر دلهایمان میزند.سوگ ارتحال تو مدینه مدینه ایران را به غم و ماتم نشاند وچشم های اشک را از دیدگان خونبار امت عاشق جاری ساخت.آنچه رفت پیکر پاک و جسد مطهرت بود.آنچه ماند فکر ناب و اندیشه روشن و خط ماندگارت بود.
اماما! روح تو به اسمان ها پر کشید اما راه تو ای روح خدا در زمین و میان عاشقان تداوم یافت.


ای امام ای نگین افتاده از انگشترامت ! ای جان رفته از پیکر ایران! ای گوهر در خاک نهفته! ای پدر فرزندان شهدا!ای سالار بسیجیان عاشق!چگونه رفتن تو باور کردنی است!ای حیات بخش اسلام و ایران
گرچه حسینیه جماران از تو خالی است اما سینه هریک از ما حسینیه ای است پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.اکنون گرچه صدای تو خاموش است اما دل های ما محشری پر غوغا از کلام عطر آگین توست .گوش تاریخ از پیام های سنگین تو سرشار است.


امام رفت و بار غم بریا همیشه بر دلمان نهاد اما راهش ادامه یافت.

(متن از : خ هاشمی)


در زمان حیات گرانقدر حضرت امام خمینى(س) رهبر مسلمانان جهان، هر سال به مناسبت جشنها و اعیاد رسمى و مذهبى تعداد زیادى كارت پستال از طرف عاشقان آن امام راحل از دورافتاده‏ترین نقاط دنیا، از دل روستاهاى محروم آفریقا تا هزار توى خیابانهاى واشنگتن به دفتر امام ارسال مى‏گردید كه همگى نشان از تسخیر قلبهاى حقیقت‏طلب است؛ برخى از این كارت پستال ها به زبان هایى است كه براى گروه مترجمان ما هنوز هم ناشناخته مانده‏اند!

کارت های تبریک

تعداد زیادى كارت پستال در موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى(س) وجود دارد كه متن آنها كلكسیون زیبایى از زبان هاى شناخته شده و یا ناشناخته و گمگشته در دنیاست فرصت قلیل بود و مجال اندك، آنچه مى‏بینید مشتى است نمونه خروار...

 

تاریخ: 6/11/87 (سال 66)

فرستنده: فلورا بى‏موت

نشانى: امریكا، گلوسترسیتى، 803 JN خیابان 101 ماركت، 506 APT ، گلوسترتاون

توضیح: این كارت پستال كه ویژه بهبود یافتن از بیمارى است احتمالا زمان كسالت‏حضرت امام(س) ارسال شده است.

متن:

"سلامى گرم و بشاش; یعنى حامل افكارى كه روز به روز به شما مشغولند و در آرزوى اینكه نیروى سلامتى خود را بازیابید و تمام ناراحتى‏تان از آن گذشته باشد.

همه دعاهایم متوجه شماست - تمام دعاهایم براى سلامت و بهبود شماست".

 

تاریخ: سال 59

فرستنده: م. ج. موریناگا

نشانى: ژاپن 162، توكیو، شینجو كویو، ماگورازاكا 6 - 3

متن:

"سلام دائمى و بهترین آرزوهایمان را براى سال نو بپذیرید."

 

تاریخ: 20 نوامبر (1/11/1360)

فرستنده:آقاى اندروپایك

نشانى: انگلستان، آكسفورد، كلینپنگ، نورون، خانواده هونبا

متن:

"بهترین آرزوهاى ما را به مناسبت كریسمس و سال نو بپذیرید"

"ما همه در دعاهایمان به یاد شما هستیم."

 

تاریخ: 6 آگوست 1987

فرستنده: مرى

نشانى: انگلستان

توضیح: این نامه نشان ندارد ولى تمبر الحاقى و شرح پشت كارت پستال نشان دهنده این است كه این كارت از انگلستان ارسال شده است. این كارت مخصوص روز تولد بود. و قطعه شعرى نیز همراه دارد.

متن:

"امید است، روز تولد شما، شادترین لحظه‏هاى زندگى را برایتان به همراه داشته باشد."

