السلام علیک یا زینب
سلام بر تو اى پیامبر عمیقترین ایثار و اى جلوه گرانقیترین انفاق. کردار عاشوراى تو براى همیشه انگشت تحیر تاریخ را بر دهان چفت کرده است. همراهمیت با برادر، بر زمین چکیدنت با قطره قطره خون هر شهید، تحملت، استقامتت، سکوتت، فریادت، خلوصت، عشقت، معرفتت، توحیدت، ارادتت، ادبت، بصیرتت، یقینت، صبرت، رضایتت، شکرت، حیاتت، صدقت، تواضعت، امیدت، فتوتت، زهدت، خشوعت، تهذیبت، توکلت، تفویضت، تسلیمت، صفایت، سرورت، تفکرت و اعتقادت و جودت و سخایت و حجابت و عفتت و... همه و همه شگفتى تاریخ را برانگیخته است. و هر کدام از صفات متجلیت در عاشورا کتبى را در منازل سلوک رقم زده است آنچنانکه تاریخ راسخانه به این اعتقاد نایل آمده است که اگر هرکدام از صفات تو را خداوند در انسانى کامل متجلى مى ساخت و حضورش را تا دقایق آخر اسارت و پس از آن تضمین مى فرمود محال بود که این هزار انسان کامل، ذره اى از عظمت و شکوه تو را در آن روز بتوانند تبیین و تداعى کنند. اینها همه شگفتى تاریخ را سبب شده اند، اما آنچه تاریخ را سبب شده اند، اما آنچه تاریخ را از ثبت وقایع عاشورا عاجز نموده است:
اعجاز توست در کربلا. (متن از : ابر باران)
ادامه ویژه نامه را هم ببینید.
ادامه مطلب رابخوانید.
بنا بر ذكر برخی كتب تاریخی روز پنجم صفر، روز شهادت حضرت رقیه(علیه السلام) دختر سه یا چهار ساله امام حسین(علیه السلام) است.
در برخی كتب تاریخی آمده است: یزید، اهل بیت را در محلى خرابهگونه جاى داد در حالى كه زنان خاندان نبوت و اهل بیت طهارت، جریان شهادت حسین(علیهالسلام) و اهل بیت و یارانش را از كودكان مخفى نگاهداشته و مىگفتند پدرانشان به مسافرت رفتهاند، و این جریان ادامه داشت تا این كه یزید اهل بیت را در سراى خویش جاى داد.(1)
امام حسین(علیهالسلام) دخترى خردسال داشت كه چهار سال از عمر مباركش مىگذشت،(2) شبى از خواب پرید در حالى كه سخت پریشان به نظر مىرسید و جویاى پدر شد! و پرسید: پدرم كجاست كه من هم اكنون او را دیدم؟!(3)
بانوان حرم چون این سخن را از او شنیدند، گریستند و كودكان دیگر نیز ناله و زارى سر دادند.
چون صداى شیوه و گریه آنان بلند شد، یزید از خواب بیدار شد و پرسید: این گریه و زارى از كجاست؟
پس از جستجو، یزید را از جریان باخبر كردند، یزید گفت: سر پدرش را نزد او ببرید!
آن سر مقدس را در زیر سرپوشى قرار داده در مقابل او نهادند.
كودك پرسید: این چیست؟
گفتند: سر پدرت حسین(علیه السلام) است.
دختر امام حسین(علیهالسلام) سرپوش را برداشت و چون چشمش به سر مبارك پدر افتاد نالهاى از دل كشید و بیتاب شد و گفت: اى پدر! چه كسى تو را به خونت زنگین كرد؟!
چه كسى رگهاى تو را برید؟! اى پدر! چه كسى مرا در كودكى یتیم كرد؟! اى پدر! بعد از تو به چه كسى دل ببندم؟! چه كسى یتیم تو را بزرگ خواهد كرد؟! اى پدر! انیس این زنان و اسیران كیست؟! اى كاش من فدایت شده بودم! اى كاش من نابینا شده بودم! اى كاش من در خاك آرمیده بودم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمىدیدم!
آنگاه لب كوچك خود را بر لبهاى پدر نهاد و گریه شدیدى كرد و از هوش رفت! هر چه تلاش كردند، به هوش نیامد، و این عزیز حسین(علیهالسلام) در شام به شهادت رسید.(4)
ادامه مطلب رابخوانید.

فرازی از سخنرانی آیةالله جوادی آملی در عاشورای سال 85
آیةالله جوادی آملی ضمن سخنرانی خود رمز پیروزی ایران و به صورت عام شیعیان را توجه و توسل به حضرت سیدالشهدا و فرهنگ شهادت طلبی دانسته و بدین وسیله دستورالعملی برای پیروزی در مقابل دشمنان را به مظلومان و كسانی كه مورد تجاوز دشمنان قرار گرفتهاند را ذكر فرمودهاند.
فرازهایی از این سخنان را در اینجا میآوریم:
كربلا حافظ این مملكت است. بارها گفته شده كه در عین این كه ما ایرانی هستیم و ایران برای ما خیلی عزیز است؛ اما در شبهای عملیات، خطر مهم را؛ (ندای) "یا حسین یا حسین" برطرف كرد، نه مرز پر گوهر. در شبهای عملیات اصلا مرز پر گوهر اثر نداشت. در خاكریز اول و دوم؛ (ندای) "ای ایران، ای ایران" نبود. هر چه بود؛ "یا حسین یا حسین" بود .
بنابراین اگر گفته میشود نام كربلا، عظمت كربلا، سند شش دانگی این كشور است، سند شرافت ماست، سند استقلال ماست (حرف بیراهی نیست).
بسیاری از كشورها خواستند انقلاب بكنند اما در آنجا حسین بن علی(علیهماالسلام) و فرهنگ شهادت حضور و بروز نداشت. پس به آن كشورها حمله میكنند و موفق میشوند.
اما در لبنان كه (ندای) "یا حسین یا حسین" (طنین انداز) است؛ جنگش سی و سه روز بیشتر طول نمیكشد و دشمن را فلج میكند. و این جوانهای شیعه و پاك دشمن را به ستوه آوردند ...
سایت تبیان (مهری هدهدی)
همه بغض های جهان در گلویم رسوب کرده اند و دلم مهمانسرای زخم ها ی سترگ است .
هرچه گریه ، هرچه رود ، داستان غمبار تو را میخواند
ای شهید نینوا !
آزادگی از نام تو جوهر می گیرد و مردانگی در سایه رشادت تو جان !
عاشورای تو تاریخ مظلومیت است و یاران تو برگ برگ کتیبه حماسه ، خون روشن تو هنوز از این قرن ها میجوشد و حماسه روز دهم تو صفحه مانای صحیفه عاشقی ست . ای فرزند اقیانوس های سرشار ! در هجوم نیزه ها سرخ زیستی و زندگی در ذلت را تاب نیاوردی .
بسیار جستجو کردم بلند مرتبه تر ازکلمه تو نامی نیافتم. حسین حسین .
یعنی ایستدگی ، یعنی مرگ سرخ ، یعنی پیامبر کربلا .
سالهاست با بوی نام تو زنده ام و هر محرم حنجره ام نوحه نینوای تو را تحریر میکند .
در نسیم نام جانت میگریم و نامت که بر زبانم میچرخد ، بغض های کالم بارور میشوند و میبارم چنانکه در روشنای یادت زلال شوم .
ای خدای شهیدان عاشق و ای خدای عاشقان شهید ! ما را بر گرد حسین مستدام بدار که حلقه دلدادگیش احیاگر است نجات بخش .
|
| زیارت عاشورا - ارضی | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - آهنگران | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - منصوری | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - طاهری | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - حدادیان | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - خلج | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - کریمی | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - حییبی | Play | Download | |
| زیارت عاشورا - سازور | Play | Download | |
| زیارت عاشورا | Play | Download |
امشب زینب را دریابید
عزیز جان برادر را دریابید
امشب رقیه می میرد
اشک رقیه را دریابید
امشب سجاد سجده ای ممتد رفت
سجاده ی سجاد را در یابید
امشب دگر بابا نیست
آن سالار دشت کربلا نیست
دگر عمو عباس نیست
علمدار ناب کربلا نیست
امشب دل کودکان را دریابید
شب شب غریبان است
سکوتی بلند تر از فریاد است
نای فریاد کجاست؟
گلوی زینب را دریابید
این آزادگان از فنا چه گناهی کرده اند؟
بروید اسیران کربلا دریاببد
جنگ شما تمام شد و لیک
مسلمانان! آل طاها را دریاببد
با هر قدم رنج او، خشم او بیش می شود
سر برادر را دور کنید
شاید جز زیبایی ندید
لیک شما بروید و
دلش را دریابید

