شما به فلش پلاير براي نمايش زيبايي هاي اين وبلاگ نياز داريد و مي توانيد از لينک
زير آن را سريعا نصب کنيد
نظرات زیبای شما به نام شما در وبلاگ ثبت می شود
برای لوگوهای مذهبی برای وبلاگتان از بخش سفارش دهید می توانید
استفاده کنید
قسمت همت طلب دعوت ....
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ*فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ*إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
رسول بادیه نشینان دشت محبت !
پست قبلی را هم باید داشته باشین.
در شناخت مسائل بیشتر حواسمون جمع باشه.
فاطمه ... راضیه ... صدیقه ... چگونه وصفت کنم؟
15 خرداد را بشناسید ..
امام رفت اما راهش ادامه یافت.
خدای من ...
طلوع این جمعه هم بی تو گذشت ... غروب شد.
|
| |
|
|
امام صادق علیه السلام:
من لم یقدر علی زیارتنا فلیزر صالحی موالینا، یكتب له ثواب زیارتنا
هر كس قادر به زیارت ما نیست، دوستان صالح ما را زیارت كند، كه ثواب زیارت ما برایش نوشته میشود.
(بحار الانوار، ج74، ص354)
قال ابلیس ـ لعنة الله علیه ـ لجنوده اذا استمكنت من ابن آدم فی ثلاث لم ابال ما عمل فانه غیر مقبلول منه اذا استكثر عمله و نسی ذنبه و دخله العجب
ابلیس ـ لعنت خدا بر او باد ـ به لشكریانش گفت: اگر در سه كار فرزند آدم چیره آیم دیگر باكی ندارم كه چه كاری بكند؛ زیرا پذیرفته نمیشود: هرگاه عملش را زیاد شمارد و گناهش را از یاد برد و خود پسند شود.
(الخصال/112)
بروا آباءكم یبركم ابناءكم، و عفوا عن نساء الناس تعف نساؤكم
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
حديث جدايي
ميشنوي؟ گويي آشنايي غريب، ضجه ميزند. آه که چه دردناک است نالههاي او. باز او را چه شده است؟
هان! اين شيون چيست که به پا کردهاي اي بقيع؟! چرا شانههايت ميلرزد؟ خودت را راحت کن. فرياد بزن. از ناي درونت نوحه بخوان، بغض مکن... .
... آري! راست ميگويي. تو را ديگر به نوحه خواني نيازي نيست.
با نام بقيع، شيعه اشک ميريزد و مينالد، شيعه ميميرد و زنده ميشود.
بقيع يعني شيعه بايد بسوزد و بسازد.
اي خاکي که روزهاي تلخ شيعه را در خود پنهان کردهاي! چه رخ داده؟ چرا باز سينه چاک دادهاي؟ نکند ميخواهي داستان غمبار ديگري را در خود مخفي نمايي؟ اگر چنين است پس خدا صبرت دهد!
اي خاک غمها! گوش کن، صداي گريه مردم را ميشنوي؟ گويي ميهمانت را آوردهاند.
آري! او آقايمان جعفر بن محمد است. خداي من! جنازه نازنين او را بر روي سر نهادهاند و حمل ميکنند! ببين او هم موسي بن جعفر است. آه که او با چه حال پريشاني جنازه پدر را نظاره ميکند. اي مدفن خوبان عالم! دستانت را به زير تابوت ببر و ميهمانت را در آغوش بگير.
ميدانم از او خوب پذيرايي خواهي کرد. زيرا که تو رسم ميهمان نوازي را نيکو ياد گرفتهاي و... .
آخرين لحظات...
زمان به سختي سپري ميشود. ديگر زهر تأثير خود را گذاشته و تا شهادت فاصلهاي باقي نمانده است. حضرت آن چنان نحيف و باريک شدهاند که باور کردني نيست.
سرها به زير است و بغضها آماده رها شدن. کسي توان ديدن امام صادق علیه السلام را ندارد.
بالاخره بغض مرد ترکيد و صدايش به گريه بلند شد. حضرت فرمود: براي چه گريه ميکني؟
عرض کرد: شما را در اين حال ببينم و اشک نريزم؟! خدا لعنت کند منصور ملعون را.
حضرت فرمود: گريه مکن اي مرد! اين را بدان: هر چه براي مؤمن پيش آيد خير و صلاح اوست اگر اعضاي بدنش بريده شود براي او خير است. اگر مشرق و مغرب عالم را هم به او دهند خير او در آن است. گريه نکن که هر چه بر من آمده خير و صلاح من بوده است.