شعر:

"زمین رویایى دارد،

تا همه میزها را مملو از نان و شراب زندگى كند.

همه جنگلهاى وحشى را رام نماید،

كویرهاى خشك و سوخته را رام نماید، كویرهاى خشك و سوخته را با چشمه‏سارهاى جوشان، نیرویى تازه بخشد زیبایى خالق خود را با برگ و گل و میوه و وفور نعمات زندگى آشكار نماید، پلى ساخته و آبریزها را به هم بپیوندند.

تمام قلبهاى انسانى را متحد سازد تا به ستایش او بپردازند، ستایش كسى كه به ما قدرت انجام وظیفه‏اى كه در اولین روز جهان آغاز گردید، عنایت فرمود."

سلام بر شما باد، همیشه پایدار باشى

مرى

 

تاریخ: اول شوال 1400

فرستنده: اظهر حسین

نشانى: اندونزى سوماتراى شمالى، مدان، NLJ پاسوندان شماره 19

متن:

"با بهترین آرزوهایم به همراه آرزوى خوشبختى شما در این روز سلامى و صلح، تقدیم مى‏گردد.

ارادتمند شما

به مناسبت روز عید فطر

 

تاریخ: 8 ژوئن

فرستنده: كین ساشا

نشانى: امریكا، كالیفرنیا 40016، ولینگتون 2126

متن:

"عزیزترین برادر

مقاومت كن، مقاومت كن

و امید است‏خداوند همیشه با شما باشد"

توضیح: نامه تاریخ ندارد، تاریخ فوق‏الذكر بر روى مهر اداره پست پشت پاكت مندرج است اما سال ارسال نامه مشخص نیست.

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1387/03/14
                        این آقا گله - گل . خدا حفظش کنه ننه.

این جمعه هم گذشت و تو آخر نیامدی
خیس عبوراشک شدیم و تو آخر نیامدی
از هجر تو چلچله ها غرق ماتم اند
پروازشان در گلو شکست و توآخر نیامدی


خدایا ! از آن زمان که شنیده ام " محبوبمان ناشناس در میان ما میگردد ودر همین فضا تنفس میکند و وقتی ظهور میکند همگان میگویند که ما پیش ازاین او را دیده ایم"
به همه سلام میکنم...
شاید لا اقل پاسخی هرچند به ناشناس از او بشنوم

ای خدا تا کی ما ناشناس بمانیم و او ناشناخته بماند
" اللهم عجل لولیک الفرج"
(از همکار:خ هاشمی)


کاش رهبران کشور ما هم چنین بودند.  (یک انگیلیسی)

احمدی نژاد روستا زاده است، ولی واقعاً مرد جنگ است.
-
زندگی ساده و متواضعانه ای دارد.
-
خوش به حال کسانی که در ایران زندگی می کنند. همان طور که رسول الله فرموده: بر شما همان طور حکومت می شود که خود خواسته اید.
-
او جیره خوار آمریکا نیست!

"دنیا برای دیگران باشد، آخرت برای ماست"
کسانی که درهای عقل را بسته اند، از اینکه او شناخته شود، می ترسند.
-
اینکه عقایدش را قبول دارم یا نه، مسئله ای دیگر است... اما از صمیمیت و تواضعش تقدیر می کنم.
-
من به این آدم افتخار می کنم. فقط در عصر حاضر، دولتمردی مانند او باید بیشتر به ظاهر خود برسد تا بیشتر بتواند بر انسانها تأثیر بگذارد!
-
شعر: ای شاگرد حضرت روح الله راهت باز باشد ای کسی که بر زمین سخت می خوابی! راهت باز باشد. ای کسی که امپریالیسم را له کردی راهت باز باشد و من تو را دوست داریم. (یک مالزیایی!)

- اینکه از میان پادشاهان و حکمرانان، کسی مانند احمدی نژاد پیدا شود، از الطاف خداوند است.