ادامه مطلب رابخوانید.
امروز توحید در محراب طف نمازی دگر گونه را شاهد است .نمازی که با تشهد شفق و سلام رمل ها پایان مییابد .
نبوت شامگاه بر آستانه غار حرا می ایستد و به عاشورا ، فرزند بعثت ، سلام میفرستد .
امروز تمام هستی به حسین علیه السلام میبالد .
گودال قتلگاه لبریز مناجات است و خون مرکبی که قطره قطره لااله الا الله را بر گستره خاک مینویسد .
باید از حلقوم بریده پرسید که چند رکعت تا معراج فاصله است .
عدل ، امروز صبح رو به کرانه عاشورا می ایستد و احیاگران خویش را سلام میگوید .
صدا صدای قدم های کاروانی ست که از سرزمینی راهی شده اند که تشنگانش را آب از دم تیغ داده اند و طفلانش را به نوازش سه شعبه کینه و ظلمت آرام میکند کاروان آرام آرام میرود و صدای زنگ اشتران در دل صحرا میپیچد و پژواک آن طول تاریخ را میپیماید .
آنان که بر چوبه های نیزه خورشید حمل میکنند در شب ظلمانی خویش به دنبال کدام کوره راهند ؟
خون حسین ، امروز یزیدیان ستم را به دادگاه میکشد ، هیئت منصفه بشریت ، متهم را شایسته عذاب میداند و خداوند ، ریاست دادگاه به فرزندان نمرود مهلت میدهد تا بر تباهی خود بیفزایند و شعله های کیفر را بر گرده ی خود انبوه کنند تا رستخیر فرا رسد .
امروز امامت قافله سالار کاروانی ست که به ساحل دل انگیز فرات میرسد .
امروز قطره های اقیانوس لحظه ای قرار ندارند و تمام اقیانوس ها عطش خیمه های او را دارند و تمام کوه ها در برابر گودال قتلگاه زانو میزنند .
امروز آفتاب متواضعانه از خرمن گنبد حسین خوشه میچیند و مهتاب شب در آغوش فرات آرام میگیرد .
امروز حسین زره شهادت پوشید وشمشیر شجاعت حمایل کرد و پای در رکاب اسب اعتماد بر دشمن تاخت و سر فتنه را برید و نیزه در پهلوی ستم کرد . کدام دلیر مرد او را میماند که هر گاه به پیشانی چین آورد زمین و آسمان بلرزد . کجا کسی امامت را لبیک گفت آنگونه که عباس پا در رکاب بود!
حسین راز سرخی ست که روز عاشورا برملا شد ، حسین تجلی " ما عرفناک حق معرقتک" است .
او ابراهیمی ست که با شنیدن نامش ، بت ها به زمین می افتد. اوست که به شوق زنده ماندن دین ، شمشیرها را به بوسه بر تن خود ، فرا میخواند و اوست که عاشقی را میتواند.
بارالها واماندگان هجرت خویش را به افق خونین عاشورائیان برسان و به شهادت در پای رکاب مقتدایشان عافیت بخش ...

سيد بن طاوس مينگارد: هنگامى كه شب عاشورا صبح شد امام حسين عليه السلام دستور داد تا خيمههايش را نصب كردند. بعد از آن دستور داد ظرفى را آوردند كه مشك فراوانى در آن بود. سپس مقدارى نوره در ميان آن ريخت و داخل خيمه شد كه نوره بكشد (يعنى موهاى سافل بدن مباركش را زايل نمايد).
روايت شده كه بربر بن خضير (بضم باء و خاء و فتح راء و ضاد) همدانى (بسكون ميم) و عبد الرحمن بن عبد ربه انصارى بر در آن خيمه ايستاده بودند كه بعد از امام حسين عليه السلام نوره بكشند. برير مىخنديد و كارى ميكرد كه عبد الرحمن را بخنده در آورد، عبد الرحمن ميگفت: اى برير آيا اكنون موقع خنده است، فعلا موقع شوخى و مزاح نيست.
برير گفت: خويشاوندان ميدانند كه من در زمان جوانى و پيرى شوخى را دوست نداشته و ندارم. اين مزاح و خندهاى را كه اكنون ميكنم بشارتى است براى آن نعمتى كه بسوى آن ميرويم. بخدا قسم چيزى مانع ما نيست مگر اينكه با شمشيرهاى خود با اين گروه ديدار نمائيم و يك ساعت با ايشان بجنگيم و سپس با حور العين معانقه كنيم! شيخ مفيد از حضرت على بن الحسين عليه السلام روايت ميكند كه فرمود: در آن شبى كه پدرم صبح آن شهيد شد من نشسته بودم و عمهام زينب مرا پرستارىميكرد. ناگاه ديدم پدرم داخل خيمه خود شد و جوين كه غلام ابو ذر بود نزد پدرم بود. جوين شمشير پدرم را آماده و اصلاح ميكرد. پدر بزرگوارم اين اشعار را ميخواند:
1- يا دهر اف لك من خليل كم لك بالاشراق و الاصيل
2- من صاحب و طالب قتيل و الدهر لا يقنع بالبديل
3- و انما الامر الى الجليل و كل حى سالك سبيلى

