شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک
زير آن را سريعا نصب کنيد
نظرات زیبای شما به نام شما در وبلاگ ثبت می شود
برای لوگوهای مذهبی برای وبلاگتان از بخش سفارش دهید می توانید
استفاده کنید
قسمت همت طلب دعوت ....
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ*فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ*إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
رسول بادیه نشینان دشت محبت !
پست قبلی را هم باید داشته باشین.
در شناخت مسائل بیشتر حواسمون جمع باشه.
فاطمه ... راضیه ... صدیقه ... چگونه وصفت کنم؟
15 خرداد را بشناسید ..
امام رفت اما راهش ادامه یافت.
خدای من ...
طلوع این جمعه هم بی تو گذشت ... غروب شد.
اون روزهایی که نیروی انتظامی پوست خیلی بد حجاب ها را می کند ! (این تعبیر بعضی ها بودا مال من نیست.) و یک کمی بد حجاب ها را هم ارشاد می کرد. توی دانشگاه هر وقت سر کلاس بحث می شد همه می گفتند (( حالا هیچ مشکلی این مملکت نداره اینها گیر دادند که چرا فلانی اینجوری لباس می پوشه؟ )) می گفتند (( بن*زین و بیکاری و خونه و ماشین جوونا تامین نیست اونوقت گیر دادند که چرا لباست اینجوری . بی تربیت چرا موهاتو اینجوری کردی و از این قصه ها. ))
حالا چی؟! ....
چند وقته از طرح می گذره خوب انصافا خیلی خیلی تاثیر داشته.حداقل که توی شهر ما موثر بوده.
حالا اشکال کجاست؟! این جمله را یا خواندید یا جایی شنیدید. ((يانگوم به عنوان جاذبه گردشگري!))
بدتر دیگه اینکه آمیتا پاچان هم اینجوریه.
اینو داشته باشید تا بریم از جایی دیگه به اینجا برسیم :
۱- آثار باستانی ایران در حال نابودی اند. (دقت شود فقط تخت جمشید آثار باستانی نیست . هرچند داره کم کم ....)چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
۲- جنگل های شمال که طعمه ... حریق نه . طعمه ماشین و اره و جاده و شهر میشه.چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
۳-رسوم توی شهر و روستا با فرهنگ بد غربی داره عوض میشه که نمونه اون توی مراسم عروسیه.چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
۴- عشایر دارند از شدت فقر و بدبختی نابود می شوند.همه دارند کم کم ساکن میشن.چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
۵- روستا ها دارند شهر میشن و به قول یکی از وبلاگ نویس ها چه شهر های زشتی.چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
۶- از شدت آلودگی هوا آثار باستانی در حال تخریبند.(باران اسیدی خوب همینجوری درست میشه)چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
۷- دلمون میخواست کمی خرج کنید یک فیلم دلچسب ارباب حلقه ای از شاهنامه درست کنید.چرا درست نمی کنین ؟ - پول نداریم.
۸- اگه یکی بخواد بره جایی گردشگری !!! ماشاء الله دور و برش پر از (به قول ادبیان) تکدی ها میشه. همین آبشار لردگان خودمون. (البته توهین به اونجایی ها نشه. ولی خودشون میدونن که کیا را میگم)چرا جلوشو نمی گیرین ؟ - پول نداریم.
حالا یانگوم که عاشق چشم و ابروی ما نیست پاشه بیاد اینجا.
حالا پولش بی خیال. عکساشو که کمتر کسی ندیده.یا می خواهید چون توی اون فیلم عالی بود ( منظور با سانسور محجوب - با ادب - متین و خانم شده بود. ) حالا واقعیت هم اینجوری باشه.
خیلی چیزهایی که نیاز به سانسور در فیلم نداشت سانسور شده.حالا خودش می خواد بیاد (بیارنش).
خدا به خیر کنه.
نقل قولی هم از وبلاگی بخوانید.