 او دل امام خامنه ای را شاد میکند و من از این موضوع شادمانم. (یک طلبه)
-
احمدی نژاد جنبه های دیگری هم دارد که در این نوشته نیامده. این آدم در این دنیا فقط یک خانه دارد و یک ماشین پجو 504 مدل 1979 ، طبیعی است که چنین آدمی شجاع باشد!
-
این آدم می تواند موجب وحدت مسلمانها شود.
-
برادرم محمود ! خدا یارت!
-
مگر می شود خدا به چنین انسانی کمک نکند!؟ احمدی نژاد و احمد نجدت سزار، اسمشان به هم شبیه است. اما زندگی شان هیچ شباهتی به هم ندارد!
-
رجایی زمانی احمدی نژاد. (یک منتقد)
-
راستگو و صریح است. سیاست نمی کند، بلکه کشورش را اداره می کند. مردم دار است، ساده زیست است.
-
نیازی به گفتن سخن زیاد نیست، فقط در یک کلمه: آدم کوتاه قد بزرگ!
-یک انسان است برابر غرب، سر خم نمی کند. برای مردمش زندگی می کند و مردمش تا آخر از او حمایت می کنند. (یک ارمنی)

کسی گفته بود که ایران در تاریکی قرون وسطی، سیر می کند. بله! ترکیه بدون اجازه ی آمریکا نمی تواند قدم بردارد؛ ایران قرون وسطایی، پروژه ی اتمی اش را تکمیل می کند. سلاح های ترکیه وارداتی است؛ ایران قرون وسطایی موشک هایی می سازد که به تل آویو هم می رسد. خواستم یادآوری کرده باشم. ( یک ترکیه ای اهل استانبول)

هرکس هرچه می خواهد بگوید. من این آدم را دوست دارم!
وقتی اول سخنرانی هایش این دعا "
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه" را میخواند عجیب تکانم میدهد مو بر بدنم سیخ میشود!


- در انتخابات پیش رو، رأی ام را به احمدی خواهم داد!

- از زندگی خودم خجالت کشیدم. شبیه بودن به رسول الله این گونه است. خداوند به او استقامت دهد. او را الگوی رهبران سنی ما کند. آمین. (یک برادر اهل تسنن)


- ملت ایران انقلاب کرد و با خونش از دینش محافظت کرد. این رهبر را هم خدا به عنوان لطف به آنها داد. این رئیس جمهور مکتبی هم خدا به آنها هدیه داد !
- حیران این آدم ام! بی ارزشی مادیات را به رخ  تمام دنیا می کشد.
- دلش بزرگتر از حجم اش است!

 

منبعش یادم بودا! ولی نمیدونم چرا یکهو پنجرشو بستم.میزارم انشاالله

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1387/02/18
                        عشق به ولایت .... گامی بزرگ برای سعادت

رئيس‌جمهور، 4 شنبه شب به صورت سرزده در جمع عزاداران حسيني مسجد ارك تهران حاضر شد. محمود احمدي نژاد كه با اين حضور مورد استقبال مردم حاضر در مسجد ارك قرار گرفته بود، در جمع عزاداران حسيني به سخنراني پرداخت.وي تاكيد كرد: من هرگز خاك پاي سينه‌زنان امام حسين (ع) را با دنياي سياستمداران مخالف ولايت عوض نمي‌كنم.

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1387/02/11
                        یه چیزایی بگم؟!

سلام به همه رفقا و همکارهای خوب خودم

این چند روز (۵ شنبه تا ۱ شنبه) اینترنت شهر ما برای انتخابات قطع بود.من هم مردم و زنده شدم.

اول از نظرهای خوب و گرمتون ممنونم.دوم یک گله دارم.

اینکه چرا علاقه دارید نظرها را خصوصی بدهید. چقدر من بدم میاد این قسمت نظرهای تایید نشده ام پر بشه.(دقت کن پسرم/دخترم دیگه از این کار ها انجام ندی!)

سوم اینکه به دوستایی که توی پست قبلی به پیامبر امید رای داده بودند. انشاء الله هیچ وقت نمیرید. (دیگه برو تحقیق کن چجوری آدم نمیمیره؟ الکی هم نیست!)

در هر حال خیلی خوشحالم که دوستانی مثل شما دارم.از تعریف های شما هم خیلی سپاسگذارم.

من یک وسیله خیلی خیلی کوچیکم. هرچی میاد از اون بالاییه ....