یعنی
پاى روزگار اف بر تو باد! چقدر صبح و شام.
دوست و جوينده (حق و حقيقت) را مقتول و شهيد ميكنى؟ روزگار به عوض و بدل گرفتن قانع نمىشود.
پدرم اين اشعار را دو يا سه مرتبه تكرار كرد تا من كاملا آنها را شنيدم و فهميدم و دريافتم كه منظور پدرم چيست. گريه راه گلوى مرا مسدود نمود، از گريه خوددارى كردم و ساكت شدم و دانستم كه بلاء مقدر شده است! عمهام زينب نيز آنچه را كه من شنيدم او هم شنيد. او زن بود، شأن زنان اين است كه رقيق القلب و كم طاقت هستند و نتوانست خوددارى كند، لذا از جاى برجست و در حالى كه دامن لباسش بزمين كشيده ميشد و پا برهنه بود خود را به امام حسين عليه السلام رسانيد و فرياد زد:
وا ثكلاه ليت الموت اعد منى الحياة! اليوم ماتت امى فاطمة، و ابى على، و اخى الحسن. يا خليفة الماضين و ثمال الباقين!! يعنى شيون كرده گفت: اى كاش مرگ زندگى مرا نابود ميكرد! گويا:
امروز مادرم فاطمه مرده باشد و پدرم على شهيد شده است و برادرم حسن از دست رفته است! توئى باقيمانده گذشتگان و پناهگاه بازماندگان مائى.
امام حسين عليه السلام متوجه حضرت زينب شد و به وى فرمود: يا اخته! لا يذهبن حلمك الشيطان
يعنى اى خواهرم! مبادا شيطان صبر تو را ببرد. سپس چشمان مبارك امام عليه السلام پر از اشك شد و فرمود:
لو ترك القطا ليلا لنام
يعنى اگر پرنده قطا را يك شب آزاد ميگذاشتند ميخوابيد. زينب كبرا گفت: وا ويلاه آيا تو خويشتن را مظلوم مقهور ميدانى! اين خبر بيشتر قلب مرا جريحه دار ميكند و بر من ناگوارتر است. سپس لطمه بصورت خود زد و متوجه دامن خويشتن گرديده آن را پاره كرد و بحال غش افتاد! امام حسين عليه السلام برخاست و آب بصورت آن بانوى مظلومه پاشيد و به وى فرمود: اى خواهرم! نسبت به خدا پرهيز كارى را پيشه كن و به شكيبائى كه خدا بتو عطا كند صبور باش، بدان كه اهل زمين خواهند مرد و اهل آسمان باقى نمىمانند، هر چيزى غير از ذات مقدس پروردگار هلاك خواهد شد. همان خدائى كه خلق را بقدرت خود آفريده است و خلق را خواهد بر انگيخت و يكه و تنها است.
پدرم از من بهتر بود، مادرم از من نيكوتر بود، برادرم از من بهتر بود، وظيفه من و هر مسلمانى اين است كه بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تأسى نمائيم. امام حسين زينب كبرا را به اين قبيل سخنان امر بصبر ميكرد و ميفرمود: اى خواهر! من تو را قسم ميدهم و بايد قسم مرا قبول كنى:
لا تشقي علي جيبا و لا تخمشي علي وجها
يعنى مبادا دامن خود را براى من چاك بزنى! مبادا صورت خود را در عزاى من بخراشى، مبادا وقتى من شهيد شدم براى من صدا به وا ويلاه بلند كنى سپس پدرم عمهام زينب را آورد و نزد من نشانيد.
امام عليه السلام پس از اين جريان از خيمه خارج شد و متوجه اصحاب خود گرديد و به آنان دستور داد: خيمهها را نزديك يك ديگر بزنند و طنابهاى آنها را داخل يك ديگر كنند و در ميان خيمهها باشند تا از يك طرف با دشمن كار زار نمايند و خيمهها را پشت سر و طرف راست و چپ خود قرار دهند. خلاصه خيمهها را طورى نصب كنند كه محيط بر آنان باشد غير از آن طرفى كه دشمن به ايشان رو آور ميشد. سپس امام حسين عليه السلام بجاى خود مراجعت نمود و كليه آن شب را به نماز و استغفار و دعاء و تضرع مشغول شد. ياران آن بزرگوار نيز بنماز و استغفار و دعاء اشتغال يافتند.
در كتاب: مناقب مينگارد: موقعى كه وقت سحر شد امام حسين عليه السلام مختصرى خواب رفت و بيدار شد و فرمود: آيا ميدانيد من در اين ساعت چه خوابى ديدم؟
گفتند چه. چه خوابى ديدى يا ابن رسول اللَّه؟ فرمود: ديدم گويا سگهائى بمن حمله كردند كه مرا بگزند. در ميان آن سگها سگى بود ابلغ كه بيشتر بمن حمله ميكرد. من اين طور گمان ميكنم: آن كسى كه در ميان اين گروه متصدى كشتن من مىشود شخصى ابرص يعنى بدنش لك و پيس باشد. سپس جدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را با گروهى كه با آن حضرت بودند ديدم كه بمن فرمود:
يا بنى! انت شهيد آل محمد
يعنى اى پسر عزيزم! تو شهيد آل محمّد صلى اللَّه عليهم اجمعين هستى. اهل آسمانها و اهل ملاء اعلى به استقبال تو آمدهاند. تو امشب بايد نزد من افطارى نمائى، تعجيل كن، تأخير مينداز، اين ملكى است كه از آسمان نازل شده تا خون تو را بگيرد و در ميان شيشه سبز جاى دهد. حقا كه امر شهادت من و كوچ كردن من از اين جهان نزديك گرديده است و در اين موضوع شكى نيست.
شيخ مفيد مينگارد: ضحاك بن عبد اللَّه گفت: گروهى از لشكر ابن سعد مراقب ما بودند و از نزد ما عبور و مرور ميكردند و امام حسين عليه السلام اين آيه را تلاوت ميكرد:
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ- ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
صبح شد و بانگ الرحیل برخواست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد .و این تفسیری ست بر آنچه فرموده اند " کل یوم عاشورا ، کل ارض کربلا " این سخنی ست که پشت شیطان را میلرزاند .
خدایا چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی الحجه سال شصتم هجری ، مخاطب امام بوده اند و دیگران را از این دعوت محروم ساخته باشی .
آنان را میگویم که عرصه ی حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ی ارض است .
یاران شتاب کنید قافله در راه است
ما را از تو گمان دیگری ست .
پس چه جا ی تردید ؟ راهی که آن قافله عشق پای در آن نهاده ، ره تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح ، در همه جا بر میخیزد .عاشورا سرمایه ای است که هیچ گاه پایانی بر آن نیست . عاشورای حسین فقط نیم روز نیست که با فرا رسیدن سیاهی شب از یادها برود ، عاشورا خلاصه تمام تاریخ است .
وکربلا تنها یک مکان جغرافیایی در این کره خاکی نیست .
کربلا قلب تپنده هستی ست .
کربلا گذرگاهی برای آزمودن است و معیاری برای سنجیدن مرد از نامرد .
برای درک عشق باید سری به کربلا زد . باید در مسلخ عشق اسماعیل خود را قربانی کنی .
تفاوت ابراهیم و حسین در این است که ابراهیم دست در دست اسماعیلش از مسلخ بیرون شد امام
حسین 72 اسماعیل را به قربانگاه برد بی آنکه حتی یکی برگردد .
راستی که در آزمون عاشقی هیچ کسی را یارای برابری با حسین نیست .
خدایا آزمون عشق را استادی همچون حسین به ما عطا کن .
8محرم الحرام :قحط آب در خیام حسینی
صفحات تاریخ ذهنم را ورق میزنم و امشب را در میان آن مییابم دیدگانم بارانی میشود . خدا کند این شب دستی به صبح ندهد و تا ابد تا خروش اسرافیل تا صبح معاد جاری باشد . امشب شبی ست که از روز الست فرزند آدم بر آن "قالوبی" گفت . اگر خوب گوش جان به نوای آرام شب بسپاری خواهید فهمید که از پس هزار و چند سال ، نوایی ازبا نگ دلکش آسمان صفحات آرام دلت را به ترنمی از جنس عشق و شهادت در خواهد آورد . امشب آسمان تشنه حاشیه فرات است . ستارگان به تماشای جوانی آمده اند حلاوت وشهد وصال را در انتظار است . امشب ، مادر فرزند خویش را به امید سرافرازی فردا آرام میکند . خداوندا ! ای کاش امشب تمام تیغ های صحرا به احترام قدوم فرزندان حسین سر بر خاک میبردند و ستارگان آسمان راه را نو افشانی میکردند . ای کاش آب ، افتخار آن می یافت که پای به خیمه های آل الله باز کند .
ای کاش امشب را صبحی نبود تا درغروب آن راس منور فرزند رسول الله را زینت نیزه ها سازند و اسب ها را از برای تاختن بر پیکر خورشید نعل تازه زنند .
عزیزا ! خداوندا ! چه میشود که امشب به صبح نرسد . که اگر صبح بر این صحرا نور افشانی کند ، سنگ ها خون خواهند گریست و خورشید ، هویت خویش را در برابر شمس الشموس عالم یعنی حسین از دست خواهد داد . وا اسفا ...
ويژگي ناسزاگويى و بى حرمتى قاتلان امام حسين(عليه السلام)
ذلّتپذيرى قاتلان امام حسين(عليه السلام)
دينفروشي قاتلان امام حسين(عليه السلام)
ترسو بودن قاتلان امام حسين عليه السلام
حرامخوارى، ديگر خصوصيت قاتلان امام حسين (عليه السلام)
بى عاطفه بودن قاتلان امام حسين(عليه السلام)
بي رحمي و كشتن زنان و كودكان توسط قاتلان امام حسين (عليه السلام)
قاتلان امام حسين (عليه السلام) اهل فساد و فحشا بودند
در میدان شعاردادن؛
ادعاهای زیاد است ولی در میدان عمل اصحاب فداشدنی برای معشوق بسیار اندک هستند.

