تبليغاتX
پیامبر امید

مردانی از عشق همه روح های جهان - منتظر باشيد تا قالب زيباي وبلاگ كامل لود شود - اين لود شدن تنها يك دفعه کمی طولانی است و دفعه بعد خيلي زودتر وبلاگ پيامبر اميد روي رايانه شما لود خواهد شد- این وبلاگ را تا انتها ببینید ، مطمئنا دست خالی خارج نخواهید شد - متشكرم



شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک زير آن را سريعا نصب کنيد

نظرات زیبای شما به نام شما در وبلاگ ثبت می شود
برای لوگوهای مذهبی برای وبلاگتان از بخش سفارش دهید می توانید استفاده کنید


                   آخرین نوشته های وبلاگ

کلیک کنید قسمت همت طلب دعوت .... کلیک کنید
کلیک کنید إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ*فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ*إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ کلیک کنید
کلیک کنید رسول بادیه نشینان دشت محبت ! کلیک کنید
کلیک کنید پست قبلی را هم باید داشته باشین. کلیک کنید
کلیک کنید در شناخت مسائل بیشتر حواسمون جمع باشه. کلیک کنید
کلیک کنید فاطمه ... راضیه ... صدیقه ... چگونه وصفت کنم؟ کلیک کنید
کلیک کنید 15 خرداد را بشناسید .. کلیک کنید
کلیک کنید امام رفت اما راهش ادامه یافت. کلیک کنید
کلیک کنید خدای من ... کلیک کنید
کلیک کنید طلوع این جمعه هم بی تو گذشت ... غروب شد. کلیک کنید


                   سفارشات
                        رسول بادیه نشینان دشت محبت !

سلام بر گیسوی مقدسات ، آنکه کعبه به دور جمالش طواف میگذارد.
سلام بر میراث اشک شوق و ماتم ، همو که خنده بر فراق او گریست .
سلام بر مهدی ومهر هدایت و دولت یار.


از عمق ناپیدای مظلومیت ما ، صدایی آمدنت را وعده میداد
صدایی که عدل خداوند آن را صلابت میبخشید و مهر ربانی گرما میداد.
رایحه ات که مژده حضور تو را بر دوش میکشید ، مرهمی بر زخم های نو به نومان داد و آرام جان خسته مان . تو را از گودی چشمان پر از اشک ندبه خوانان شناختم . صبح نشینان آدینه ، مدام تو را زمزمه میکنند و سر بر چارچوب مفاتیح ندای غریبانه عزیزٌ علی ، سر میدهند.
کی می آیی تا ترنم ستایش را برایت سر دهم .


رسول بادیه نشینان دشت محبت ! مرهم پر شکستگان ولایت ! تنها کوکب آسمان بی ستاره!
ای پسر فاطمه ! ای پسر طه و یاسین!
آیا انصاف است که هر جمعه عاشقان خود را به جمعه دیگر وعده میدهی !
چشمانمان به را هت سفید شد آقا!


تو خود منتظری و می دانی انتظار چیست . تو خود عاشقی و میدانی عشق چیست . حقا که هیچ عاشقی غیرتمند تر از خداوند به معشوقی چون تو نیست. آری با چنین غیرتمندی عاشق، سخن از معشوق گفتن سخت است و خطر آلود .
ای برترین شناسایی پروردگار بیا!جهان و هر آنچه انتظار در آن هست د رانتظار آمدنت پیرشده . بیا و قلب منتظر ثانیه ها را با حضورت آرامش ده


می دانی چگونه تصورت میکنم آقا ؟
مردی با وجه خدا ، نور خدا ، بوی خدا ، خوی خدا
می آیی و بر سجاده های معطر از عشق الهی ، گل افشانی رایحه ات همه را مست میکند . بیا و قدم های سبزت را بر چشمان لیاقتمند جهان بگذار........
رواق منظر چشم من آشیانه توست ...کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست.........