 

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1387/02/08
                        قیمت وبلاگ های امید

سلام

هیچ میدونستید وبلاگی که الان دارید میبینید ۱۷۶ ملیون دلار میرزه؟! باورتون نمیشه؟

قیمت وبلاگ پیامبر امید


My blog is worth $175,571.94.
How much is your blog worth?

 
 


My blog is worth $24,839.76.
How much is your blog worth?

به همین دلیل ....
پیامبر امید را به عنوان برترین وبلاگ فارسی انتخاب کنید.
 
دوستان عزيز و همراهان پیامبر امید
بار ديگر نظر سنجي بهترين و محبوب ترين وبلاگ هاي فارسي برگزار شده است.
با اين كه دير اقدام به ثبت لينك پیامبر امید در اين نظر سنجي كردم. اما اميدوارم با كمك شما دوستان عزيزدر اين نظر سنجي با رتبه خوب و سر بلند در آیم.
خوب شما دوستان و بازديد كننده محترم مي توانيد به وب سايت برگزاري نظرسنجي رفته (اینجا).
 
خوب شما دوستان بايد در قسمتهاي نشان داده شده آدرس روبرو را تايپ كنيد

در قسمتهای دوم اگر وبلاگ خاصی مدنظرتان است بنویسید. مثلا وبلاگ خودتان. شما 4 انتخاب دیگر هم دارید.
سپس بر روی دکمه ثبت کلیک کنید.

اميدواريم با حمایت شما دوستان پیامبر امید به عنوان یکی از محبوب ترین وبلاگ های فارسی انتخاب شود.


موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1387/02/03
                        به راحتی نخوان - او پدر شهید است!

منبع و اطلاعات بیشتر

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در شنبه 1387/01/10
                        پرواز زیبای دوست

عزیز خود را راهی زیارت عزیزان ملت کردند .

مثل همیشه بود.

سفر

با همکاران دوستان آشنایان

سفر زیارتی

خیلی خوش میگذشت.

اگر میشد....

نشد.

همین!

به راحتی یک لغزش و یه اشتباه کوچک

۲۷ مهمان و پرواز زیبا جاده شهرکرد - ایذه را نورانی کرد.

عروج سعادتگونه ۲۷ معلم عزیز هم استانیمان را به تمامی خانواده هایشان

امام زمان (ع) و تمامی ایرانیان تسلیت عرض میکنم.

اشتیاق زیاد برای زیارت خانه شهدا بود.

خیلی زود به مقصد رسیدند.

به سعادت ...

امشب در آرامگاهشان جشن شادیست.

تمام شهدا دعوتند چون مهمان عزیز دارند.

از کجا معلوم ...

شاید شهیدی دست بر گردن معلم خود روی اطلسی های بهشت قدم می زنند.

شاید شهیدی معلمش را پس از مدتها می بیند.

عشق است ....

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1387/01/06
                        حساسیت های بی مورد را چگونه تعبیر کنیم.

دو روز پیش در پی برنامه تدفین شهدای گمنام در دانشگاه شهرکرد از افرادی که علاقه مند کارهای اجرایی ، پشتیبانی و فرهنگی مراسم هستند دعوت شد در مجمعی برای ثبت نام اقدام کنند.من هم به سالن شهید مطهری در دانشکده کشاورزی که همون مجمع بود ، رفتم.آقای دکتر مولوی عضو هیئت علمی دانشگاه و گروه حقوق که مسئول و رابط این برنامه بودند در مورد مسئله صحبت میکردند.

کمی که گذشت ، این اجتماع مثل همه اجتماع های قبلی در مورد این برنامه به حواشی کشیده شد. موافق ها و مخالف ها شروع به بحث کردند.البته بحث که چه عرض کنم.اگر حضور آقای امامی نبود بحث به جدل هم کشیده می شد.

در بین بحث ها به وضوح نشانه های افراط و تفریط بود.جالب تر اینکه افراطیون وتفریطیون بدون اینکه متوجه باشند از نظرات هم طرفداری میکردند.البته افرادی هم به قول معروف مثل نخودچی چاشنی گفته های دو دسته قبلی می شد.