زنده ایم تا آن زمان که تلاطم میکنیم
پاینده ایم تا آن کران که جان نثار میکنیم.
ما از تبار آفتابی هستیم که در همیشه تابش خود فریاد زد : " حیات ، عقیده است و جهاد "
او آنچنان زیست که میباید و آنچنان که مَرد را میشاید .
حج را نا تمام نهاد و پا در رکاب کرد همراه خانواده اش فرزندان آفتاب – از هر صحرا که گذشت ، ریگ های
بیقرار ، همچون سپند ، عنان از کف دادند ، آن سان که طوفان میکند .
درختان به قامت برادرش سجده کردند و آسمان عزاخانه ی کودک شش ماه اش شد .
دریا ، تموج قلب خواهرش بود و نسیم هروله گر گیسوی علی اکبرش .
باید از پندارها پند گرفت .
باید چون حبیب ابن مظاهر ها ، حبیب باطن ها شد.
باید در راه مسلم ابن عقیل ، مسلم بن قتیل شد و در مکتب " عابس بن شیب " عالم بالغیب .
باید در کوره راه ذلت هیهات بود و در جاده سبز عزت اهل مباهات .
باید به شناسنامه ، مهر ثبت احوال عشق زد ، عاشورا جشن تولد شجاعت است و عزت .
|
* اسرار عاشورا نوشته سید محمد نجفی یزدی (جلد دوم) |
کربلا روستایی ست که رستم های روزگار ، از آب قنات آن مینوشند و دلیر میشوند .
تمام هنگامه سازان راستین جهان ، در ماه محرم به دنیا می آیند . هر سال مردان روزگار به یاد سال 60
هجری از خود هجرت میکنند و در مدینه " هیهات من الذله " حکومت حسین را برپا میکنند .
- سلام بر تو ای حسین (ع) سلام بر تو بهاری که شقایق باران شد .سلام بر تو ای حسین .
سلام بر تو و زائران ده ها قرن اشک و ناله و آه .
گذرى بر زندگى امام سوّم حضرت حسين (ع ) - یکشنبه هشتم بهمن 1385
مقدمات حماسه جاويد كربلا - یکشنبه هشتم بهمن 1385
از سخنان حضرت سيدالشهداء عليه السلام - یکشنبه هشتم بهمن 1385
مقالهاي خواندني - حسين عليه السلام را بهتر بشناسيم - یکشنبه هشتم بهمن 1385
عرفان امام حسين عليهالسّلام - یکشنبه هشتم بهمن 1385
ادامه مطلب رابخوانید.
|
::: آغاز ماه محرم :::
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download | |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download | |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
| شب اول محرم سال 86 | Play | Download |
ادامه مطلب رابخوانید.
ورق خوردن برگ زرینی از دیباچه تاریخ شکوهمند آفتاب را به نظاره نشسته ایم. آفتاب حماسه .
اگر کسی بخواهد مفهوم دقیق آب و سراب را دریابد ، بایستی به کربلا بنگرد
چه نا بخردانه است که سراب زدگان سیه کردار ، آب را از پور کوثر میدزدند تا پرپر شدن غنچه های علوی را فریاد کنند . زهی پندار بیهوده که حسین (ع) خود آب حیات است .گویا این بومان شب پرست که آن عندلیب حقیقت را در صبح صادق بر ستیغ عشق قربانی کردند و در شام جهالت خویش بانگ نوشانوش بر پا ساختند ، نمیدانند حسین وققنوس وازه های زلال فطرتند .
میگویم چه نیکو روزهایی تاسوعا و عاشورا که در آن جلوه پیوند زمزم ، منا ، صفا و مروه با فرات نینوا ، کوفه و شام پدیدار میشود.چه شایسته همراهانی اند مسلم، حبیب ، حر ، زهیر ، قاسم ، اکبر ، اصغر ، وهب و عبدالله که فرمان حضرت عشق را لبیک گفتند تا پا فشاریشان را بر عهد آلست تجدید کنند . چه شایسته خاندانی اند سجاد زینب سکینه ، ام کلثوم ، رباب ، رقیه ، لیلا ام البنین ، که منشور طلایی آزادی و آزادگی را از زمین برداشتند و بر فراز قله زمان بر افراشتند . چه پلید آدمیانی اند یزید ، شمر ، ابن زیاد ، عمر سعد ، سنان ، خولی و حرمله که سپید برگ تاریخ را آلودند و داغ ننگی شدند بر جبین انسانیت .
چه شگفت واژه ای است حسین که دوست و دشمن در عظمت آن مبهوت مانده اند .
در پرتو این نام خون آلود قاموس شریعت نبوی از واژگان ناب حماسه سرشار میشود تا ایل خفته برخیزند و درفش سرخ علوی را در تداوم تاریخ بر افراشته نگاه دارند . آری چه شکوهمند پیامی ست : "هیهات من الذله ".
خدایا خداوندا آنانی که پیام سرخ حسین را شنیدند و با او در تاریخ همراه شدند مقصدشان قرب تو بود در سایه رحمت تو و در جوار حسین تو ...
مسلم از دیدگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
شیخ صدوق در کتاب امالی از ابن عباس روایت میکند که علی بن ابی طالب (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: تو عقیل را دوست میداری؟! فرمود: آری ، من عقیل را از دو جهت دوست دارم:اول: این که عقیل را برای وجود خودش دوست میدارم.
دوم: به جهت این که ابوطالب او را دوست داشت، دوست میدارم. فرزند همین عقیل در راه دوستی فرزند تو فدا میشود و چشمان مؤمنین برای او گریان خواهد شد و ملائکه بر او درود میفرستند.
شجاعت و شهامت
علامه مجلسی در مورد شجاعت مسلم بن عقیل مینویسد:"مسلم بن عقیل در میان هم سن و سالان خویش به شجاعت و سخاوت مشهور و به کثرت دانش و خرد شناخته شده بود.
سفارت و نیابت
محدث قمی مینگارد: وقتی فرستادگان و نامههای کوفیان از حد گذشت و تعداد نامههای آنان به دوازده هزار رسید، امام حسین (علیه السلام) در جواب آنان نامهای بدین گونه نوشت:
"من برادر، پسرعمو و شخص مورد اعتماد خاندانم، مسلم بن عقیل را به سوی شما فرستادم... ."
و سپس او را با قیس بن مسهر صیداوی و ... برای بیعت گرفتن راهی کوفه نمود و حضرت مسلم را به تقوا، حسن تدبیر و مدارا نمودن مأمور کرد به مسلم فرمود: چنانچه دیدی مردم کوفه درباره بیعت با من متحد بودند، جریان را برایم بنویس.حضرت مسلم بنا به فرمان امام به سمت کوفه حرکت نمود. پس از رسیدن به کوفه مردم، اظهار مسرت و خوشحالی کردند و دسته دسته به حضور آن حضرت آمدند. مسلم نامه امام را برای آنان تلاوت کرد و ایشان با شنیدن مضمون نامه، گریان شدند و با مسلم بیعت نمودند.
شهادت حضرت مسلم
شیخ مفید مینگارد: تعداد هیجده هزار نفر با مسلم بن عقیل بیعت کردند. بعد از این جریان بود که مسلم برای امام حسین(علیه السلام) نامه نوشت که: من تا کنون از هیجده هزار نفر برای شما بیعت گرفتهام، چنانچه به این سرزمین بیایید، مناسب است. چون خبر مسلم و جریان بیعت گرفتن آن حضرت در کوفه منتشر شد، نعمان بن بشیر که از طرف معاویه و یزید، والی کوفه بود مردم را از ملاقات با مسلم برحذر داشت، ولی مردم به او اعتنایی نکردند.افرادی چون عبدالله بن مسلم بن ربیعه که هوادار بنی امیه بودند، وقتی ضعف نعمان را دیدند، اوضاع کوفه را برای یزید نوشتند و تقاضای والی مقتدری کردند. و یزید نیز عبیدالله بن زیاد را برای کوفه در نظر گرفت. ابن زیاد با چهرهای ناشناس وارد کوفه شد. به مسجد رفت و به تهدید مخالفین و تطمیع آنان در صورت آرامش و وفاداری پرداخت.
این سیاست به زودی در میان مردم سست ایمان کوفه موثر افتاد و جو کوفه به نفع ابن زیاد تغییر یافت، به گونهای که مسلم بن عقیل تنها ماند. ولی با وجود بی وفایی یاران دیروز، هرگز تسلیم نشد و مردانه و با شهامت تا آخرین رمق، در برابر دشمن جنگید، تا آنجا که در اثر جراحات وارده دیگر تاب و توان خویش را از دست داد و به دست افراد مسلح ابن زیاد دستگیر گردید. سپس او را به دارالاماره بردند به دستور ابن زیاد، سر مطهرش را بر فراز دارالاماره از پیکر جدا ساختند و بدین گونه نام مبارکش به عنوان نخستین شهید نهضت خونین اباعبدالله الحسین(علیه السلام) در تاریخ به ثبت رسید و پیکر مطهرش در مسجد کوفه زیارتگاه عشاق میباشد. سایت تبیانمهری هدهدی
ادامه مطلب رابخوانید.
سلام بر او که تمام اقیانوس ها عطش خیمه های او را دارند و تمام کوه ها در برابر گودال قتلگاه او زانو میزنند.
سلام بر طلوعی که آفتابش از خرمن گنبد حسین(ع) خوشه می چیند و مهتابش هر شب درآغوش فرات آرام میگیرد.
سلام بر دلیر مردی که هرگاه به پیشانی چین آورد زمین و آسمان لرزید.
سلام بر راز سرخی که روز عاشورا بر ملا شد . سلام بر تجلی " ما عرفناک حق معرفتک "
سلام بر او که به شوق زنده ماندن دین ، شمشیر ها را به بوسه برتن خود فرا میخواند.
سلام بر او که آدم (ع) برای پذیرش توبه خویش خدا را به اسماء الحسنی او سوگند داد و وقتی به نام او رسید "یا قدیم الاحسان بحق الحسین" بی اختیار دلش را شکست و برای اول بار حضور اشک را در چشم ها تجربه کرد .
سلام بر خاکی که ما بر آن سجده میکنیم که پای تو بر آن نشسته و خون تو بر آن چکیده.
ما همچنان که ساده ترین نیازمان ، آب خوردنمان را به یاد تو مرتفع می کنبم .سلام بر تو ای حسین (ع) ، ای خون خدا !
ای سزاوار! کدام آفتاب ، طاقت گرمی هنگامه عشق تو را دارد و کدام رزم آور با یاد حماسه هایت سپر می اندازد آنجا که عرق پیشانی ات را به آستین پیراهنت می برد دل یزیدها می لرزد.
ای خدای حسین(ع) !
ما را از دریای عشق حسین (ع) نمی عطا فرما که برای طراوت نسلی کفایت کند.
ای خدای نخل های کربلا !
آتش عشق حسین را در دل کودکانمان و جوانانمان جاودانگی بخش.
از : حیدریم
سلام بر حسین (ع) جانم
سلام بر آقای شهدا (ع) - سلام بر شهید