 

 

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1387/03/30
                        طلوع این جمعه هم بی تو گذشت ... غروب شد.

سلام

الان ساعت ۶ بعد ظهر جمعه است.این جمعه هم گذشت ...

سلام سرورم

این جمعه هم که نیامدی.طوری نیست باز هم منتظر میشینیم.ندبه میخونیم.عهد میخونیم.سلام می فرستیم. دنبالت میگردیم.بالاخره میای .

اون روز توی مسجد دانشگاه وقتی به بیرون نگاه میکردم میدیدم تمام درخت ها به یک طرف خم شدند.

اصلا دلم نمیخواست فکر کنم به خاطر باده.به خودم گفتم همشون برای تو تعظیم کردند.

ولی بعضی درختها بودند اصلا به یک طرف بند نمیشدند.به خودم گفتم امید تو مثل اینهایی.

اصلا نمیدونند مولاشون کجاست.

خلاصه از این فکر و تخیلم خیلی خوشم اومده.از این به بعد وقتی باد میاد حس میکنم طبیعت بیش از من اشتیاق تو را داره.اما من هم مشتاق توام.دیدارت را آرزو میکنم.اون شب به خدا میگفتم خدایا به من ارزوهایی بده که حتماْ برآورده میشن.از همه آرزوهام دست بکشم.این یکی حسابش جداست.

راستی امروز دعا ندبه تنهایی خیلی حال داد.

کاش ...

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در جمعه 1387/03/10
                        تنها امید سعادت - ای همه کرامت

گر قسمتم شود که تماشا کنم تو را                      ای نور دیده جان و دل اهدا کنم تو را

این چشم نیست لایق دیدار روی تو                        چشم دگر بده که تماشا کنم تو را

هر جمعه ندبه کنان در دعای صبح                                   از کردگار خویش تمنا کنم تو را

تو در میان جمعی و من در تفکرم                                       کجا برآیم و پیدا کنم تو را

یابن الحسن اگر چه نهانی ز چشم من                               در عالم خیال هویدا کنم تو را...

روی تو را ندیدمو عمرم تمام شد. ای آشنای ناشناس

من درختی تنها.دور از جنگل سبزم.شاخه هایم سرد و جوانند.

چقدر انتظار نور تو را بکشم.چقدر عاشق گرمای تو ام.

بیا مرا از زمستانم نجات بده.سبزی به دلم هدیه کن.

می خواهم در عشق سبز تو و ارباب غرق بشم.

...

 

 

امروز صبح چیزی توی ذهنم مرا به هم ریخت.دلم می خواست همون صبح فنا میشدم.یا شاید ...

خلاصه طاقت خودم و دنیا را نداشتم.دلم نمیخواست از سر سجاده بلند بشم.

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1387/02/24
                        جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی تبیان

می سرایم امتدادت را چنانکه رود را
                                                               تا بشویی چشم های انتظار آلود را
جمعه ها هر بار میگویند میآیی ..."بگو"
                                                                  کی تبرک میکنی آن جمعه موعود را؟!
 


ده ها جایزه ارزشمند و نفیس شامل :

کمک هزینه های سفر زیارتی  مکه مکرمه به همراه لوح تقدیر جشنواره
کمک هزینه های سفر زیارتی  سوریه به همراه لوح تقدیر جشنواره
کمک هزینه های سفر  زیارتی مشهد مقدس به همراه لوح تقدیر جشنواره
سکه های بهار آزادی به همراه لوح تقدیر جشنواره
کمک هزینه خرید کتب برتر اسلامی  اعم از المیزان و ....
ده ها هزار تومان مبالغ نقدی 
صد ها عنوان اقلام فرهنگی و دینی

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در شنبه 1387/02/21
                        توفیق و سعادت - زیارت عمه ولی خدا (س)

خیلی ناگهانی شد.یقین پیدا کردم که میگن نه قسمته و نه همت.بلکه دعوت است.آنقدر عشق جاری بود.نبودی ببینی ... حس کنی.هرچند موقع ورود به جمکران با بچه ها می گفتیم و می خندیدیم.اما بغضی گلوی من و اونها را داشت له می کرد.بعد از وضو هر کدوم رفتیم سمتی.