دانشجویی! نسبت به وعده های آقای دکتر مولوی در مورد امنیت قبل و بعد مراسم ، تصمیمات هیئت امنایی که قرار بود تشکیل بشه مشکل داشتند و تأکید میکرد که این گفته ها حتما مکتوب شود.

البته به گفته دکتر مولوی در ردیف های جلوی مجلس کسی در حال کتابت بود!

از حرف های اون دانشجو می تونستی متوجه بشی که ، طرف نگران لطمه خوردن به درسش ! یا به حواشی تحصیلش است و به قول خودش این لطمه با ورود سپاه یا نیروی انتظامی به دانشگاه برای برگزاری مراسم بود.قابل ذکر است که این دانشجو به قول یکی از دوستانش ترمهای ۱۰ تا ۱۲ درسش بود.

میگفت: (( اگر بعد از خاک سپاری دو ماه بعد هیئت امنا تشکیل بشه و سه ماه بعد سپاه در خواست برگزاری مراسم در دانشگاه را در کنار این قبور بدهد و هیئت امنا قبول کند اون وقت چی؟ ))

باید گفت که حضور نیروهای مسلح و نظامی و انتظامی تنها و تنها برای اقدامات انتظامی و امنیتی در دانشگاه ممنوع است.در ضمن با شعور بالای نیروهای نظامی ما، هر وقت در دانشگاه خواستند حضور پیدا کنند بدون لباس نظامی بوده و به صورت یک فرد کاملا عادی بوده.و حضور نظامی گونه این افراد تنها در صورت اجازه رسمی رئیس دانشگاه است فقط برای مسائل امنیتی و ایجاد نظم و امنیت در اغتشاشات است.

از طرفی اعتراض به این مسئله مثل همه مسائل تنها و تنها در صورت داشتن معرفت به جریان صحیح است.

از طرفی افراد دیگه ای اعتقاد داشتند دانشگاه تنها و تنها از این شهدا می خواهد استفاده کند و مانند یک پتک بر سر آنهایی که می خواهد بزند.جواب این مسئله هم داده شد.

۱- اگر بحث خجالت کشیدن از شهدا باشد به قول یکی از دوستان در جمع . فلانی ها از خدا خجالت نمی کشند چه برسه به شهدا.

۲- وجود مسجد هم در دانشگاه همین حکم را دارد.چرا هیچ اعتراضی در مورد این مسئله نیست.

۳- دانشجویی که در هیچکدام از مراسم مذهبی ، نماز جماعت ، صحبت ها و سخنرانی ها به خاطر فقط افزایش معرفت ، حضور ندارد چگونه به خودش حق ایراد اعتراض در مورد همچین مسائلی را می دهد.هر چند به صحبت های آنها نمی شود گفت اعتراض.بیشتر به کارشکنی می آید.سنگ اندازی که شاخ و دم ندارد.

۴- حضور شهدا در هر نقطه ای بدون شک ، طبق قانون قضا و قدر و مقدرات دنیوی و معنوی ، صد در صد در تعالی دانشگاه موثر است.حداقل کسی که بالفرض پوشش مناسبی ندارد در کوچکترین نگاه حداقل با دیدن این مزارها شاید نورشان به چشمش برسد و تحت تاثیر قرار بگیرد.ولی وجود معرفت باز الزامیست.

۵- مشکلی که در جامعه وجود دارد که چنین صحبت های می شود نشانه اینست که اعتقادات و معنویات هر کس خصوصی شده.شناسایی شیرینی معنویات افراد خاص به هیچ وجه قابل فهم برای عموم به تصویر نکشیده شده است.

۶- به قول آقا سجاد گل ((این مائیم که محتاج حضورشان در جمع بی صفایمان هستیم!شهدا برای خندیدن به ما نهم اسفند (اربعین حسینی) می آیند.))

این مطلب را که از وبلاگ جاده انتظار آوردم بخونید.