آدم فکر که میکنه باور میکنه که حق امام حسین (ع) هست که تمام سال محرم باشه.تمام سال زار بزنیم.آنقدر غم بزرگه که همه مناجاتهای ما با ذکر مصیبت ایشانست.
.....
نمی دانم.
امروز رفتم سری به معراج الشهدای دانشگاه زدم.فردا قراره ۵ تا گل اونجا دفن کنند.داشتند محل را آماده می کردند.خیلی دلم میخواست توی قبرهایی که برای شهدا کنده بودند برم بخوابم و سوره یاسین بخونم.از مسجد هم صدای نوار حاج منصور میومد.دلم شکسته بود...آه
من با حسین(ع) در ایام کودکی بازی سنگ پرانی می کردیم،
هرگاه سنگ من به هدف می خورد به او می گفتم : مرا بر پشت خود سوار کن!
او می گفت : « آیا می خواهی بر کسی که پادشاه او را بر دوش می گیرد ، سوار شوی؟ » ؛
پس من او را رها می کردم و هرگاه سنگ او به هدف می خورد ، می گفتم تو را سوار نمی کنم چنانکه مرا سوار نکردی.
حسین(ع) می گفت : « آیا دوست نداری بدنی را که پادشاه بدوش می کشد سوار کنی؟ » پس من او را سوار می کردم .
پيامبرصلى الله عليه وآله: لا خَيرَ فِي السَّرَفِ ولا سَرَفَ فِي الْخَيرِ
در اسراف خيرى نيست و در كارهاى خير اسراف نيست
|
دانلود در ادامه مطلب |
ادامه مطلب رابخوانید.
چون از اصحاب كس نماند جز آنكه كشته شده بود، نوبت به جوانان هاشمي رسيد، پس فرزندان اميرالمؤمنين عليه السلام و اولاد جعفر و عقيل و فرزندان امام حسن و امام حسين عليهم السلام ساخته جنگ شدند و بايكديگر وداع كردند. وَلَنِعْم ماقيلَ:
|
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران |
آئيد تا بگرييم چون ابر در بهاران |
پس به عزم جهاد قدم جوانمردي در پيش نهاد.
ادامه مطلب رابخوانید.
آهنگ زندگی جای خالی دوستانم را به گذشته می سپرد، شکایت برش بیهوده است. بضاعتم لبخندی است از سر شکر و درونی آکنده از سوز. یاد و خاطرات تلاوتهایش گرامی باشد.
نحل-اسری با صدای شحات محمد انور
تسلیت به دوستداران شحات...

سلام بر ذبیح عطشان
دیروز وقتی داشتم برای امتحان امروز آماده میشدم توی خیابون صدای دسته میومد.وقتی از پشت پنجره نگاه کردم که دسته پره از جوون زنجیر زن و عاشق خیلی دلم سوخت.به خدا گفتم چرا باید امتحانها همچین موقعی باشند.خیلی دلم خواست که توی دسته بودم.ولی متاسفانه نمی شد.
خودم را با نواهایی که روی کامپیوتر دارم تخلیه میکنم.خودم را با تلوزیون تخلیه می کنم.ولی فایده نداره.
انشاء الله ۹ و ۱۰ محرم تلافیشو حسابی در میارم.
یاد ما هم باشید - التماس دعا یا حسین (ع)
من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم
بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی
سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم
عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش
از برای افتخار از حضرت داور گرفتم
بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم
تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم
زینبی دیدم چه زینب کاش مداحش بمیرد
من ز آه آتشینش پای تا سر در گرفتم
سر شکسته دل پر از خون دیده خون آلود اما
حالتی دیدم که بر خود حالتی دیگر گرفتم
ام لیلا رعشه بر اندام دیدم اوفتاده
گفت من این رعشه از داغ علی اکبر گرفتم
نا گه از بالای نی فرمود شاه تشنه کامان
سر براه دوست دادم زندگی از سر گرفتم
اکبرم کشتند و عون و جعفر وعباس و قاسم
تا خودم از تشنگی اب از دم خنجر گرفتم
گفت ساعی زین مصیبت از دردربار جانان
حظّ ازادی برای اکبر و اصغر گرفتم
شعر از مرحوم
حاج مرشد چلویی
امام علىعليه السلام: لا تَقُل ما لا تُحِبُّ أن يُقالَ لَكَ
آنچه دوست ندارى دربارهات گفته شود ، درباره ديگران مگوى
سلام
خیلی به خودم فشار آوردم ولی نشد .باید پستی برای محرم میزاشتم.انشاء الله از شنبه که امتحان ها شروع شدند و به خوبی و خوشی تموم شدند از خجالت همه در میام.
توی این پست چون خیلی شیفته صدای معنوی سعید حدادیان هستم فقط براتون محرمی های ایشون را گذاشتم.
ما را هم توی سینه زنی و زنجیر زنیاتون دعا کنید.یه چیزی می خواستم بگم ولی عهد بستم با کسی نگم.پس بی خیال ...
خدا داند که من به عشقت مبتلا بودم
سلام بر دوستان خوبم و صد هزار سلام بر تمامی بندگان پاک خدا
و شکر به اندازه تمام دانه های شن های صحراهای دنیا ( نقل قول از حضرت رقیه (س) در دربار یزید ) به خاطر تجربه عبادتی دیگر در ماه رمضان.
دوستان خوبم قالب جدید امام حسین (ع) هم آماده استفاده شد.
به قول معروف شاسی اصلی قالب همان قالب امام رضا (ع) است با تغییرات گرافیکی.
ساعت وبلاگ هم عوض شده.
فلش زیبای بالای قالب هم متعاقباْ تعویض شده.
استفاده کنید.
با کلیک بر روی لینک زیر صفحه پیش نمایش قالب باز می شود.با انتخاب گزینه view source از منوی view می توانید کد را مشاهده کنید.