به خدا نميخواهم مدام نقد كنم و غر بزنم و سياه بنويسم اما آخر شما ببينيد وضعيت مسخره ما را در اين مملكت ! نميدانم اصلا طنز است ؟ جدي است ؟ شوخي است ؟ مسخره است ؟ مسخرهمان كردهاند ؟ خر فرضمان ميكنند ؟ نميدانم و نميفهمم با چه معيار و بر اساس چه شناختي از افكار و خواستههاي ما بر اساس كدام نيازسنجي چنين برنامههاي ابلهانهاي برايمان طراحي ميكنند.معاون سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور اعلام كرده است كه اين سازمان لابد به هدف تقويت پايههاي ويران صنعت گردشگري كشور در تدارك دعوت از « يانگوم »براي حضور در ايران است !! يانگوم ، بازيگرسريال درجه سه ساخت كره جنوبي همراه با آقاي آميتا پاچان به دعوت و همت سازمان ميراث فرهنگي به زودي به ايران ميآيند.پنجم تا يازدهم مهر هفته گردشگري نامگذاري شده و به همين مناسبت سازمان ميراث فرهنگي به صرافت افتاده تا يانگوم خانم را بياورد ايران لابد به عنوان يك جاذبه گردشگري ! كار مهمتري هم اگر فكر كردهايد در اين سازمان وجود دارد اشتباه كردهايد.نه آثار باستاني در حال نابودي اين كشور مهماند نه وقت براي ترميم زخمهاي طبيعت و جاذبههاي توريستي كشور داريم و نه حتي پول براي تامين پليس ميراث فرهنگي و يا شناساندن همين فرهنگ و هنر و تاريخ و بناهاي كهنسال كه اين قدر به آنها ميباليم...وقت و بودجه براي اين كارها نيست.عشاير در حال نابودياند ، روستاها شهر شدهاند ؛ آن هم چه شهرهاي زشتي ، از معماري زيباو آرامشبخش ايراني تنها عكسهايي به يادگار در كتابهاي ايرانگردي باقي مانده ، صنايع دستي و آداب و آيينهاي ملي و محلي كه ميتوانند از نقاط قوت گردشگري ما باشند خاك فراموشي ميخورند ، شهرها و ساكنانشان از اين همه ناموزوني و زشتي و فراموشي رنج ميبرند و بعد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ما ، سوار بر موج تودهگرايي يانگوم را به ايران دعوت ميكند و خودش هم نميداند كه هدفش چيست ؟ گسترش فرهنگ توريسم يا تحميق ملت ؟
خلاصه عجله كنيد كه بليت ممكن است زود تمام شود و شما ايرانيان كه « هنر را نزد خود داريد و بس » خداي ناكرده از ديدن اين جاذبه گردشگري جهاني بازبمانيد.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
چند وقتی بود می خواستم همچین مطلبی را بنویسم.
مسئله ای که می خواستم براتون بگم در مورد همین جایی که داریم توش زندگی می کنیم.

دیروز با یکی از دوستانم در مورد لباس - رفتار - نگاه افراد جامعه به هم و از این جور مسائل صحبت می کردیم.
من ازش سوال کردم آیا واقعا وقتی یک روز در خانه هست و بیرون نمیاد کمتر احساس گناه نمی کند؟ آیا اصلا احساس گناه می کند؟
گفتم که من اینگونه هستم.حتی بر خی روزها در خانه هستم و بیرون از منزل نمی رم خیلی از نظر روحی شاد تر هستم.
حالا بپرسین چرا؟
شاید کمی متوجه شده اید که می خوام چی بگم!
از وقتی که نی نی بزرگ شدیم.(وقتی که نی نی بودی ولی خوب و بدو می فهمیدی) می گفتن یک نگاه حلاله.
به چی ؟ - خوب به نامحرم دیگه.
بعدا فهمیدیم فلسفه یک نگاه همان نگاهیست که در مراودات روزانه با افراد جامعه خیلی کوتاه به صورت اشخاص یا به افراد می افتد و می گذرد.ولی اگه بخوای بیشتر نگاه کنی و با دوستت در باره اش حرف بزنی (البته نه همه حرفی) یا توی ذهن خودت خیال پردازی کنی خوب مشکل داره دیگه.
از اون وقتی که من هم خودم را در محضر خدا دیدم. و از اون وقتی که احساس سنگین گناه هنگام برخی کارها بهم دست می داد تصمیم گرفتم تا آنجا که می تونم خودمو کنترل کنم.مخصوصا اینکه پسر هستم. اونم چه گل پسری.
