تبليغاتX
پیامبر امید
آخرین نوشته های وبلاگ

کلیک کنید دیوانه واقعی کیست؟ کلیک کنید
کلیک کنید لوگو های حمایتی 13 آبان کلیک کنید
کلیک کنید شهادت گروهي از سران قبايل و عشاير استان سيستان و بلوچستان کلیک کنید
کلیک کنید آشناي غربت تو، رستگاره روز محشر کلیک کنید
کلیک کنید آيت‌الله سبحاني: بايد آزادي به قبور ائمه بقيع بازگردد کلیک کنید
کلیک کنید نگرانم نکند دیگر نباشند .... کلیک کنید
کلیک کنید روایت سعید قاسمی از دیدار هنرمندان دفاع مقدس با رهبر انقلاب کلیک کنید
کلیک کنید عید زیبای فطر کلیک کنید
کلیک کنید روز تمایز متعهدین از منافقین کلیک کنید
کلیک کنید آفتاب سرخ محراب کلیک کنید


انديشه صهيونيسم چگونه زاده شد؟ (3)

مهره هاي اصلي

شخصيت‌هاي صهيونيستي

شخصيت‌ها و نخبگان بسياري در پديد‌آمدن صهيونيسم نقش داشته‌اند. در ذيل به نام برخي شخصيت‌هاي سياسي كه دراين‌زمينه سهم‌ بيشتري از ديگران داشته‌اند و نيز به عمده فعاليت آن‌ها اشاره شده‌است:

1. هرتصل: وي كه بنيانگذار سازمان جهاني صهيونيسم و پدر صهيونيسم به‌شمارمي‌رود، در بوداپست مجارستان به‌دنيا آمد و در ادلاخ اتريش جان سپرد. هرتصل در هجده‌سالگي به وين رفت و به تحصيل حقوق پرداخت. وي پس از پايان تحصيلات، به‌جاي كار وكالت، پا به دنياي ادبيات و مطبوعات گذارد. در اين دوره، او به تأثير از موج تازه يهودستيزي در روسيه، لهستان و برخي كشورهاي اروپايي درپي مطالعه كتاب «مسأله يهودي» و نيز به‌دنبال مشاهده قضيه دريفوس  به اين نتيجه رسيد كه تنها راه‌حل پايان يافتن يهودآزاري، گردآوردن يهوديان جهان در يك سرزمين است. هرتصل اين نظريه را در كتاب دولت يهود (چاپ 1275 ش./ 1896 م.) كه در اصل نامه‌‌اي به خاندان روچيلدها است،  مطرح كرد و يك سال بعد، نخستين كنگره جهاني صهيونيسم را در شهر بال سوئيس تشكيل داد (the Bale Declaration conferenc) كه هدف آن، ايجاد موطني براي يهوديان در فلسطين بود؛ در‌حالي‌كه خود به يهوديت ايمان نداشت، به شعائر مذهبي بي‌اعتنا بود، زبان عبري نمي‌دانست و به فرهنگ غربي خويش مباهات مي‌كرد.

2 . روچيلد: Edmond Rothschild (Rotschild) اعلاميه (1296 ش./ 1917 م.) دولت انگليس، درباره لزوم تأسيس دولت يهودي در فلسطين (= اعلاميه بالفور) با عبارت «لرد روچيلد عزيزم!» آغاز مي‌شود كه خود نشان از سهم ويژه و مؤثر بارون‌ادموند روچيلد (متوفي 1313 ش./1934م.) در تولد و حيات صهيونيسم دارد؛ همچنين او مشهور به «پدر اسكان يهوديان در فلسطين» است. اين عنوان به پاس تلاش مستمر وي در خريد زمين و املاك اعراب فلسطيني و هزينه‌كردن يك ميليون و ششصد هزار ليره استرلينگ براي احداث دهكده‌هاي مهاجرنشين در فلسطين به او داده شد. ادموند روچيلد به خانواده‌ا‌ي ثروتمند و يهودي‌الاصل تعلق داشت كه از راه صرافي و بانكداري به ثروتي افسانه‌ا‌ي دست يافت، تا جايي‌كه اعضاي خانواده روچيلدها به سلاطين مالي مشهور شدند. اين خانواده ثروتمند به پاس خدمات مالي‌شان به دولت اتريش ازسوي آن دولت به لقب «بارون»  مفتخر شدند. سهم ادموند روچيلد در شكل‌گيري اسرائيل نيز بسيار است. او دراين‌باره اعتراف مي‌كند:

«بدون من صهيونيست‌ها هيچ‌كاري نمي‌توانستند انجام دهند.»

دولت اسرائيل نيز به‌منظور قدرداني از خدمات وي، نام او را بر يكي از بلوارهاي تل‌آويو  نهاده است.


ادامه مطلب رابخوانید.
نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1387/10/29
اندیشه صهیونیسم چگونه زاده شد؟ (2)

وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ ( سوره شرح آیه ی 8 )

و به سوى پروردگارت توجّه كن‏! 


اندیشه صهیونیسم

تحول امپریالیسم

صهیونیسم، مولد دوران تحول و انتقال سرمایه‌داری غرب به مرحله امپریالیسم نیز به‌شمار می‌رود. در این دوره، همه قدرت‌های بزرگ برای تأمین منافع استعماری، فعالانه درپی‌ یافتن جای پایی محكم در خاورمیانه شدند. برای دستیابی به این هدف، نخستین‌بار «ناپلئون بناپارت» (امپراتور فرانسه) به جلب همكاری یهودیان علیه امپراتوری عثمانی دست زد كه در این كار توفیقی به‌دست نیاورد؛ سپس «بیسمارك» (صدر‌اعظم سابق آلمان) برای پاسداری از خط راه‌آهنی كه قرار بود از برن ـــ شهری در آلمان ـــ به بغداد كشیده شود، به جذب و به كارگیری یهودیان پرداخت.

اما سرانجام این انگلیس بود كه به آرزوی دیرینه‌اش، یعنی خلق اندیشه صهیونیسم و ترغیب یهودیان اروپای شرقی، روسیه و غرب، برای مهاجرت به فلسطین و تشكیل یك دولت یهودی ـــ كه حافظ منافع آن كشور باشد ـــ دست یافت.

دلایل بسیاری در تأیید نقش قدرت‌های بزرگ استعماری، به‌ویژه انگلیس در پدید‌آمدن صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس در دست است؛ برای نمونه در1219 ش./ 1840 م. روزنامه تایمز لندن اعتراف كرد كه پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین فلسطین مورد حمایت پنج قدرت بزرگ جهانی است؛ سپس هرتصل فاش كرد:

«بازگشت به سرزمین پدرانمان…از بزرگ‌ترین مسائل سیاسی مورد علاقه قدرت‌هایی است كه در آسیا چیزی می‌جویند.»

اما همان‌گونه كه گذشت، انگلیس گوی سبقت را از قدرت‌های دیگر اروپایی ربود و با ابداع اندیشه صهیونیسم  زمینه تأسیس رژیم غاصب اسرائیل را فراهم‌ آورد؛ به‌بیان دیگر پس از یك منازعه طولانی میان صهیونیست‌ها، سرانجام صهیونیست‌های انگلوفیل ، جناح وابسته به وایزمن به تثبیت فلسطین ـــ مكان موردنظر انگلیس ـــ به‌عنوان جایگاه‌ نهایی یهودیان موفق شدند.

