تبليغاتX
پیامبر امید
آخرین نوشته های وبلاگ

کلیک کنید دیوانه واقعی کیست؟ کلیک کنید
کلیک کنید لوگو های حمایتی 13 آبان کلیک کنید
کلیک کنید شهادت گروهي از سران قبايل و عشاير استان سيستان و بلوچستان کلیک کنید
کلیک کنید آشناي غربت تو، رستگاره روز محشر کلیک کنید
کلیک کنید آيت‌الله سبحاني: بايد آزادي به قبور ائمه بقيع بازگردد کلیک کنید
کلیک کنید نگرانم نکند دیگر نباشند .... کلیک کنید
کلیک کنید روایت سعید قاسمی از دیدار هنرمندان دفاع مقدس با رهبر انقلاب کلیک کنید
کلیک کنید عید زیبای فطر کلیک کنید
کلیک کنید روز تمایز متعهدین از منافقین کلیک کنید
کلیک کنید آفتاب سرخ محراب کلیک کنید


حساسیت های بی مورد را چگونه تعبیر کنیم.

دو روز پیش در پی برنامه تدفین شهدای گمنام در دانشگاه شهرکرد از افرادی که علاقه مند کارهای اجرایی ، پشتیبانی و فرهنگی مراسم هستند دعوت شد در مجمعی برای ثبت نام اقدام کنند.من هم به سالن شهید مطهری در دانشکده کشاورزی که همون مجمع بود ، رفتم.آقای دکتر مولوی عضو هیئت علمی دانشگاه و گروه حقوق که مسئول و رابط این برنامه بودند در مورد مسئله صحبت میکردند.

کمی که گذشت ، این اجتماع مثل همه اجتماع های قبلی در مورد این برنامه به حواشی کشیده شد. موافق ها و مخالف ها شروع به بحث کردند.البته بحث که چه عرض کنم.اگر حضور آقای امامی نبود بحث به جدل هم کشیده می شد.

در بین بحث ها به وضوح نشانه های افراط و تفریط بود.جالب تر اینکه افراطیون وتفریطیون بدون اینکه متوجه باشند از نظرات هم طرفداری میکردند.البته افرادی هم به قول معروف مثل نخودچی چاشنی گفته های دو دسته قبلی می شد.

دانشجویی! نسبت به وعده های آقای دکتر مولوی در مورد امنیت قبل و بعد مراسم ، تصمیمات هیئت امنایی که قرار بود تشکیل بشه مشکل داشتند و تأکید میکرد که این گفته ها حتما مکتوب شود.

البته به گفته دکتر مولوی در ردیف های جلوی مجلس کسی در حال کتابت بود!

از حرف های اون دانشجو می تونستی متوجه بشی که ، طرف نگران لطمه خوردن به درسش ! یا به حواشی تحصیلش است و به قول خودش این لطمه با ورود سپاه یا نیروی انتظامی به دانشگاه برای برگزاری مراسم بود.قابل ذکر است که این دانشجو به قول یکی از دوستانش ترمهای ۱۰ تا ۱۲ درسش بود.

میگفت: (( اگر بعد از خاک سپاری دو ماه بعد هیئت امنا تشکیل بشه و سه ماه بعد سپاه در خواست برگزاری مراسم در دانشگاه را در کنار این قبور بدهد و هیئت امنا قبول کند اون وقت چی؟ ))

باید گفت که حضور نیروهای مسلح و نظامی و انتظامی تنها و تنها برای اقدامات انتظامی و امنیتی در دانشگاه ممنوع است.در ضمن با شعور بالای نیروهای نظامی ما، هر وقت در دانشگاه خواستند حضور پیدا کنند بدون لباس نظامی بوده و به صورت یک فرد کاملا عادی بوده.و حضور نظامی گونه این افراد تنها در صورت اجازه رسمی رئیس دانشگاه است فقط برای مسائل امنیتی و ایجاد نظم و امنیت در اغتشاشات است.

از طرفی اعتراض به این مسئله مثل همه مسائل تنها و تنها در صورت داشتن معرفت به جریان صحیح است.