پندي از ابليس
دقائق براي حفص بن غياث به سرعت سپري ميشد. آن چنان جذب جملات دلنشين امام جعفر صادق عليه السلام شده بود، که ديگر گذر زمان را هم نميفهميد. شيريني کلام امام آنقدر بر کام حفص خوش آمد که اگر ساعتها هم مينشست احساس خستگي نميکرد. او شنيد و شنيد تا اينکه امام راستگويان اين حکايت زيبا را نقل فرمود:
روزي از روزها ابليس در حالي که ريسمانهاي فراواني به گردنش آويخته بود بر حضرت يحيي ظاهر شد. يحيي از او پرسيد: اين ريسمانها چيست؟
ابليس گفت: اينها شهوات و خواستههاي نفساني بني آدم است که با آنها گرفتارشان ميکنم. يحيي عليه السلام پرسيد: آيا از اين ريسمانها چيزي را هم براي من کنار گذاشتهاي؟ ابليس گفت: آري! بعضي اوقات پرخوري کردهاي و تو را از نماز و ياد خدا غافل کردهام. حضرت يحيي عليه السلام فرمود: به خدا قسم! از اين به بعد شکمم را از غذا سير نخواهم کرد. ابليس گفت: به خدا قسم! من هم از اين به بعد هيچ مسلمان موحدي را نصيحت نميکنم.
حکايت که تمام شد امام صادق عليه السلام رو به حفص بن غياث کرد و فرمود: اي حفص! به خدا قسم بر جعفر و آل جعفر لازم است هيچ گاه شکمشان را از غذا پر نکنند و به خدا قسم بر جعفر و آل جعفر لازم است هيچ گاه براي دنيا (طلبي) کاری انجام ندهند. (بحار الانوار، ج63، ص216)
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
اين تئوري بوسيله شاگردان حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) باطارف رفت و بعد از اينكه در جنگهاي صليبي تماس بين شرق و اروپا زياد شد به اروپا منتقل گرديد و در دانشگاههاي اروپا تدريس شد و يكي از مدرسين شناخته شده اين تئوري ( راجر - بيكون ) انگليسي استاد دانشگاه ( اوكسفورد ) در انگلستان بود.
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
او گفت :كه سرعت نور كه بطرف چشم ما مي آيد فوري است و از انواع حركات است .
يك مرتبه ديگر اين نكته ذكر مي كنيم كه وسائل تكنيكي زمان اجازه نمي داد كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) بتواند سرعت نور را اندازه بگيرد . ولي همين قدر كه گفت نور حركت است و سرعت آن فوري مي باشد ، تقريباً نظريه اي شبيه باين دوره راجع به نور گفته است .
روايتي از او نقل مي كنند كه خلاصه اش اين است كه روزي در محضر درس خود گفت :
نور قوي مي تواند اجسام سنگين را بحركت درآورد و نوري كه در طور سينا بر موسي آشكار گرديد .
از نورهائي بود كه اگر مشيت خداوند معلق مي گرفت كوه را بحركت در مي آورد ممكن است فكر كنيم .
بر طبق اين روايت حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) اساس تئوري ليزر را پيشگوئي كرده است .
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
بايد توجه کرد که صحبت از هوا يا انتقال ميکروب ( که در نيمه اول قرن دوم هجري از آن بي اطلاع بودند ) نيست . بلکه صحبت از روشنائي است آنهم نه تمام روشنائي ها بلکه بعضي از انوار که اگر از شخص بيمار ، به شخص سالم بتابد ممکن است که وي را بيمار کند .
اين نظريه را علماي زيست شناسي و پزشکي از خرافات مي دانستند چون آنها عقيده داشتند که عامل انتقال بيماري از يک فرد بيمار به يک فرد سالم ، ميکروب است يا ويروس خواه وسيله انتقال بيماري حشرات باشند يا آب يا هوا يا تماس مستقيم دو فرد بيمار و سالم .
قبل از اين که بوجود ميکروب و ويروس پي ببرند وسيله انتقال بيماري ها را بوها ميدانستند و تمام اقداماتي که در قديم براي جلوگيري از سرايت امراض ميشد بر اساس جلوگيري از بوها بود تا اين که بوي بيماري واگير از يک بيمار به يک سالم نرسد و او را بيمار ننمايد .
در هيچ دوره ، هيچکس نگفت که بعضي از روشنائي ها اگر از بيمار بر سالم بتابد او را بيمار مي نمايد و اين گفته از جغفر صادق است .
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
دربين جمع کودکان که براي بازي گرد آمد ه بودند، اواستاد مي شد، مثلاً ازآنان مي پرسيد اين کدام ميوه است که درفلان فصل پديد مي آيد ومزه اش ، شيرين ويا ترش است؟ وياگاهي کلمه اي راذکر مي کرد وازکودکان مي خواست هموزن يامرداف آن کلمه راپيدا کنند وبيان نمايند . وبدين ترتيب اوکودکان رابه فکر وجستجو وشکاراطلاعات وادار مي کرد.