یهودیان تنها نامزد تشكیل دولتی حافظ منافع غرب در منطقه حساس و استراتژیك خاورمیانه بودند؛ زیرا به عقیده (لرد ارل شافتسبری هفتم) «Seventh Eart Shafes bury »،

 ـــ كه از رجال سیاسی بریتانیا و نیز یك صهیونیست مسیحی بود ـــ اسكان یهودیان در فلسطین نه تنها برای انگلستان كه برای سراسر دنیای متمدن (غرب) سودمند خواهدبود. هرتصل نیز بر آن بود كه یهودیان می‌توانند حلّال مشكل غرب در خاورمیانه باشند. ماكس نوردو از صهیونیست‌های معروف معتقد بود:


ادامه مطلب رابخوانید.
نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1387/10/29
اندیشه صهیونیسم چگونه زاده شد؟

ریشه های غیریهودی صهیونیسم  |   حزب الله چگونه پا گرفت؟    |   مصائب مسجدالاقصي در گذر زمان


اندیشه صهیونیسم به سرعت زاده نشد، بلكه همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، در بستر زمان و درپی شكل‌گیری حوادث گوناگون تولد یافت. زمینه‌هایی كه به زایش صهیونیسم انجامید، در گوشه و كنار جهان روی داد، و پیش از آن‌كه به شكل اسرائیل غاصب (رژیم اشغالگر قدس) ظهور كند، در خارج از فلسطین اشغالی قوام یافت؛ بنابراین جای تعجب نیست كه كنفرانس بال در 1898 در سوئیس ازسوی صهیونیست‌ها به رهبری «هرتصل» تشكیل و در آن رسماً صهیونیسم زاده شود و اندیشه تشكیل یك دولت یهودی شكل گیرد. پس از آن، صهیونیست‌ها كوشیدند با تلاش‌های دیپلماتیك، تصمیمات كنفرانس بال را به اجرا درآورند؛ ولی ناكامی آنان، «وایزمن» را پس از مرگ هرتصل بر آن داشت تا با اتخاذ شیوه‌های عملی مانند تشویق به مهاجرت به فلسطین در تحقق دولت یهودی بكوشند.

البته نرمش و همكاری ترك‌های جوان در امپراتوری عثمانی با صهیونیست‌ها، راه را برای اجرای مقاصد صهیونیستی گشود. افزون بر آن، با بروز و تشدید اختلافات میان ترك‌ها و شكست و فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، خیانت انگلیسی‌ها به اعراب و حمایت بی‌دریغ از صهیونیسم، درخت شوم صهیونیسم و اسرائیل غاصب را بارور كرد.

اعلامیه بالفور یا موافقت دولت انگلیس با درخواست صهیونیست‌ها برای تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین، پایه سیاست‌های آینده انگلیس در فلسطین را بنا نهاد. از آن‌ پس كنفرانس ورسای، جامعه ملل و میثاق آن را به تصویب رساند، جامعه ملل، كشورهایی را  كه باید تحت قیومیت قرار گیرند، تعیین و كنفرانس سان‌ریمو، دولت‌های قیم را مشخص كرد. نتیجه این تحولات، قیومیت انگلیس بر فلسطین بود. انگلیس در دوران قیومیت با اقدامات مختلف، زمینه اجرای وعده بالفور و تأسیس دولت اسرائیل را فراهم آورد. در جریان جنگ جهانی دوم و به‌ویژه پس از آن، با ضعف امپراتوری انگلیس، حمایت‌های همه جانبه آمریكا، جانشین حمایت‌های انگلیس از صهیونیست شد؛ ازاین‌رو آمریكائیان با جانبداری از قطعنامه سازمان ملل متحد در‌باره تقسیم فلسطین، دست صهیونیست‌ها را برای توسل به زور برای تشكیل دولت یهودی اسرائیل بازگذاشتند.


ادامه مطلب رابخوانید.
نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1387/10/29
کتابی که امام زمان (علیه السلام) برای علامه حلی نوشت.

علم را از هر كس كه بود، مى آموخت و هر روز بر اندوخته هاى علمى و سرمايه هاى فرهنگى اش مى افزود. گاهى مجبور مى شد، براى مدتى شهر و ديار خويش را نيز ترك كند و با شرايط بسيار سختى به كسب دانش ها و مهارت هاى روز بپردازد.