من کنار حیاط مسجد میهمان اشک و زاری آقا بودم.تا حالا چنین میهمانی ای نرفتم.

دلم می سوخت که برای ارضای شکم مجبور شدیم آخرای دعا کمیل برسیم.این هم نشانه بی برنامگی کاروان بود.

ولی خوش بود و خوش بود و خوش بود.

حرم حضرت معصومه (س) که دیگه نگو ...

باید بودی و باشی تا حس کنی.حس کردم ... احساس عشق من تنها با حضور مخاطب من امکان داره.

دعوت میشی.من ۴ روزه خواستم و دعوت شدم.بعد از ۳ یا ۴ سال.بعد از ۳ یا ۴ بار.

 

 

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1387/02/15
                        مهدی (ع) جان دلم خیلی برات تنگ شده!

سلام امام مهربان من

این روزها وقتی از تلوزیون میدیدیم که فلان کس اروپایی یا فلان روزنامه دانمارکی به پیامبرمون توهین کرده یا به قرآن توهین کرده دلمون درد می گرفت.

از سکوت روسای مسلمونا و حاکمای مملکتهای مسلمان خیلی عذاب می کشیدیم.

ولی این توهین ها را میذاشتیم به حساب نادانی های برخی مسیحیها یا یهودیها یا لائیکهایی که عامل این کار بودند.

اما اما اما

چند روز پیش یکی برام نظری گذاشته بودکه یک وبلاگ فارسی هم بله....

وقتی به وبلاگ رفتم خط اول را که خوندم خیلی خجالت کشیدم.ناخداگاه پنجره را بستم.

شب خوابم نمیبرد.

وقتی تصمیم گرفتم به آقایون بگویم دیدم خیلی ها پیشتازی کردند.اما ....

امام زمان من (عج)    مهربان    این روزها خیلی دلم خواستگاه شماست.

خیلی دلم تنگ شماست.

به خدا شبها باید خودم را به بیخیالی بزنم تا خوابم بره.

پاسخ آقایون تنها بهانه بود برای رفع تکلیفشون.

آقا جان. حواله اش به شما

می دانم اگه آدم بشو نبودند پوست کلشونو می کنی.

پس دست خودت را میبوسه.

اگه قرار باشه هرچیز خصوصی فراگیر بشه و هر غلطی دلشون بخواد بکنن که نمیشه.

داریم براشون به یاری خدا ...

مزاحمت نشم آقا. میدونم که حتماْ می خونی .

میدونی یکدفعه مدیاپلایرم چی خوند.

سقای دشت کربلا اباالفضل       دستت شده از تن جدا اباالفضل

 

 

متی ترانا و نراک....


ای آخرین حجت حق...

کی می شود، ترنم سخن آشنای تو

در گوشهای پر زهیاهو و خسته ام

عزم سفر کند

آیا شود که روح پر کشیده ی تو از دیار دوست

یک دم به سوی روح سر گشته و زارم نظر کند

یا می شود که آن نگه دلنشین تو

در دیدگان پر ز اشک وانتظار

آنی گذر کند

ای انتهای صبر وتحمل شتاب کن !

جان آمده به لب دگر انقلاب کن !