از طرفی افراد دیگه ای اعتقاد داشتند دانشگاه تنها و تنها از این شهدا می خواهد استفاده کند و مانند یک پتک بر سر آنهایی که می خواهد بزند.جواب این مسئله هم داده شد.

۱- اگر بحث خجالت کشیدن از شهدا باشد به قول یکی از دوستان در جمع . فلانی ها از خدا خجالت نمی کشند چه برسه به شهدا.

۲- وجود مسجد هم در دانشگاه همین حکم را دارد.چرا هیچ اعتراضی در مورد این مسئله نیست.

۳- دانشجویی که در هیچکدام از مراسم مذهبی ، نماز جماعت ، صحبت ها و سخنرانی ها به خاطر فقط افزایش معرفت ، حضور ندارد چگونه به خودش حق ایراد اعتراض در مورد همچین مسائلی را می دهد.هر چند به صحبت های آنها نمی شود گفت اعتراض.بیشتر به کارشکنی می آید.سنگ اندازی که شاخ و دم ندارد.

۴- حضور شهدا در هر نقطه ای بدون شک ، طبق قانون قضا و قدر و مقدرات دنیوی و معنوی ، صد در صد در تعالی دانشگاه موثر است.حداقل کسی که بالفرض پوشش مناسبی ندارد در کوچکترین نگاه حداقل با دیدن این مزارها شاید نورشان به چشمش برسد و تحت تاثیر قرار بگیرد.ولی وجود معرفت باز الزامیست.

۵- مشکلی که در جامعه وجود دارد که چنین صحبت های می شود نشانه اینست که اعتقادات و معنویات هر کس خصوصی شده.شناسایی شیرینی معنویات افراد خاص به هیچ وجه قابل فهم برای عموم به تصویر نکشیده شده است.

۶- به قول آقا سجاد گل ((این مائیم که محتاج حضورشان در جمع بی صفایمان هستیم!شهدا برای خندیدن به ما نهم اسفند (اربعین حسینی) می آیند.))

این مطلب را که از وبلاگ جاده انتظار آوردم بخونید.

آیا این احتمال وجود ندارد که تدفین شهدا در دانشگاه مسبب بی احترامی و هتک حرمت آنان بشود. آیا سزاوار است اجازه بدهیم به مقام بهترین های کشور اهانت شود؟

مطرح کنندگان این مسئله نوعا کسانی هستند که از باب دلسوزی و برای حفظ حریم والای شهدا سخن می گویند. اینان مطرح می کنند فضای دانشگاه فضایی است که احتمال انجام خلاف شرع یا گناه در آن می رود. لذا قرار گرفتن شهدا در صحن دانشگاه می تواند موجب بی حرمتی به آنان شود. در پاسخ 4 مسئله را می توان طرح کرد:

     الف) گفته می شود شهدا مقدسند. به راستی تقدس مسجد بالاتر است یا تقدس شهدا؟ تقدس حسینیه و پرچم سیاه سیدالشهداء بالاتر است یا تقدس شهدا. مگر نه این است که شهدا وجودشان هزینه اینهاست؟ اگر بنا باشد این استدلال را بپذیریم باید تمام آنچه با عنوان شعائر مذهبی نه تنها در دانشگاه بلکه در متن جامعه می شناسیم را حذف کنیم. چرا پیامبر اکرم نعوذ با... به عقلش نرسید که ساخت مسجد آنهم در وسط شهر می تواند موجبات اهانت به مسجد را فراهم کند؟ آیا این احتمال وجود ندارد که کسی حتی در داخل مسجد گناه کند؟ چرا در دانشگاه مسجد می سازیم؟ مگر مسجد مقدس نیست؟ مگر این احتمال وجود ندارد که در صحن مسجد دانشگاه گناهی صورت بگیرد؟ اگر دقت کنید می بینید که طرح این نگاه به نوعی دامن زدن به مغلطه حذف سوال است.