حجة بن الحسن

مدتى به صورت ناشناس، همچون شاگردان ديگر در درس استادى سنى مذهب شركت كرد. گاهى استادش كتاب قطورى را مى گشود و مطالبى را كه در رد مذهب شيعه نگاشته بود، براى شاگردانش مى خواند. پس از اتمام كلاس، غوغايى ميان جويندگان دانش به پا مى شد و هر يك از آنها درباره سخنان استاد، ديدگاه هاى مختلفى را ارائه مى كردند، مرد با خود گفت اين استاد با دروغ گويى، به مذهب شيعه مى تازد و آن را، در حد كفر پايين مى آورد. بايد كارى كنم ، اما... .

چند روز گذشت تا اين كه فكرى به خاطرش رسيد. علامه حلى از فرداى آن روز، به استادش نزديك تر شد و چنان وانمود كرد كه گويى از مريدان واقعى اوست.

روزها از پى هم مى گذشت و علامه حلى براى به دست آوردن كتاب استادش لحظه شمارى مى كرد. مى خواست نوشته هايش را با دليل و برهان رو كند. به اين ترتيب حقانيت شيعه را - كه روز به روز بيشتر مورد ترديد قرار مى گرفت - ثابت كند.

سرانجام روزى دل به دريا زد و با اصرار از استادش خواست تا كتابش را براى چند روز به او بدهد. استاد زيرك تر از آن بود كه چنين كارى كند. او به شاگردش، علامه حلى گفت: من نذر كرده ام كه كتاب را بيش از يك شب به كسى نسپارم. اگر قول مى دهى فردا صبح آن را صحيح و سالم تحويل دهى، به تو امانت مى دهم.

علامه چاره اى نداشت و پذيرفت. در راه بازگشت به خانه، با خود مى انديشيد: چگونه يك شبه كتاب را مطالعه كنم و از روى آن بنويسم؟ نوشتن آن حداقل يك سال وقت مى برد. بنابر اين تصميم گرفت، شب بيدار بماند و كتاب را بخواند و در فرصتى مناسب با نوشتن رديه،(1) جلوى تبليغات مسموم عليه شيعه را بگيرد تا عده اى از گمراهى نجات پيدا كنند.

حجة بن الحسن

شب شام سبكى خورد تا بتواند بيدار بماند و بلافاصله شروع به خواندن كتاب كرد؛ اما ديد لازم است از بعضى جاها يادداشت بردارى كند. همين كار را نيز كرد. هنوز چند صفحه اى ننوشته بود كه احساس كرد، پلك هايش سنگين شده. از اين رو به حياط رفت و آبى به سر و صورت خود زد تا خوابش نبرد و دوباره مشغول شود. هنوز از كنار حوض بر نخاسته بود كه صداى در را شنيد. گفت :

- اين موقع شب كيست كه در مى زند؟!

صدايى شنيد:

- باز كن. مهمان نمى خواهى ؟

آه از نهاد علامه حلى برخاست. سمت در رفت و با خود گفت خدايا، درست است كه مهمان حبيب توست، ولى چرا امشب؟ در را باز كرد و مرد عربى را ديد. او را به اتاقش راهنمايى كرد. از او پرسيد: شام خورده اى؟ و بدون اين كه منتظر پاسخ بماند، برايش ‍ مقدارى نان و خرما آورد. مرد عرب پرسيد: چه مى كنى ؟

- از كتابى يادداشب بر مى دارم. فردا صبح كتاب را بايد به صاحبش برگردانم. و ماجرا را برايش گفت. مرد عرب به او گفت كه حاضر است كمكش كند. قرار شد علامه حلى كاغذها را خط كشى كند و آن مرد بنويسد. علامه به سرعت خط كشى مى كرد و مرد تند مى نوشت.