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
درخشندگي هاي فوق العاده دوران امامت او،خدمات علمي وفرهنگي او،تربيت شاگردان وسازندگي هاي او ودرنهايت احياي خط قرآن وسنت او،بحد وميزاني بودند که ديگر مسائل زندگي امام راتحت پوشش قراردادند.
بهمين جهت مورخان ووقايع نگاران همه همت وتلاش خودرامصروف اين مباحث کردند وديگر مسائل رامورد بحث وعرضه قرارنداند. درکنار پدر
اوبه واقع حدود بيش از 30سال اززندگي خودرادرکنارپدرگذارند
که حدود 19سال آن پس از وفات امام سجاد (عليه السلام) جدبزرگوار اوبود. درتمام اين مدت اوهمگام وهمراز وهمرزم پدربود ودرهمه امور اوراهمراهي مي کرد. پدر او اهل علم وفضل وعصمت بود، جلسه درس وبحث درعرصه معرفي قرآن وسنت داشت . اهل جود وسخاوت وبخشش بود وهمه عمر وزندگي خودرا درراه خداوقف وايثارکرده بود.
اوامام بحق وجانشين حقيقي پيامبر( صلي الله عليه وآله ) بود،اگرچه مردم وياحمکرانان روزآن را نپسنديده باشند.
امام صادق(عليه السلام) نيزازهمان دوران کودکي ، نوجواني وجواني تحت نفوذ جد وپدر، به آداب ورسوم اهل بيت انس گرفت ومراعات آنهارابرخود واجب ولازم شمرد. ممارستها وايمان به امور ديني اين امر رادرسينه اوقوت بخشيد وآن معارف و زهد وفضيلت راوهم آن علم وعبادت راعمل نموده و پذيرا شد.
اوهمنشين پدر،شاگردودانشجوي او، محرم اسراراو وهمدم وهمراه اوبود. در دردهاورنجهاي ناشي اززمامداران ومصائب ودشواريهاي دهر بااومشارکت داشت واين عهدي ازجانب او باپروردگار بود.
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
تو طئه قتل امام صادق (عليه السلام)
حسادت وکينه منصور راپاياني نبود وشيوه ها وترفندهائي که براي کمرنگ کردن موقعيت امام بکار مي برد مؤثر واقع نمي شد. بدين خاطر شيوه نامردي رادرپيش گرفت و مصمم شد که محرمانه و خائنانه امام رامسموم نمايد.
ازسوي ديگر امام در سالهاي آخر عمر خود شديداً لاغر وضعيف شده بود و به تعبيريکي از افرادي که امام را درآن روزگار ديده بود ازاوچيزي نمانده بود جز سرش، کنايه ازاينکه بدن کاملاً فرسوده ونحيف شده بود. سراسرزندگيش به دشواري وسختي ورنج آفريني گذشته بود. ودرسالهاي آخر عمربر ميزان محدوديت واحضار وتهديد او اضافه مي شد که اين خود بر خستگي ورنجش مي افزود.
تحقير واتهام
گاهي منصور براي شکستن عزت خدادادي امام، او را تحقير مي کرد و به او مي گفت برخلاف تصوّر عامّه تو داراي چنان شأن و موقعيتي نيستي. مردم درباره تو خيالات واهي دارند وگمان مي کنند تو اول شخصيت دنياي اسلامي ولي اين چنين نيست...
البته امام دربرابراو، آنجا که جاي گفتن حق واعلام موجوديت بود فرو نمي ماند. روزي دربرابر تحقيرش فرمود: من شاخه اي ازشاخه هاي درخت پربار رسالتم، پرورده شده دردامان فرشتگانم، مشعلي ازمشعلهاي فروزان وستاره اي درخشان ازستارگان روشني بخش آسمان ولايتم و...
گاهي او رامتهم مي کرد که تو قصد خريد اسلحه وآشوب عليه من را داري، مي خواهي عليه حکومت من بلوائي برپاکني، مي خواهي مردم را عليه من بشوراني، تو درصدد جمع آوري پول براي براندازي من وازبين بردن حکومت مني و... و گاهي او را متهم مي کرد که عقيده معتزله راپذيرفته است.
وبراين اساس براي امام شرآفريني مي کرد. او را در آن سن وسال احضار مي نمود، آمد و شد او را تحت مراقبت قرار مي داد. به والي خود درمدينه دستور مي داد که کار را براو سخت بگيرد وآمد وشد او را زير نظر داشته باشد. کينه وخشم ازسرو روي منصور دررابطه باامام مي باريد ومي کوشيد ازطريق مضيقه سازي اورا در زحمت اندازد والبته مشيت الهي مانع آن مي شد که او پيش ازموقع به قتل امام اقدام نمايد وخداي امام را ازشر او حفظ مي کرد.