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1387/01/27
                        شفاي پا - کرامات امام زمان (عج)

سي سال راننده ماشينهاي سنگين بودم.آن شب خسته از بندر امام به قم بازگشتم قرار بود صبح روز بعد به همراه همسرم به كرج برويم اما صبح نمي‌توانستم از جايم بلند شوم.اولش فكر كردم پاهايم خواب رفته‌اند، بعد متوجه شدم زانوهاي پايم تا ران مثل چوب خشك شده است.يكباره فرياد زدم يا امام زمان (عج). فرزندانم كنارم آمدند از هيچ‌كس كاري ساخته نبود 17 – 18 روز در خانه ماندم پزشكان اعلام كردند حتماً تحت عمل جراحي قرار بگيرم غروب شب نيمه شعبان از همسرم خواستم هرچه در خانه چراغ داريم روشن كند.خودم هم رفتم كليدهاي برق ايوان را روشن كردم و چهار دست پا به رختخواب برگشتم سپس عرض كردم:«اقا من از اول زندگي‌ام از شما خواسته‌ام گه اگر قرار شد روزي بيچاره و زمين‌گير شوم و در خانه بنشينم همان موقع مرگ مرا برسانيد» آقا اينها مي‌خواهند مرا عمل كنند اگر مصحلت مي‌ داني، نگذار پاي من به اطاق عمل برسد » از فرزند بزرگم خواستم تا همه فاميل را صبح روز بعد در خانه جمع كند تا با آنها خداحافظي كنم و خود را براي عمل آماده كنم صبح روز نيمه شعبان دخترم در حاليكه مي‌گريست گفت:«بابا شب پيش كه تولد امام زمان(عج) بود خواب ديدم دكتري آمد و مي‌خواست پاهاي تو را مالش دهد يك مرتبه آقا سيد تشريف آورد و گفت بگذاريد من پايش را مالش مي‌دهم. بابا به دلم افتاده كه به جمكران برويم براي حضرت (عج) نذر كرده‌ام كه آش بپزم».
وسايل آش را تهيه كردند خودم نيز در پاك كردن سبزي‌ها كمك كردم قبل از حركت از باجناقم خواستم مرا به حمام ببرد تا با بدن پاك وار مسجد شوم صبح روز بعد قصد عزيمت به جمكران كرديم اما پاهاي من خيلي درد مي‌كرد نمي‌توانستم از رختخواب بلند شوم خطاب به امام زمان (عج) عرض كردم:
«يا صاحب الزمان (عج) من مي‌آيم و اگر در جمكران خوبم نكني برنمي‌گردم».
در مسجد كنار ستوني كه كتابخانه‌اي پر از قرآن و مهر داشت نشستم و گفتم :«يا امام زمان (عج) پايم را از خودت مي‌خواهم. از خستگي و درد خوابم برد در عالم رؤيا ديدم كسي تكانم مي‌دهد و مي‌گويد يك قرآن بردار و به سر و صورت و سينه ات بگذار اطاعت كردم يكباره از خواب بيدار شدم و شروع به دويدن كردم چنان با عجله حركت مي كردم كه چند مرتبه به زمين خوردم كساني كه اطرافم بودند مي‌گفتند در خواب پاهايت را محكم به زمين مي‌زدي بحمدالله با توسل به امام زمان (عج) آقا پايم را شفا داد و الان هيچگونه دردي ندارم.
دكتر سعيد اعتمادي بعد از معاينه كاملم نوشت :
بعد از معاينه بيمار و مشاهده ام آر آي (MRI) رفع علائم و از بين رفتن همه نشانه‌هاي واضح ديسكوپاتي مي‌توان گفت كه يك معجزه كامل غيرقابل انكار و واقعي اتفاق افتاده است.

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1387/01/21
                        عید زیبا - سبزی خوب - ایران بهاری - وحدت عاشقانه

سلام به دوستان همیشگی

امسال موقع سال تحویل حال و هوای عجیبی داشتم.

قبلا شنیده بودم اگه گاهی دلتنگ امام زمانت (عج) بشی حال و هوای دل ایشون بر حال هوای دل تو هم حاکم میشه.

دیروز فکر میکنم من همچین حسی داشتم. وقتی آقای خامنه ای ایام را به مهدی فاطمه (عج) تبریک گفتند انگار یکدفعه توی دلم چیزی منفجر شد.انگار دلم بغض کرده بود.