میلاد سه گوهر تابنده 


امام حسین (ع) آقای جوانان بهشت 


امام سجاد (ع) آقای عبادت کنندگان 


حضرت عباس (ع) آقای دلاورمردان عالم 


بر همه عاشقانشان مبارک و تهنیت. 




































امام حسين(ع) در بيان هدف خودش از نهضت الهي و عظيم عاشورا از امر به معروف و نهي از منكر ياد مي كند و مي فرمايد: و انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر: من بدين هدف (از مدينه) بيرون آمدم كه امت جد خويش را اصلاح نمايم و تصميم دارم امر به معروف و نهي از منكر كنم.
جهت معرفي امر به معروف و نهي از منكر در ادامه مطلب به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم.
ادامه مطلب رابخوانید.
نخستين مطلبي كه در مكتب حضرت سيّد الشّهداء چشمگير و جالب توجه است، موضوع عرفان بينظير آن حضرت است شناخت امام حسين عليهالسّلام از خداوند قادر متعال، شناخت مخصوصي است; او غرق در اقيانوس بيكران معرفت الله بود. عرفان عميق حضرت حسين بن علي عليهالسّلام از لا به لاي دعاهاي پرسوز و گداز آن حضرت، موج ميزند و كاملا متبلور است. و به خصوص دعاي عرفه آن حضرت، از اوج عرفان وي حكايت ميكند.
يكي از فقرات بسيار زيباي مناجات آن حضرت در اين دعاي شريف اين است:
متي غبت حتّي تحتاج الي دليل يدلّ عليك و متي بعُدتَ حتّي تكون الآثار هي الّتي توصل اليك عميت عين لاتراك عليها رقيباً و خسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبك نصيباً.
اي خدا! تو چه زماني غايب و از نظرها پنهان بودي تا نيازمند به دليل و برهاني باشي كه دلالت بر تو كند و راهنمايي به سوي تو بنمايد و تو كي از ما دور شدي تا آثار و مخلوقات، ما را به تو نزديك گردانند.
دوري نكردهاي كه شوم طالب حضور *** غائب نگشتهاي كه هويدا كنم تو را
كور باد آن چشمي كه تو را مراقب خود نبيند و در زيان باد بندهاي كه بهره و نصيبي از دوستي خود براي او قرار نداده باشي.
و ممكن است هر دو جمله اخير، خبر باشد نه انشاء، بدين معني كه كور است آن چشمي كه نظارت تو را بر خود درك نميكند و كالاي آن بندهاي در خسارت است كه تو از محبت خود چيزي نصيبش نفرمودهاي.
راستي اگر چشم، همه جا و همه چيز را ببيند ولي مراقبت خدا را بر خود درك نكند، اين چشم، كور و نابيناست; زيرا سايهها و شبحها را ديده ولي وجود واقعي و حقيقت هستي و اصل وجود را نديده است. راستي كه اگر انسان، جهاني را به دست بياورد و مالك باغها و بستانها و خانهها و مغازهها و اراضي گسترده و بيحساب شود، ولي از محبّت و عشق به خدا در وجودش خبري نباشد، سرمايه او نابود و تجارتش در خسران و زيان است.
و از فقرات روحبخش دعا اين است:
ماذا وجد من فقدك و ما الّذي فقد من وجدك لقد خاب من رضي دونك بدلا و لقد خسر من بغي عنك متحوّلا.
آنكه تو را نيافت چه يافته و آنكه تو را يافت چه از دست داده؟ راستي زيان كرد، هر آن كس كه به چيزي بَدَل تو و به جاي تو راضي شد و محروم و بيچاره گرديد و به تحقيق زيان كرد آن كسي كه روي طلب از تو گردانيد.
و چه زيباست آنجا كه ميگويند:
«يا من اذاق احبّائه حلاوةَ الموانسة فقاموا بين يديه متملّقين و يا من البس اوليائه ملابس هيبته فقاموا بين يديه مستغفرين... .
اي آنكه شيريني انس با خودت را به دوستانت چشانيدي و از اين رو به تضرّع، زاري و فروتني در برابر تو ايستادند و اي آنكه لباس هيبت و جلال خود را بر اندام اوليائت پوشانيدي و از اين رو در حضور تو، به استغفار به پا خاستند.
برگرفته از کتاب « در مکتب امام حسين (ع)»
نوشته حضرت آيت الله علي کريمي جهرمي
(برگرفته از کتاب پرتوي از عظمت حسين عليه السلام)
سيماى درخشان حسين (عليه السلام) در كتاب خدا1
1 ـ آيه مودّت:
(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً إلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى)2؛
بگو من از شما اجر رسالت نمى خواهم جز مودّت و دوستى خويشاوندانم.
يكى از آيات قرآن مجيد كه از آن عظمت مقام حسين عليه السّلام ـ استفاده مى شود اين آيه كريمه است.
احمد بن حنبل در «مسند»، و ابو نعيم حافظ، ثعلبى، طبرانى، حاكم، نيشابورى، رازى، شبراوى، ابن حجر، زمخشرى، ابن منذر، ابن ابى حاتم، ابن مردويه، سيوطى و گروهى ديگر از علماى اهل سنت از ابن عباس روايت كرده اند: آنگاه كه آيه (قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ...) نازل شد، گفتند: اى پيامبر خدا كيستند اين خويشاوندان تو، كه واجب گرديده بر ما مودّت و دوستى آنان؟
فرمود: على و فاطمه و دو پسر آنها3.
ادامه مطلب رابخوانید.
2 - چون پاى امتحان در ميان آيد، مردم را مى توان شناخت (آن گاه مى توان دانشت كه ديندار واقعى كيست ؟)
3 - نيكوكارى و احسان بايد مانند باران رحمت شامل حال آشنا و بيگانه هر دو بشود.
4 - هنگام سفر به كربلا مى فرمود: راستى اين دنيا دگرگونه و ناشناس شده ، و خيرش رفته و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند نمانده ، و جز زندگى وبال آورى . راستى كه من مرگ را جز سعادت نمى دانم و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمى شناسم ...
5 - به مردى كه در نزد آن حضرت از ديگرى بد مى گفت فرمود:
(دست از غيبت بردار كه غيبت نان خورش سگهاى دوزخ است ).
6 - غافلگير كردن خدا بنده را در اين است كه به او نعمت فراوان دهد و شكرگزارى را از او بگيرد.
7 - فرمود: چنين نيست كه احسان كردن به نا اهل هدر باشد، بلكه احسان به مانند باران تند است كه به نيك و بد هر دو مى رسد.
اى پسر زن كبود چشم ، تو مرا خواهى كشت يا وليد؟ به خدا قسم دروغ گفتى و گناهكار شدى . اين بگفت و از نزد وليد بيرون رفت .
چون امام حسين (ع ) بهيچوجه با بيعت موافق نبود به فاصله يك روز يعنى شب شنبه بيست و نهم ماه رجب سال 60 هجرى از مدينه خارج شد و راه مكه را در پيش گرفت .
امام (ع ) وقتى با خانواده و عده اى از بستگان خود از مدينه خارج شد با قبر جد بزرگوارش (ص ) و فاطمه زهرا (ع ) و برادرش وداع كرد، براى برادرش محمّد حنفيه كه مردى بزرگوار و شجاع و باتقوا بود وصيت نامه اى نوشت و در آن علاوه بر اعلام نهضت خود، جهت قيام خويش را نيز بيان فرمود و روشن نمود كه در اين قيام قصدى جز امر به معروف و نهى از منكر و زنده كردن دين خدا و روش جدش رسول خدا (ص ) و پدرش على مرتضى (ع ) ندارد. نامه اى نيز به بنى هاشم نوشت و آنان را به يارى خويش دعوت كرد. نامه اى نيز به اهل بصره نوشت و فلسفه قيام خود را براى آنها روشن نمود.
بارى ، امام حسين (ع ) كه پاسدار حق و عدالت اسلامى بود به مكه وارد شد، تا در آنجا كه مركز آمد و رفت مسلمانان از همه سرزمينهاى اسلامى بود به اقدامات لازم دست زند و از طريق خطبه هاى بليغ و روشن و نامه ها و گفتگوها مردم را به خطرى كه اسلام را تهديد مى نمايد آگاه سازد. چند ماه در مكه بود و براى معرفى يزيد و نشان دادن چهره زشت و بدنام وى و كارگزارانش و بيدار كردن مردم مذاكرات و مكاتبات بسيار كرد.