     ب) آیا گناه کردن فقط در جایی که شهدا باشند اشکال دارد؟ مگر دانشگاه مقدس نیست؟ اگر وقوع یک عمل خلاف شرع در جوار یک جایگاه مقدس می تواند موجب بی حرمتی به آن باشد، شرایط وقوع گناه در بطن یک محل مقدس چگونه است. اگر واقعا دغدغه حفظ تقدس ها وجود دارد چرا در این باب سخنی گفته نمی شود؟

     ج) برخی از کسانی که این بحث را طرح می کنند، مرادشان چیز دیگری است. در زندان به امام می گفتند که آقا سیاست پدر سوختگی دارد. سیاست با مقام روحانیت سازگار نیست. اگر شما وارد فضای سیاسی شوید ممکن است حرمت روحانیت خدشه دار شود و... برخی برای آنکه مانع حضور روحانیت در صحنه جامعه شوند از باب دلسوزی چنین سخن می گفتند. به نظر می رسد عده قلیلی با طرح این شبهه می خواهند سرپوشی بر  مسائل دیگر بگذارند. و الا دینی که نتواند وارد زندگی و به بیان بهتر واقعیت زمان بشود نامش دین نیست. دینی که نتواند در مورد اصول زندگی برنامه عملی ارائه کند جایگاهی ندارد. شهدا خوبند ولی نباید در کنار ما باشند. باید در گورستانی دور افتاده به خاک سپرده شوند! شهدا خوبند اما همچون قرآن تنها برای سر طاقچه! اگر آمدند و در کنار ما قرار گرفتند، دیگر خوب نیستند. دین خوب است اما نباید حوزه اش از بازه امور شخصی خارج شود. دین خوب است اما دینی که در حد یک امر فردی خلاصه شود و کاری به صحنه اجتماع نداشته باشد. از این نگاه تعبیر به حفظ فرم و حذف محتوا می کنند. یعنی آنچه به عنوان فرم و ظاهر است حفظ می شود اما آنچه اصل و بطن داستان است کنار نهاده می شود.

     د) حتی اگر این فرض را بپذیریم این مسئله دلیل عرضه نشدن حقیقت نمی تواند باشد. مگر به پیامبر اهانت نشد؟ مگر به خاندان سیدالشهدا اهانت نشد؟ آیا حسین نمی دانست اهل خیام اسیر خواهند شد؟ آیا حسین نمی دانست زنان و کودکان دست بسته وارد بازار کوفه خواهند شد؟

 

من اضافه میکنم.

۷- اگر خودت را بشناسی همه چیز را می فهمی همه کس را می فهمی.این تنها و تنها معرفت است.

در روایتی داریم کسی که نسبت به خودش جاهل است نسبت به هر چیزی در عالم جاهل است.

 وقتی لذت بالا تر را بچشی لذت هایی که وجود شهدا در دانشگاه شاید و به حکم کسانی احیانا تعطیل بشه اصلا مهم نیست.چرا که لذت بالا معرفت به شهداست.

 

۸- وقتی اعتقاد داشته باشی.وقتی مشکلی با خودشناسی خداشناسی امامشناسی و ... نداشته باشی - یه جوری ناخود آگاه خواستار این اتفاق می شوی.بدون اینکه فکر به دلایل الزامش کنی از وجود این حادثه در دانشگاه لذت می بری.احساس میکنی از این به بعد با وجود این اتفاق نیروی بازدارنده ای که سالها از خدا میخواستی داره بهت میرسه.تحت تاثیر قرار میگیری.

 

۹- برای داشتن معرفت نباید به قفل های کوچیک گیر بدیم.نباید خودمون را درگیر این چیزها کرد. به فکر قفل های بزرگ باشید.در حاشیه باید گفت چرا قبلا که جمعیت دانشگاه کم بود مسجد دانشگاه در ظهر تنها ۲ یا ۳ صف بیشتر نمازگزار نداشت.

 

۱۰- مشکل دیگه بزرگنمایی رسانه های دانشگاه و بی اعتمادی نسبت به آنهاست.

 

۱۱- با جمع آوری همه حرف و حدیث هایی که بیان شد اصلا نمی توان فهمید هسته اصلی مشکل چیست.