وقتی یادم میومد که ایام روزهای آغاز امامت امام زمانه (عج) و امروز جمعست و میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) و هفته وحدت و روز نوروز و روز آغاز حکومت آخرینه یه امید داشتم.

گفتم خدایا چی میشه این سال ۸۷ همون سالی باشه که ۱۴۰۰ و خورده ای سال منتظرش بودیم. چی میشه سال موعود باشه.

آقای خوبی ها امروز سر نماز صبح یادم اومد که ((شنیدن کی بود مانند دیدن.))

من همیشه داستانهای تشرف را شنیدم.خواندم و نقل کردم.

اما هیچکدوم قلبمو آروم نمیکنه.

مهربان دیگه کم کم نمی تونم به جمعه ها اعتماد کنم.جمعه به جمعه توی تلوزیون توی اینترنت جمله های داغ انتظار تکرار میشن برای یک بار دیدار تو.

غم انتظار ....

آقا جان خبر داری که ...

دیروز تا حالا یکی یکی کاریکاتور بیرون میدادند.اینبار دیگه مسابقه میذارن.توهین شده براشون لذت و سرگرمی.

کانون تشکیل دادن برای براندازی اسلام در اروپا.دانمارک هم شده ماسکشون.پشتش قایم میشن و با دست اون هر غلطی میخوان میکنن.

اونهایی که برای هلوکاست دروغین ناراحت میشن.برای توهین به پیامبر اعظم (ص) اسلام سبقت میگیرند و مسابقه میذارن.

یادم افتاد به لشگریان کوفه که برای سر یاران حسین (ع) برای بهشت مسابقه می دادند.

یادم افتاد به لشگریان تیمور که سر مردم مسلمان اصفهان را با اینکه خودشون ادعای مسلمانی می کردند برای تیمور می بردند که دیگر مردمی در شهر نماندند.اون وقت به جون هم افتادند.

کاش مثل خوره به جون هم بیوفتند و همدیگر را بخورند.

توکل بر خدا

به امید روز موعود - به امید دیدار روی پاک و مهربانت

اللهم عجل لولیک الفرج

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1387/01/01
                        یک عشق کامل - انتظار و جستجو

سلام امام من - سرورم

آقا جان - هر روز به چهره مردم می نگرم و دنبال تو می گردم.

اما حیف که چشمانم لایق نیستند.

....

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/09/07
                        زنان در حکومت مهدی (عج)

زنانی که امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه را در هنگام ظهورو قیامش یاری می کنند و در تشکیل حکومت جهانی نقشی دارند ، به سه دسته اند :

دسته اول: زنانی که در همان دوران قیام حضرت عجل الله تعالی فرجه زندگی می کنند و در دوران انتظار خود را برای ظهور حضرت مهدی  عجل الله تعالی فرجه آماده کرده اند. آنان همانند دیگر یاران امام  عجل الله تعالی فرجه به هنگام ظهور در حرم امن الهی به خدمت حضرت می رسند و آمادگی خویش را برای یاری امامشان اعلام می کنند.9

 

دسته دوم: چهارصد بانوی برگزیده هستند که خداوند برای حکومت جهانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه در آسمان ذخیره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عیسی  علیه السلام  به زمین می آیند .

 

ابو حریره از پیامبر اسلام  صلی الله علیه و آله و سلم  روایت کرده که : عیسی بن مریم  علیه السلام  به همراه 800 مرد و 400 زن از بهترین و شایسته ترین افراد روی زمین فرود خواهد آمد.10

 

ولی این حدیث به پرسش هایی از قبیل : اینکه آیا این زنان از امت های پیشین هستند یا از امت اسلامی زمان پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم  و معصومین علیه السلام  یا از دوران های مختلف ؟ و آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده اند ؟ و برای عهده داری منصبی در خدمت حضرت می آیند یا برای مسایل دیگر؟ پاسخی نمی دهد.