آیا این احتمال وجود ندارد که تدفین شهدا در دانشگاه مسبب بی احترامی و هتک حرمت آنان بشود. آیا سزاوار است اجازه بدهیم به مقام بهترین های کشور اهانت شود؟

مطرح کنندگان این مسئله نوعا کسانی هستند که از باب دلسوزی و برای حفظ حریم والای شهدا سخن می گویند. اینان مطرح می کنند فضای دانشگاه فضایی است که احتمال انجام خلاف شرع یا گناه در آن می رود. لذا قرار گرفتن شهدا در صحن دانشگاه می تواند موجب بی حرمتی به آنان شود. در پاسخ 4 مسئله را می توان طرح کرد:

     الف) گفته می شود شهدا مقدسند. به راستی تقدس مسجد بالاتر است یا تقدس شهدا؟ تقدس حسینیه و پرچم سیاه سیدالشهداء بالاتر است یا تقدس شهدا. مگر نه این است که شهدا وجودشان هزینه اینهاست؟ اگر بنا باشد این استدلال را بپذیریم باید تمام آنچه با عنوان شعائر مذهبی نه تنها در دانشگاه بلکه در متن جامعه می شناسیم را حذف کنیم. چرا پیامبر اکرم نعوذ با... به عقلش نرسید که ساخت مسجد آنهم در وسط شهر می تواند موجبات اهانت به مسجد را فراهم کند؟ آیا این احتمال وجود ندارد که کسی حتی در داخل مسجد گناه کند؟ چرا در دانشگاه مسجد می سازیم؟ مگر مسجد مقدس نیست؟ مگر این احتمال وجود ندارد که در صحن مسجد دانشگاه گناهی صورت بگیرد؟ اگر دقت کنید می بینید که طرح این نگاه به نوعی دامن زدن به مغلطه حذف سوال است.

     ب) آیا گناه کردن فقط در جایی که شهدا باشند اشکال دارد؟ مگر دانشگاه مقدس نیست؟ اگر وقوع یک عمل خلاف شرع در جوار یک جایگاه مقدس می تواند موجب بی حرمتی به آن باشد، شرایط وقوع گناه در بطن یک محل مقدس چگونه است. اگر واقعا دغدغه حفظ تقدس ها وجود دارد چرا در این باب سخنی گفته نمی شود؟

     ج) برخی از کسانی که این بحث را طرح می کنند، مرادشان چیز دیگری است. در زندان به امام می گفتند که آقا سیاست پدر سوختگی دارد. سیاست با مقام روحانیت سازگار نیست. اگر شما وارد فضای سیاسی شوید ممکن است حرمت روحانیت خدشه دار شود و... برخی برای آنکه مانع حضور روحانیت در صحنه جامعه شوند از باب دلسوزی چنین سخن می گفتند. به نظر می رسد عده قلیلی با طرح این شبهه می خواهند سرپوشی بر  مسائل دیگر بگذارند. و الا دینی که نتواند وارد زندگی و به بیان بهتر واقعیت زمان بشود نامش دین نیست. دینی که نتواند در مورد اصول زندگی برنامه عملی ارائه کند جایگاهی ندارد. شهدا خوبند ولی نباید در کنار ما باشند. باید در گورستانی دور افتاده به خاک سپرده شوند! شهدا خوبند اما همچون قرآن تنها برای سر طاقچه! اگر آمدند و در کنار ما قرار گرفتند، دیگر خوب نیستند. دین خوب است اما نباید حوزه اش از بازه امور شخصی خارج شود. دین خوب است اما دینی که در حد یک امر فردی خلاصه شود و کاری به صحنه اجتماع نداشته باشد. از این نگاه تعبیر به حفظ فرم و حذف محتوا می کنند. یعنی آنچه به عنوان فرم و ظاهر است حفظ می شود اما آنچه اصل و بطن داستان است کنار نهاده می شود.

     د) حتی اگر این فرض را بپذیریم این مسئله دلیل عرضه نشدن حقیقت نمی تواند باشد. مگر به پیامبر اهانت نشد؟ مگر به خاندان سیدالشهدا اهانت نشد؟ آیا حسین نمی دانست اهل خیام اسیر خواهند شد؟ آیا حسین نمی دانست زنان و کودکان دست بسته وارد بازار کوفه خواهند شد؟

 

من اضافه میکنم.

۷- اگر خودت را بشناسی همه چیز را می فهمی همه کس را می فهمی.این تنها و تنها معرفت است.