اقامت امام حسين (ع ) در مكه ادامه داشت تا موسم حج فرا رسيد.
مسلمانان جهان اسلام ، دسته دسته ، گروه گروه ، وارد مكه و آماده انجام دادن اعمال حج شدند. در اين موقع امام (ع ) از هر موقع و هر موضع براى تبليغ دين و ارشاد مردم و روشن كردن هدفهاى مقدس خود و نابسامانى روزگار اسلام و مسلمين ، براى مسلمانان سخن مى گفت و نامه مى نوشت . در اين هنگام ، امام (ع ) اطلاع حاصل كرد كه جمعى از كسان يزيد بنام حج و در معنى براى ترور و قتل امام (ع ) به سوى مكه گسيل شده اند و ماءموريت دارند با سلاحى كه در زير لباس احرام پوشيده اند در ماه حرام و در كنار كعبه ، خون پاك فرزند پيغمبر (ص ) را بريزند. بدين جهت امام (ع ) حج تمتع را به عمره مفرده تبديل فرمود و براى گروهى از مردم ايستاده ، سخنرانى كوتاهى كرد، و از آمادگى خود براى شهادت جهت زنده كردن دين جدش سخن گفت ، و از مسلمانان در اجراى اين مقصود كمك خواست ، و فرداى آن روز - هشتم ذيحجه - با خاندان و گروهى از ياران و برادران و خويشاوندان رهسپار سفر عراق شد. عده اى از بزرگان قوم خواستند مانع حركت آن حضرت شوند امّا امام فرمود: من نمى توانم با يزيد بيعت كنم و حكومت ظلم و فسق را بپذيرم ، اكنون براى رعايت حرمت خانه خدا، مكه را ترك مى كنم .
ادامه مطلب رابخوانید.
ایام سوگواری شهادت سبط پیامبر، سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین و یاران باوفایش تسلیت باد
ويژگيهاى زندگى امام حسين (ع )
بعد از امام حسن مجتبى (عليه السلام ) مقام امامت به برادرش امام سوّم حضرت حسين بن على (عليهماالسلام ) رسيد، بر اساس گفتار صريح جدّش رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و پدرش على (عليه السلام ) و بر اساس وصيّت برادرش امام حسن (عليه السلام ) كنيه او ((ابوعبداللّه )) بود كه در شب پنجم شعبان سال چهارم هجرت (140) در مدينه چشم به اين جهان گشود.
مادرش فاطمه (عليهاالسلام ) او را به حضور رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آورد، آن حضرت از ديدار او شادمان شد و نامش را حسين گذارد و گوسفندى براى او قربانى كرد.
او و برادرش (حسن (عليه السلام ) ) به گواهى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) دو آقاى جوانان بهشت مى باشند و به اتّفاق راءى همه علماى اسلام كه در آن هيچ شكّى نيست ، آنان دو ((سبط)) (141) پيامبر رحمت هستند و امام حسن (عليه السلام ) از سر تا سينه به پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) شباهت داشت و امام حسين (عليه السلام ) از سينه تا پا شبيه پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود.
و حسن و حسين (عليهماالسلام ) دو محبوب خاصّ رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) و دوگل خوشبوى مخصوص آن حضرت در ميان همه بستگان و فرزندانش بودند.
امام حسين (ع ) در دوران امامت
(پس از شهادت امام حسن (عليه السلام ) در سال پنجاه هجرى ، امام حسين (عليه السلام ) به مقام امامت رسيد و امامت او يازده سال به طول انجاميد كه حدود ده سال آن در زمان خلافت معاويه بود).
امامت امام حسين (عليه السلام ) پس از شهادت امام حسن (عليه السلام ) به دليل آنچه قبلاً بيان شد، ثابت است و اطاعت از او بر همه مردم واجب خواهد بود هرچند به خاطر تقيّه ، مردم را به امامت خود دعوت نكند و بر اساس پيمان صلحى كه بين او و معاويه بود، مى بايست به آن وفا كند. روش امام حسن (عليه السلام ) در زمان معاويه همانند روش پدرش اميرمؤ منان على (عليه السلام ) بود، در اين جهت كه على (عليه السلام ) با اينكه بعد از رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) امام برحقّ بود، خاموش نشست (يعنى جنگ نكرد).
همچنين روش امام حسين (عليه السلام ) در اين دوران ، همانند روش برادرش امام حسن ( عليه السلام ) پس از برقرارى صلح با معاويه بود كه با ترك جنگ و خوددارى زندگى مى كرد، اتّخاذ اينگونه روش - در برهه اى از زمان - به پيروى از روش رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود در آن وقت كه آن حضرت در مكّه ((در شِعْب ابوطالب )) توسّط مشركان محصور بود [كه ناگزير شد سه سال يعنى از سال هفتم تا نهم بعثت در آن شعب با خاموشى بسر برد] و يا در ماجراى هجرت و بيرون آمدن از مكّه ، در غار پنهان شد و خود را از ديد مشركان ، پنهان ساخت .
ادامه مطلب رابخوانید.
زینب (ع)، سومین فرزند فاطمه علیها السلام در سال پنجم یا ششم متولد شد. هنگامى که به سن رشد رسید با پسر عمویش «عبد الله بن جعفر» ازدواج کرد. (2) زینب که درس مبارزه و سخنورى را از مادرش فراگرفته بود پس از واقعه کربلا وظیفه ابلاغ پیام خون شهدا را بر عهده گرفت و با رشادتى شگفت آور به افشاگرى علیه رژیم ستمگر یزید پرداخت.
تولد ام کلثوم در سال هشت هجرى بود، تاریخ زندگى و وفات وى بدرستى روشن نیست؛ لیکن در زمان امام حسن مجتبى (ع) یعنى بین سالهاى 40 ـ 49 ه ـ وفات یافت و بنابراین در واقعه کربلا حضور نداشت.
فاطمه زهرا ( علیها السلام) در تربیت فرزندانش سخت کوشا بود. در زیر این آسمان تنها فاطمه (ع) بود که توانست فرزندانى چون امام حسن علیه السلام قهرمان بزرگ صلح و امام حسین (ع) قهرمان بزرگ جهاد و شهادت و زینب سلام الله علیها قهرمان بزرگ صبر و استقامت را بپرورد.
آرى دامن پاک فاطمه (ع) یاراى پرورش چنین فرزندانى داشت و آغوش پر مهر على چنین شایسته بود.
بجز از على که آرد پسرى ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهداى کربلا را.
پىنوشتها:
.1 انشاء الله با نشر شمارههاى 4 و 5 این مجموعه با تاریخ زندگانى امام حسن و امام حسین (ع) بیشتر آشنا خواهید شد.
.2 سیره ابن اسحق ص .232
چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید،به خانهى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچهیى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3) .
به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش،امین وحى الهى،جبرئیل،فرود آمد و گفت:
سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا،این نوزاد را به نامپسر کوچک هارون«شبیر» (4) که به عربى«حسین»خوانده مىشود،نام بگذار. (5) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستى.
و به این ترتیب نام پر عظمت«حسین»از جانب پروردگار،براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.
به روز هفتم ولادتش،فاطمهى زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)