 

دسته سوم: زنانی هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان  عجل الله تعالی فرجه آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند نمود . این دسته نیز دو گروه می شوند که عبارتند از :

الف) برخی با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده است

در این مورد از مفضل بن عمر نقل شده که گفت : از امام صادق  علیه السلام  شنیدم ؛ که می گوید : «با امام قائم  علیه السلام  سیزده زن می باشد» پس گفتم : «آنها چه مسئولیتی به عهده می گیرند » فرمود : « مجروحان را درمان می نماید و از مریض ها پرستاری می کنند.» گفتم : « پس آنها را برای من نام ببرید.» فرمودند : «قنواء بنت رشید ، ام ایمن ، حبابة الوالبیه ، سمیه مادر عمار یاسر ، زبیده ، ام خالد احمسیه ، ام سعید حنیفه ، صیانه ماشطه ، ام خالد جهنیه» 11

 

علاوه بر این در« خصائص فاطمیه » روایت شده که هنگام ظهور دولت حقه امام زمان  عجل الله تعالی فرجه سیزده زن برای معالجه لشگر امام زمان  عجل الله تعالی فرجه به دنیا یر می گردند که از جملۀ آنها : قنواء ، ام ایمن و نسیبه دختر کعب ما زینه است.12

 

و در کتاب « منتخب البصائر» نیز از دو زن دیگر به نام های « وتیره » و « احبشیه » در زمرۀ یاران حضرت مهدی  عجل الله تعالی فرجه یاد شده است.13

 

 

ب) برخی دیگر فقط از آمدنشان سخن به میان آمده است.

آنان زنان پرهیزکاری هستند که پیش از ظهور حضرت بقیة الله  علیه السلام  رحلت کرده اند ؛ به ایشان گفته می شود : «امام تو ظاهر گشته است ؛ اگر مایلی می توانی حضور داشته باشی .» آنان نیز به ارادۀ پروردگار زنده خواهند شد و به دنیا رجعت می کنند.

 

ولی رجعت زنان مربوط به گروه خاصی نیست ؛ و هر بانویی که خود را با خواسته ها و شرایط زندگی در حکومت مهدی آل محمد  علیه السلام  تطبیق دهد ؛ ممکن است درآینده از رحمت خداوند بهره مند گشته ، برای یاری امام زنده شود. یکی از آن شرایط خواندن دعای عهد است که خداوند در خود نوعی آمادگی برای پذیرش حکومت آخرین ذخیره الهی ایجاد می کند.14

 

ج) وظیفه زنان یاور مهدی  عجل الله تعالی فرجه

در روایتی که نام زنان یاور امام زمان  عجل الله تعالی فرجه ذکر شده به دنبال آن به وظیفه آنها برای یاری امام مهدی  عجل الله تعالی فرجه اشاره شده است ؛ از آن جمله : در روایت مفضل بن عمر ازامام صادق  علیه السلام  نقل شده که وظیفه زنان در هنگام ظهور قائم  عجل الله تعالی فرجه مداوای مجروحین و پرستاری از مریضان است.15

 

و نیز در خصائص فاطمیه وظیفه این زنان معالجه مجروحان لشگر امام زمان  عجل الله تعالی فرجه شمرده شده است.16

 

ولی در مورد اینکه گروه های دیگر از زنان که به یاری امام می شتابند چه وظیفه ای را به عهده  دارند ، سخنی به میان نیامده است.