در روایتی داریم کسی که نسبت به خودش جاهل است نسبت به هر چیزی در عالم جاهل است.

 وقتی لذت بالا تر را بچشی لذت هایی که وجود شهدا در دانشگاه شاید و به حکم کسانی احیانا تعطیل بشه اصلا مهم نیست.چرا که لذت بالا معرفت به شهداست.

 

۸- وقتی اعتقاد داشته باشی.وقتی مشکلی با خودشناسی خداشناسی امامشناسی و ... نداشته باشی - یه جوری ناخود آگاه خواستار این اتفاق می شوی.بدون اینکه فکر به دلایل الزامش کنی از وجود این حادثه در دانشگاه لذت می بری.احساس میکنی از این به بعد با وجود این اتفاق نیروی بازدارنده ای که سالها از خدا میخواستی داره بهت میرسه.تحت تاثیر قرار میگیری.

 

۹- برای داشتن معرفت نباید به قفل های کوچیک گیر بدیم.نباید خودمون را درگیر این چیزها کرد. به فکر قفل های بزرگ باشید.در حاشیه باید گفت چرا قبلا که جمعیت دانشگاه کم بود مسجد دانشگاه در ظهر تنها ۲ یا ۳ صف بیشتر نمازگزار نداشت.

 

۱۰- مشکل دیگه بزرگنمایی رسانه های دانشگاه و بی اعتمادی نسبت به آنهاست.

 

۱۱- با جمع آوری همه حرف و حدیث هایی که بیان شد اصلا نمی توان فهمید هسته اصلی مشکل چیست.

 

۱۲- شهید خاصیتی دارد که اگر معرفت نسبت به او داشته باشیم میگیم من این دنیا را نمی خوام و باید برم و الان باید برم و اصلا این دنیا برام مهم نیست.خبر شهید که میاد حب دنیا از دل زائل می شود. به نظر شما تاثیر احساسی عوام اس؟ !یا رفیق بازیه؟ یادتونه امام حسین (ع) در خبر شهید مسلم دختر مسلم را خیلی نوازش کردند و بهش گفتن من بابای توام دخترم.بعد امام حسین (ع) فرمودند: ((دیگر خیری در عیش و زندگانی بعد از این شهدا نیست.)) این جمله احساسی و درس حسین (ع) به ماست.پس چگونه گوشه ای از دانشگاه را برای پاک بودن برای زیبا بودن برای منبع نور بودن هدیه کنیم به کسانی که تمام ایران هدیه آنهاست.با اینکه مراسم سید الشهدا در دانشگاه اجرا می شود.اگر در مراسم شرکت کنیم و داغ این مصیبت به دلمان بشیند عاشق این دنیا می مانیم؟

آیا با وجود این مراسم ها گناه در دانشگاه نیست؟ اگر قصد سوء استفاده افراطی دینی باشه با آقای شهدا نمی شود (نعوذ باالله) کرد.این ۵ تن گمنام دانشگاه ما خاک پای حسین (ع) هم نیستند.شما که در برابر این ۵ عزیز مقاومت می کنید چگونه در برابر حسین مقاومت نشان نمی دهید که هرگز نشان نمی دهید.این نشانه سطحی نگریست.در عاشورا ته دل فعال میشه.چرا حالا هم ته دلت فعال نمیشه.به خدا حالا هم گوشه های کربلا نمایان است.وقتی ایمان پیدا کنی که به شهید مدیونی این مراسم تدفین برای جبرانش پیشت کمترین ارزش را دارد.در خودت نمیبینی که بتونی جبران کنی.

عبدالله بن عمر با حضرت علی (ع) بیعت نکرد ولی در زمان امام حسین (ع) ایشان به او فرمودند: تو هم بیابریم.

حالا که ما خراب این دیاریم.سربازان حسین (ع) را بر سرمان می گذاریم.ارزش میگذاریم .امام حسین (ع) به ما نظر نمی کند؟به خدا بهترین زمان برای پاک کردن دله.اثر شهید یعنی عرفان.از این شهدا تاثیر بگیریم.

 

 

نظرتان را حتما بگویید.

موضوع مطلب : |:| روزانه

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1386/11/30