بهترین روش برای اینکه نگاه اتفاقی هم پیش نیاد نگاه به زمین یا به جاهای دیگه است.
حالا می خوای به زمین نگاه کنی. باز هم مشکل...!
بگو چی؟
متاسفانه برخی از کسانی که می دونن باید پاهاشونو بپوشونن باز هم اهمال می کنند و با جوراب این کار را نمی کنند.
حالا این به کنار. یک (ی را با فتحه بخوانید که محکم تر به نظر برسه) کفشهایی اومده برای این خانوما که آدم شاخ در میاره.
اصلا معلوم نیست این کفش چجوری به پای طرف ایستاده. بعد هم مثل این پارچه های منجق دوزی شده می مونند. ارزون ارزونم هستند. ۳۵۰۰ یا ۲۵۰۰ ناقابل.
خوب گفتیم بی خیال. راه که می رم سعی می کنم به ویترین مغازه ها یا درو دیوار و پوستر ها نگاه می کنم.
باز هم مشکل ...
بگو بازم چی ؟ - حالا می گم.
یکی اینکه مغازه های لباس فروشی که فت و فراوون. هر ۱۰۰ متر یک لباس فروشی و بوتیک.
خوب حالا می خوان ای فروشنده های محترم لباساشونو نمایش بدن.تن مانکن میکنند.
مانکن ها که دیگه انگار نه انگار توی جامعه اسلامی هستند. خیلی بی تربیت شدند.
توی مغازه را نگاه می کنی می بینی یکی از اون مانکن ها هم وایساده پشت میز فروش. دقت که می کنی می بینی نخیر ایشون فروشنده محترمه هستند. (محترمه را دقت کنید.)
خانمی که روی مانکن ها و عروسک های مغازه بغلی را رو سفید کرده.
گفتیم بی خیال تنها جایی که مونده آسمون و هواست.
باز هم مشکل ...
- حالا بگو چی ؟
ساختمون های بلند. همه واحد ها ایوان دار و با صفا. چشمت که به ایوون خونه ها می افته. چیزی که نباید ببینی می بینی.
اصلا یا برای طرف مهم نیست یا اینکه متوجه نیست.پشت پنجره یا توی ایوون با یک وضعی اومده انگار همه افراد خیابون داداشی اند.
چشمها را هم ببندیم که می افتیم توی جوب.
این معضل هم توی دانشگاه به صورت فجیع تر قابل دیدنه. مخصوصا اونهایی که تازه میان دانشگاه جو گیر شدند.
این برای خانومها.
پسر ها هم که ماشاء الله با موهای جفنگ با کلاس شدند.
پیرهن پوشیده روش فحش به خودش داده. فقط حال می کنه انگلیسی نوشته. همین چند روز پیش دیدم کسی روی پیرهنش نوشته بود یانکی.بدتر از اینها هم هست.
موبایل ها هم که شده کلکسیون تکست و فیلم بد (همون مستح*جن)
حالا شما بگین
این مطلب را ادامه می دم.حالا می خوام برم یکی از اون کارهایی که اصلا دوست ندارم انجام بدم .می خوام برم توی صف نانوایی.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب

در این سایت می توانید به راحتی هر وسیله ای از قبیل مقنعه و روسری و طلا و جواهرات اسلامی و مانتو و عباهای زیبا که اکثر آنها شایسته بانوان ایرانیست را انتخاب کنید و با هرگونه نوع پرداخت وجه (حتی اگر کارت اعتباری هم نداشته باشید) وجه آن را بپردازید و آن را بدون هزینه پست برایتان ارسال می کند.