حسین و پیامبر (ص)
از ولادت حسین بن على (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص) در بارهى حسین (ع) ابراز مىداشت،به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.
سلمان فارسى مىگوید:دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مىبوسید و مىفرمود:
تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى،تو حجتخدا و پسر حجتخدا و پدر حجتهاى خدایى که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) مىباشد. (8)
انس بن مالک روایت مىکند:
وقتى از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیتخود را بیشتر دوست مىدارى،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مىفشرد و آنان را مىبویید و مىبوسید. (10)
ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مىکند که:
رسول اکرم (ص) را دیدم که حسن و حسین (ع) را بر شانههاى خویش نشانده بود و به سوى ما مىآمد،وقتى به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوستبدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. (11)
عالىترین،صمیمىترین و گویاترین رابطهى معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را مىتوان در این جملهى رسول گرامى اسلام (ص) خواند که فرمود:
حسین از من و من از حسینم. (12)
پىنوشتها:
1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است،ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الورى طبرسى ص 213
2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصارى باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167
3- امالى شیخ طوسى ج 1 ص 377
4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبرى همان معنى را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد- لسان العرب ج 6 ص 60
5- معانى الاخبار ص 57
6- در منابع اسلامى در بارهى عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد.
7- کافى ج 6 ص 33.
8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152.
9- سنن ترمذى ج 5 ص 323.
10- ذخائر العقبى ص 122.
11- الاصابه ج 11 ص 330.
12- سنن ترمذى ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتى که در کتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد.
اسم الأب: الإمام علي (ع)
اسم الأم: فاطمة الزهراء (ع)
تاريخ الولادة: 3 شعبان السنة الرابعة للهجرة
محل الولادة: المدينة
تاريخ الاستشهاد: 10 محرم السنة 61 للهجرة
محل الاستشهاد: كربلاء
محل الدفن: كربلاء
الوليد المبارك
ادامه مطلب رابخوانید.
صدايي آشناست، صدايي كه نوازشگر لحظات مجروحِ فطرس است؛ آري صداي بالهاي نازنين روحالامين است.
(( ... آرام بگير فطرس گوش كن گويي او تنها نيست خيلِ فرشتگان خدا نيز با او هستند؟! يعني چه شده؟ چه واقعة عظيمي رخ داده كه اين چنين ملائكه از عرش بر زمين هبوط ميكنند؟ هرچه هست خبر از خلقي عظيم دارد. يقين گُلي خلق شده كه ملائكه براي استشمام آن گل ميروند! امّا نه! شايد ماه ديگري خلق شده، يا خورشيد ديگري، نه چه ميگويم؟ كه حتي وقتي خدا خورشيد را خلق نمود اين شور و همهمه نبود، اگر اين مخلوق تا اين حد عظمت داشته باشد حتماً ...
روحالامين! روحالامين! تو را به خدا بگو چه شده؟ حسرت بال و پرزدن شما مرا ميكشد؛ بيش از سوزش و شكستن بالم آزارم ميدهد. به فطرس بگو كه چه روي داده كه اين چنين ولوله در عرشِ خدا افتاده، مگر بار ديگر ابوالبشري خلق شده چون آدم؟ يا بالاتر از او؟ نوري از جنسِ خدا ... )).
جبرئيل پاسخ داد: (( رفيق پرشكسته، فطرس! كاش موردِ قهرِ خدا نبودي، ومي ديدي كه چه خبر شده؟ آري نوري و مولودي از نورِ خدا خلق شده او عزيز دل مصطفي كه نه! خودِ مصطفي است. او جگرگوشة علي، دردانة زهرا ست و پشتيبانِ مجتبي ست. اوخامس آلِ عباست كه به اهل زمين هديه داده شده است و ما براي تبريك به رسولِ خدا و اهلِ بيتش به حضورشان شرفياب ميشويم )).
ـ درنگ جايز نيست. ـ
(( خدايا، اي خدايِ مهربان مرا با روحالامين راهي كن كه عرضِ تبريك به رسولِ تو داشته باشـــم))
.(( كمكم كنيد؛ كه خداوند اجازة همراهي شما را به من داد، تحمل مرا هم تا زمين داشته باشيد))
(( بيش از اين معطلي جايز نيست؛ فطرس را هم با خود ميبريم به بركت اين مولود، آتش قهر خدا فرونشسته و اجازة همراهي او با ما داده شده، زيرِ بالهايش را بگيريد ... )).
زيباتر از اين زمان خلق نشده و نخواهد نشد، بيت علي غرقِ نور است محل رفت و آمد فرشتگانِ خداست، همه در شعفند همه به هم تبريك ميگويند محفلِ انس كامل شده، چقدر اين بزم ديدني است، پنج آفريدة مقدسِ خدا احمد، علي، فاطمه، حسن و ... .
نام او چيست همه منتظرند به چه نام او را صدا بزنند، او كيست كه نيامده همه شيدايِ او شدهاند؟!
ـ همه از هم ميپرسند.
جبرئيل با پيغمبر زمزمه ميكند همه ساكت شدند، چشم به لبهاي رسولِ خدا دوختند امّا چرا پيغمبر خدا اشك ميريزد ... به ناگاه با صداي دلنشين نبي شوري به پا شد حسين . ... حسين؟ ... حسين! ... اين نام براي همه آشناست. براي همه ملائكه، براي همه انبياء و براي همة عالمِ، اين نام نامي است كه همة ملائكه، همه انبياء و همة عالم را دگرگون كرده است.
از فرشته شادي تا فرشتة ماتم از آدم تا خاتم و از ذره تا عالم.
ـ ديگر كسي نميپرسد كه چرا پيغمبر اشك ميريزد.-
حسين يعني واسطة احسان قديم، حسين يعني خون خدايِ كريم و حسين يعني ذبحِ عظيم.
همه ميخواهند براي او لالايي زمزمه كنند و در اين بين فطرس از همه مشتاقتر، خود را به گاهوارة حسين نزديك كرد.
بالهاي شكسته خود را به گهواره او زد؛ غرق در راز شد، نه! غرق در نياز شد (( ... ديگر تنها نخواهم ماند ديگر خسته نخواهم شد، بعد از اين نام تو مونسِ من است ذكر من بعد از اين در آن جزيرة تنهايي اين خواهد بود: سبحانك يا رب الحسين))
(( شايد فطرس نفهميد امّا همه ملائكه ديدند كه به يكباره بالهاي شكسته و سوختة فطرس ترميم شد و يا بهتراينكه، بالهاي نو بدست آورد. امّا فطرس عجيب زمينگير شده و اگر خواست خدا نبود، او از كنار گهوارة حسين تكان نميخورد )).
گويا ندايي از غيب ميگفت:
با عشق شرح راز كن، بر جمله عالم ناز كن، پرهاي خود را باز كن، پرواز كن پرواز كن ...
گفتم که از کربلا کعبه دلها
السلام علیک یا اباعبدالله حسین (ع)
السلام علیک یا ابوالفضل العباس (ع)







در جهت ترویج معارف اسلامی هيچ گونه محدوديتی نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] وجود ندارد.




























نوحه عربی فارسی انا مظلوم حسین(ع) انا محروم حسين(ع) ( پخش شده از شبکه سه سیما) به همراه نوحه عربی فارسی یا رب، تقدیم به کاربران عزیز (مداح: نزار قطری)
