صدمه آفريني ها
منصوردرمواقعي ازطريق ربيع حاجب (پرده دار يا وزير دربار خود) براي امام شرآفريني مي کرد. دستور مي داد شبانه ازديوار خانه اش بالا روند وحتي درلباس خواب او را از خانه به بيرون کشند واو را به سفري دراز به نزد منصور برند وحتي اجازه ندهند او لباس خود را بپوشد ويابه اهل خانه اش وصيت کندو... دراين ميان خوش رقصي هاي ربيع حاجب هم تماشائي بود. او فردي بود دنيا دوست، طمعکار، سرگرم زندگي خوش خود وخيانت به امام. او دين خود رابراي منصور داده بود وبراي اجراي دستورش ازهيچ خيانتي به امام پرهيز نداشت. حتي نمي گذاشت که امام لباس خود را بپوشد وبه نزد منصور برود که اَلمَأمُورُ مَغذُور.
اوعامل خيانت بسيار به امام صادق(عليه السلام) بود. درعين اينکه خود را از دوستدارامام، در مواردي شيعه معرفي مي کرد. اصرارداشت دستورات خشن منصور را درباره امام صادق(عليه السلام) موبه مو اجرا کند. مثلاً منصور دستور مي داد امام را پياده به سوي دربار بياورند. حاجب خود سوار مي شد وامام را پياده به دنبال خود مي کشاند ويامنصور مي گفت اورادر هر حالي که يافت بياوريد. واو مي توانست که مثلاً اجازه دهد امام چند کلمه اي باخانواده اش حرف بزند و بعد بيايد، اما همين اجازه رانمي داد.
او خود عامل تهديد امام بود. به او مي گفت منصور مي خواهد ترابکشد، اگر وصيتي داري به من بگو. ويابه دستور منصور ازديوار خانه امام بالا ميرفت و... همه به اين خاطر که رضاي منصور را بدست آورد نه رضاي خدارا.
در ادامه وصایای آن حضرت هنگام شهادت را می خوانید...
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
شهادت جانگداز بنیانگذار دانشگاه بزرگ جعفری و احیا کنندۀ مکتب تشیع، حضرت امام صادق (علیهالسلام) بر رهپویان آن حضرت تسلیت باد.

موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
الاسم: الإمام جعفر الصادق (ع)
اسم الأب: الإمام محمد الباقر (ع)
اسم الأم: فاطمة
تاريخ الولادة: 17 ربيع الأول سنة 83 للهجرة
محل الولادة: المدينة
تاريخ الاستشهاد: 25 شوال سنة 148 للهجرة
محل الاستشهاد: المدينة
محل الدفن: المدينة (البقيع)
ما قبل الإمامة
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)
اسم مبارك ايشان جعفر و كنية مشهور آن حضرت ابي عبدالله و لقب مشهور ايشان صادق است. عمر مبارك آن بزرگوار شصت و پنج سال بود. در سال هشتاد و سوم هجرت و بنابر مشهور در هفدهم ربيع الاول كه روز ولادت با سعادت حضرت رسول (ص) است بدنيا آمد و در سال صد و چهل و هشت 25 شوال المكرم به امر منصور دوانيقي مسموم و شهيد شد.
مدّت امامت آن بزرگوار سي و چهار سال بود.
حضرت صادق (ع) در اين سي و چهار سال شيعه را زنده كرد. خدمات آن حضرت به شيعه به حدّي است كه شيعه را جعفري مي گويند. اين امتيازي مهمّ براي امام صادق (ع) است غالب روايات شيعه از امام صادق (ع) نقل شده است. مرحوم محقق رحمه الله در معتبر مي گويد: در فنون مختلفة اسلامي به قدري از امام صادق (ع) روايت شده است كه عقل در تحير است.
بزرگان شيعه و سنّي اقرار دارند كه چهار هزار نفر از امام صادق روايت نقل نموده اند. كشي مي گويد: ابان بن تغلب سي هز ار روايت از امام صادق نقل نموده است. نجاشي مي گويد كه وشّا گفته: نهصد نفر از بزرگان را در مسجد رسول الله ديدم كه همه مي گفتند، حدثني جعفر بن محمد الصادق.
ادامه مطلب رابخوانید.
موضوع مطلب : |:| امام صادق (ع)

































.jpg)