.:: لینک سایت ::.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
2 ـ افراط در معاشرتهاى فاميلى
3 ـ وضعيت روانى
- در تربيت دختران و آموزش مسائل مذهبى و اجتماعى آنها, بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه هر چند ممكن است انسان از طريق خودنمايى بدنى و رفتارهاى تحريك كننده, توجه عده اى را به سرعت به خود جلب كند, لكن بايد دانست كه اين عده از جمله كسانى هستند كه تا وقتى به آنها بهره داده شود با آن شخص هستند ولى به محض اينكه احساس كنند طرف و شخص مورد نظرشان بهره دهى را از دست داده به بدترين وضع او را رها مى كنند. و موجب نگرانى, دلهره و افسردگيهاى روحى و چه بسا خودكشى آنان شود; زيرا چنين زنان و دخترانى به اين اميد تسليم هوسهاى مردان و پسران شده اند كه شايد كسى حاضر باشد در غمها و شاديهاى آنها شريك باشد و حال كه به مقصود خود نرسيده اند, نسبت به آن واكنش نشان مى دهند.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
در وهله اول جوانى در واكنش به چنين جمله اى هيجان زده مى شود كه شناخت درستى از جنس مخالف ندارد و رفتار درست در برابر آنها را تمرين نكرده و آموزش نديده است. در مرحله بعدى جوانى اينگونه هيجان زده مى شود كه به نوعى خود را تشنه محبت مى داند و احساس مى كند كه محبتها نسبت به او دريغ شده و يا اينكه جنبه صورى داشته اند.از اين رو بايد نوجوان به لحاظ شخصيتش نيز مورد احترام و تكريم قرار گيرد و حضور او در جمع بزرگترهاى خانواده و جامعه, پذيرفته شود تا او احساس كند كه همه افراد او را دوست دارند. چنين فردى است كه تنها با يك جمله "دوستت دارم" از خود بى خود نمى شود.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
2. عدم اختلاط زن و مرد
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
- در بیان اوصاف دهمین گروه ، اشاره مى کند که آنها بسیار یاد خدا مى کنند و بعید نیست که بیان این مطلب ، دلیل رابطه نزدیکى میان عفت و یاد خدا بودن ، باشد که نتیجه همه اینها ، آمرزش الهى و اجر عظیمى است که عظمتش را تنها خودش مى داند.
- مردى خدمت امام علیه السلام عرض کرد: اعمال و طاعات من ضعیف و روزه ام کم است ولى امیدوارم که هرگز مال حرامى نخورده ام.
امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «کدام تلاش در راه اطاعت خدا ، برتر از عفت در مقابل شکم ومسایل جنسى است.»
- امام على بن ابیطالب علیه السلام در این رابطه مى فرمایند: « هنگامى که خداوند خیر و خوبى براى بنده اش بخواهد ، به او توفیق مى دهدکه در برابر شکم و شهوت پرستى عفت پیدا کند.»
- در حدیث دیگرى که مفضل از امام صادق علیه السلام، در توصیف شیعیان واقعى نقل شده ، آن حضرت چنین مى فرمایند:
«پیروان حقیقى جعفر بن محمد ، کسانى هستند که در برابر شکم پرستى و بى بند و بارى جنسى ، عفت و (در راه بندگى خدا) تلاش و کوشش فراوان دارند ، به ثواب او امیدوارند و از عقاب او بیمناک. (به همین دلیل ، پیوسته ،در راه حق حرکت مى کنند. هرگاه کسى را با این صفات ببینى ، آنها پیروان و شیعیان جعفر بن محمد علیه السلام مى باشند.»
- امیر مؤمنان على علیه السلام مى فرمایند: «ارزش هر کس به اندازه همت او و صداقت هر کس به اندازه شخصیت او و شجاعت هر کس به اندازه زهد و بى اعتنایى او به ارزشهاى مادى و عفت هر کس به اندازه غیرت اوست.»
پیامبر اکرم (ص) درباره مردم آخر الزمان فرموده است :
«زمانى بر مردم فرا مى رسد که شکم هاى آنها بت هاى آنهاست و زن هاى آنها قبله آنهاست و دینارهایشان دینشان و شرفشان متاعشان است ، در آن زمان از ایمان جز نامى و از اسلام جز رسمى و از قرآن ، جز درسى باقى نمى ماند ، مساجدشان از نظر ساختمان آباد و دلهایشان از نظر هدایت خراب است...»