ساعتي گذشت ولى هنوز در ابتداى راه بودند. مرد عرب ديد علامه خسته است و پى در پى خميازه مى كشد و پلك هايش را مى مالد. رو به او كرد و گفت:

- تو برو بخواب. من تا هر جا كه توانستم مى نويسم.

علامه تا سرش را روى متكا گذاشت، خوابش برد.

نزديك اذان صبح، علامه از خواب برخاست. ياد مرد افتاد و قول و قرارى كه با او گذاشته بود. خانه را جست و جو كرد و او را نيافت. با خود گفت پس كجاست؟ تا چه قسمتى از كتاب را نوشته است؟

سراسيمه سوى كتاب رفت. يك صفحه را برداشت و ديد با خط زيبايى نوشته شده. كتاب را تا صفحه آخر ورق زد. ديد تمام مطالب كتاب استادش را نوشته. چشمانش برق زد. به آخر كتاب كه رسيد. خشكش زد. بغضش تركيد و اشكش كنار امضاى مرد عرب ريخت: كتبه الحجة ... .

آن مرد، حضرت حجت (عليه السلام) بود.(2)

 پي نوشت‌ها:

1 پاسخ به آن

2 مجالس المومنين، ج1، ص 573.

 منبع:

حيات پاكان، ج5، مهدي محدثي


غزه

بیانیه کاربران تبیانی در دفاع از مردم غزه

نوشته شده توسط امید در یکشنبه 1387/10/29
امام حسین؛ حافظ امنیت ایران

تجارت و الکترونیکتجارت و الکترونیکجاده ای رو به خداخصوصیات قاتلان امام حسین علیه السلامصمیمانه با معجزه قرنحجاب بی حجاب بودن چون

امام حسین علیه السلام

فرازی از سخنرانی آیة‌الله جوادی آملی در عاشورای سال 85

دانلود كنید

 آیة‌الله جوادی آملی ضمن سخنرانی خود رمز پیروزی ایران و به صورت عام شیعیان را توجه و توسل به حضرت سیدالشهدا  و فرهنگ شهادت طلبی دانسته و بدین وسیله دستورالعملی برای پیروزی در مقابل دشمنان را به مظلومان و كسانی كه مورد تجاوز دشمنان قرار گرفته‌اند را ذكر فرموده‌اند.

فرازهایی از این سخنان را در اینجا می‌آوریم:

كربلا حافظ این مملكت است. بارها گفته شده كه در عین این كه ما ایرانی هستیم و ایران برای ما خیلی عزیز است؛ اما در شب‌های عملیات، خطر مهم را؛ (ندای) "یا حسین یا حسین" برطرف كرد،‌ نه مرز پر گوهر. در شب‌های عملیات اصلا مرز پر گوهر اثر نداشت. در خاكریز اول و دوم؛ (ندای) "ای ایران، ای ایران" نبود. هر چه بود؛‌ "یا حسین یا حسین" بود .

بنابراین اگر گفته ‌می‌شود نام كربلا، عظمت كربلا، سند شش دانگی این كشور است، سند شرافت ماست،‌ سند استقلال ماست (حرف بیراهی نیست).

بسیاری از كشورها خواستند انقلاب بكنند اما در آنجا حسین بن علی(علیهماالسلام) و فرهنگ شهادت حضور و بروز نداشت. پس به آن كشورها حمله می‌كنند و موفق می‌شوند.

اما در لبنان كه (ندای) "یا حسین یا حسین" (طنین انداز) است؛ ‌جنگش سی و سه روز بیشتر طول نمی‌كشد و دشمن را فلج می‌كند. و این جوان‌های شیعه و پاك دشمن را به ستوه آوردند ...

                                           

سایت تبیان (مهری هدهدی)

نوشته شده توسط امید در جمعه 1387/10/27


حديث اميد


در جهت ترویج معارف اسلامی هيچ گونه محدوديتی نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] وجود ندارد.