 

د) نقش زنان مؤمنه ای که توانایی حضور در قیام را ندارند

علاوه بر زنانی که یاریگر امام عصر عجل الله تعالی فرجه هستند ؛ زنان مؤمنه ای نیز در آن زمان یافت می شود که هر چند خود توانایی حضور در قیام امام زمان  عجل الله تعالی فرجه را ندارند ، اما مشوق پدران ، برادران ، همسران و فرزندان خویش برای شرکت در قیام خواهند بود و این خود نقشی است بس بزرگ در یاری رساندن به امام عصر عجل الله تعالی فرجه و جهادی دیگر برای غلبه بر باطل می باشد.17

 

چنانکه امام باقر علیه السلام  می فرمایند : «هنگامی که جبرئیل به اسم قائم عجل الله تعالی فرجه و نام پدرش ندا می دهد ، زنان محجبه این ندا را در می یابند و پدران و برادران خود را برای حضور در قیام تشویق می نمایند»18

 

منبع : مهدویت

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در دوشنبه 1386/07/30
                        شب جمعه ای دیگر ....

"خدا کند که فردا

                      روز ظهور باشد

برگشتن مسافر

                      از راه دور باشد..."

اما بهتر بود می گفتم :

خدا کند که اکنون...

آخر فردا هم دیر است، خیلی دیر... .

منبع

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/07/26
                        همه بی قراریم ... قرار بی قراری ها!

با تشکر از مدیریت سایت روضه

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در دوشنبه 1386/07/02
                        میلاد منتظر در اوج انتظار

دانلود پوستر

میلاد

 زیبا ترین والاترین پاک ترین آقاترین مهربان ترین

رهبر و هادی

مهدی منتظر

بر همه مظلومان دنیا مبارک باد.

 

بیا ابا صالح، ای گل فاطمه

 

میلاد امام زمان (عج)

 

دوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو وا گشته

 

برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون  کلیک نمایید.

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1386/06/06
                        منتظر ظهور منتظر

این آخر تابستون سفر مشهد قسمتم شد.از یک طرف هم خادمی مسجد جمکران خادمی مهدی (عج) . ولی نمی تونم برم جمکران.

نمی دانم حکمت چیست! دلم خیلی امشب سوخت. نیمه شعبان خادمی مهدی (عج) آن هم در جمکران .... نشد.

برای خویش متاسفم. به حال خود افسوس می خورم. وای .....

نمی دانم چه معصیتی از من سر زده که این افتخار را پیدا نکردم.

یا مهدی ادرکنی

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/05/28
                        تاریخچه مسجد جمکران

يا صاحب الزمان ادركنا

به مردم بگو به اين مكان (مسجد مقدَس جمكران) رغبت كنند و آنرا عزيز دارند.

(از فرمايشات حضرت مهدى عليه السلام به حسن بن مثله جمكرانى)

شيخ حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:

برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.

آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:

برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.

عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:

تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد.

 

به مردم بگو: به اين مكان رغبت كنند و آنرا عزيز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند.

دو ركعت اول:

به نيت نماز تحت مسجد است، در هر ركعت آن يك حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده مىشود و در حالت ركوع و سجود هم هفت مرتبه ذكر را تكرار كنند.

دو ركعت دوم:

به نيت نماز امام زمان عليه السلام خوانده مىشود، بد ين صورت كه سوره حمد را شروع كرده و آيه (اياك نعبد و اياك نستعين) صد مرتبه تكرار مىشود و بعد از آن، بقيه سوره حمد خوانده مىشود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط يك بار خوانده و به ركوع رفته و ذكر (سبحان ربى العظيم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.

و سپس به سجود رفته و ذكر (سبحان ربى الاعلى و بحمده) نيز هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.

ركعت دوم را نيز به همين ترتيب خوانده، چون نماز به پايان برسد و سلام داده شود، يك بار گفته مىشود (لا اله الا الله) و به دنبال آن تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار بگويند: (اللهم صل على محمد و آل محمد).

آنگاه امام عليه السلام فرمودند: هر كه اين دو ركعت نماز را در اين مكان (مسجد مقدس جمكران) بخواند مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.

چون به راه افتاد م، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند:

بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خريدارى كن و بدين مكان آور و آنرا بكش و بين بيماران انقاق كن، هر بيمار و مريضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد.

حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند يشه بودم، تا اينكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذ ر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايى را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مىداد.

سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيد يم، خادم او گفت: آيا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت:

حسن به مثله، از جمكران نزد تو مىآيد، هر چه او گويد، تصديق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.

از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعريف كردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم، چون به نزديك روستاى جمكران رسيد يم، گله جعفر كاشاني را ديد يم، آن بز از پس همه گوسفندان مىآمد، چون به ميان گله رفتم، همينكه بز مرا ديد به طرف من دويد، جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنايت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شفا يافت.

ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را ينا كرد و آن را با چوب پوشانيد.

سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بيمار و دردمندى كه خود را به آن زنجيرها مىماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل مىفرمود، پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسى آنها را نديد.

(تلخيص از كتاب نجم الثاقب، ص 383 تا 388)

از سایت جمکران

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در شنبه 1386/05/27
                        این جمعه هم می سوزم.

مهدی جان

چیزی غیر از سلام به تو بعد از هر نمازم ندارم.

می دانی از عمر من چند جمعه میگذرد.

نکند این جمعه آخر من باشد.

آخر تو نیامدی ...

نمی خواهم در این دنیا به رویای نیامدنت قناعت کنم.

مرا دریاب

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در جمعه 1386/05/12
                        قالب جدید امام زمان (عج)

امروز در ابتدا میلاد امام مهر و مهربانی امام جواد جد بزرگوار امام زمان (عج) و پسر گرانقدر امام رضا (ع) را به شما و همه آنهایی که نسبت به مردم مهربانی خرج میکنند تبریک می گویم.


قالب جدید عمومی (مهدی فاطمه)

قالب مهدی فاطمه قالب تازه امام زمان (عج) است که به تازگی تهیه شده است.

استفاده آن عمومی است.

 

دریافت کد به صورت فایل متنی

 


ویرایش توجه : لوگو ها و بنرهای سفارش داده شده آماده اند.اینجا کلیک کنید.

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/05/03
                        دوش مرا ....

الان فکر میکردم چگونه بگویم حال خواب دیشبم را

چگونه بگویم که باز دیدمش

چگونه بگویم این بار روی مبارکش را بوسیدم

چگونه بگویم ...

چگونه بگویم کنار همه بود و هیچ کس کنارش نبود

چگونه بگویم همسایه ما شده بود

او آمد

وقتی آمد یادمه من دستهایم را باز کردم و به طرفش دویدم و زار زار گریه می کردم

خوشحال بودم که پس از مدت ها انتظار همه نا امید شدند و من باز ماندم

او هم خیلی خوشحال و خندان بود

حتی در بیوفایی هایی که به او می شد

به من یک تسبیح سبز سنگی داد

 

می سوزم از اینکه چرا در خواب؟

کاش می شد می آمدم

کاش به هشیاری می دیدمت

کاش نور تو در چشمان بیدار من مهمان میشد

می دانم بدم

می دانم فهمیدی من بد هم دل دارم

ممنونم

به یقین رسیده ام که حال ما را می دانی

کاش ما هم از شما خبری داشتیم

با این خواب ها و اتفاقاتی که می بینم هر روز امید واری ام بیشتر می شود که می آید و من میبینمش. هر روز بیشتر مشتاق دیدارش می شوم. هر روز انتظار برایم به امید دیدار تبدیل می شود.

کاش می فهمیدید....

تصویر بالا که میبینید تصویر بنر قالب جدید امام خوبیهاست که طراحی کردم.

این لینکشه : http://omidomidi.persiangig.com/MahdiF/Index.html

موضوع مطلب : |:| امام زمان (عج)

نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1386/04/31
                        ادرکنا ...

با همه لحن خوش آوائیم

در به در کوچه ی تنهائیم

 

                    ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

                    نغمه ی  تو از همه پر شور تر

 

                                  کاش که این فاصله را کم کنی

                                    محنت این قافله را کم کنی

 

                                            کاش که همسایه ی ما می شدی