در ذیل این حدیث آمده است: «خداوند در چنان شرایطى ، آنان را به چهار بلا مبتلا مى کند ، جور سلطان و قحطى زمان و ظلم والیان و حاکمان»
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
. ايشان در ضمن روايتي ميفرمايند: حيا، نوري است كه جوهر آن، سينه ايمان است، و يك حالت بازدارندگي و خويشتنداري در برابر هر چيزي كه با توحيد و معرفت ناسازگاري داشته باشد، در انسان ايجاد ميكند.1
اگر آدمي ببيند عملي، رابطهاي، برخوردي، لبخندي يا نگاهي با توحيد همخواني نداشته باشد، آن را انجام نميدهد.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
بطور نمونه به دو تعريف زيبا كه در آثار غربيها برخورد كرديم، اكتفا مينماييم:
مونتسکيو: حجب و حيا خجلتي است که شخص از نقص و عدم کمال خود دارد.
ويل دورانت: شرمرويي نوعي عقب نشيني مدبرانه است که از ترس و پاکي ميزايد و با لطف و زرنگي گسترش مييابد
در بين نوشتهها و گفتارهاي مختلف در مورد حيا بعضاً تعاريفي ذکر شده است که براي توصيف حيا، اشاره به برخي از آنها خالي از لطف نيست:
ـ حيا شرمي است برخاسته از ادراک خوبيها و بديهاي اختياري.
ـ حيا نيرويي است مهارکننده و نظم دهنده که رفتارهاي رواني و فيزيکي انسان را بر اساس «شرع» و «عرف» تنظيم ميکند.
ـ خويشتنداري ارادي فرد در انجام اعمالي که خلاف قاعده و شأن شرعي و عرفي است.
ـ ويژگي شخصيتي است که باعث ميشود فرد نسبت به وقوع کاري که آن را زشت ميداند، نوعي احساس بازدارنده يا ناراحتکننده داشته باشد.
ـ قدرتي است که انسان را از کارهاي خلاف باز ميدارد و اگر انسان گناهي انجام دهد، موجب شرمندگي او ميشود
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
«خويشتنداري»، توانايي برجسته روحي به انسان ميدهد تا وي در برابر هجوم سركش هوي و هوس پايداري كند و در فراز و فرود زندگي، به كمال رسد. انساني كه اعتقاد به اصول و ارزشها دارد؛ در واقع، به سرچشمه همه مهربانيها، لطافتها، عاطفهها، عشقها، زيبائيها و هنرمنديها و ابداعها ايمان دارد و چنين ايماني، چونان بنيان مرصوص است(32) كه هيچ تندبادي، از آزمندي، فزون خواهي و خشونت طلبي نميتواند وي را آشفته سازد. وي را وقار و عزّت و بلنداي كوه ماند كه دلي شفاف، و پاك دارد چونان پاكي آب زلال در چشمههاي رسته از دل كوهساران.
اين آرامش دروني و بروني، به خويشتنداري انساني ميانجامد. برخي ديگر از بركات عفاف عبارتند از:
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب
از امروز قصد داریم موضوع جدیدی به وبلاگ اضافه کنیم به نام داستان های حجاب.
در این داستان ها اثرات مفید داشتن حجاب و اثرات سوء بی حجابی و بد حجابی را متذکر می شویم تا شاید بتوانند موجب تقویت و یا تحول افراد شود.
اولین داستان این مجموعه را در زیر برایتان می آوریم :
قربانی عشق دروغین
جسد نیمسوختة پیدا شده در پارک جنگلی گلشن متعلق به دختر جوانی است که پس از شکست در عشق دست به خودکشی زده است.
ماموران در تحقیقات خود پی بردند که قربانی حادثه از یک سال قبل با پسر دانشجویی از بستگان خود آشنا شده و به عقد او درآمده بود، اما هنوز زندگی مشترک خود را شروع نکرده بودند. در ادامه تحقیقات، خواهردختر جوان، آخرین نامهای که از او مانده بود را در اختیار پلیس قرار داد.
در این نوشته دختر جوان ادعا کرده بود پس از عقد با دانشجوی جوان از او باردار شده ولی چون نامزدش حاضر به تشکیل مشترک نشده، بچه را سقط کرده است. از سوی دیگر به خاطر شرایط به وجود آمده و شکست در عشق، دیگر حاضر به زندگانی نیست و به حیات خود خاتمه میدهد.
موضوع مطلب : |:| داستان های حجاب

































.jpg)