 

۱۲- شهید خاصیتی دارد که اگر معرفت نسبت به او داشته باشیم میگیم من این دنیا را نمی خوام و باید برم و الان باید برم و اصلا این دنیا برام مهم نیست.خبر شهید که میاد حب دنیا از دل زائل می شود. به نظر شما تاثیر احساسی عوام اس؟ !یا رفیق بازیه؟ یادتونه امام حسین (ع) در خبر شهید مسلم دختر مسلم را خیلی نوازش کردند و بهش گفتن من بابای توام دخترم.بعد امام حسین (ع) فرمودند: ((دیگر خیری در عیش و زندگانی بعد از این شهدا نیست.)) این جمله احساسی و درس حسین (ع) به ماست.پس چگونه گوشه ای از دانشگاه را برای پاک بودن برای زیبا بودن برای منبع نور بودن هدیه کنیم به کسانی که تمام ایران هدیه آنهاست.با اینکه مراسم سید الشهدا در دانشگاه اجرا می شود.اگر در مراسم شرکت کنیم و داغ این مصیبت به دلمان بشیند عاشق این دنیا می مانیم؟

آیا با وجود این مراسم ها گناه در دانشگاه نیست؟ اگر قصد سوء استفاده افراطی دینی باشه با آقای شهدا نمی شود (نعوذ باالله) کرد.این ۵ تن گمنام دانشگاه ما خاک پای حسین (ع) هم نیستند.شما که در برابر این ۵ عزیز مقاومت می کنید چگونه در برابر حسین مقاومت نشان نمی دهید که هرگز نشان نمی دهید.این نشانه سطحی نگریست.در عاشورا ته دل فعال میشه.چرا حالا هم ته دلت فعال نمیشه.به خدا حالا هم گوشه های کربلا نمایان است.وقتی ایمان پیدا کنی که به شهید مدیونی این مراسم تدفین برای جبرانش پیشت کمترین ارزش را دارد.در خودت نمیبینی که بتونی جبران کنی.

عبدالله بن عمر با حضرت علی (ع) بیعت نکرد ولی در زمان امام حسین (ع) ایشان به او فرمودند: تو هم بیابریم.

حالا که ما خراب این دیاریم.سربازان حسین (ع) را بر سرمان می گذاریم.ارزش میگذاریم .امام حسین (ع) به ما نظر نمی کند؟به خدا بهترین زمان برای پاک کردن دله.اثر شهید یعنی عرفان.از این شهدا تاثیر بگیریم.

 

 

نظرتان را حتما بگویید.

نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1386/11/30
قالب سپیدی دیگر - قالب مخصوص حضرت معصومه (س)

سلام به همه عاشقان خدای خوب و اولیای گرانقدرش

یکی دیگه از سری قالبهای سپید طراحی شد و آماده استفاده شما عزیزان.

به قول یکی از دوستان که در وبلاگ مرکز طراحی فرموده بودند قالبهای کمی برای حضرت معصومه (س) وجود دارد.اما وبلاگ هایی که در مورد ایشون وجود دارد بسیار زیادند.

چون اکثراْ خانم ها برای وبلاگ هایشان موضوع حضرت معصومه (س) را انتخاب میکنند پس تصمیم بر آن شد که این قالب با سلیقه دخترانه طراحی بشه.

امیدوارم تونسته باشم این سلیقه را به خوبی به دیده های زیبای شما بکشم.

ولی اصل مطلب ....

سلام بر کریمه اهل بیت (س)

این قالب هم تیتر بزرگ فلشی دارد. (مثل قالب های زیبای امام رضا (ع) و امام حسین (ع) و نماز و ...)

اما ساعت ندارد.تا حجمش کمی پایین تر بیاید.دریافت قالب هم مثل بقیه قالب هاست.پس کلیک کنید ...


قالب حضرت معصومه (س) - شماره 1

انشاء الله اگر وقتی بود برای دریافت راحت تر قالب ها صفحه ای جداگانه در مورد آنها در وبلاگ پیامبر امید ایجاد می کنم.

به امید روزی که مهدی صاحب الزمان (عج) بیاد و همه ما را از غم و گیره این دنیا بیرون بکشه. آمین

شاد و پایا و نویسا باشید.

نوشته شده توسط امید در پنجشنبه 1386/11/25
کلید توانگری

«حارث همدانی» گوید: از حضرت علی (ع) منقول است که فرمود: از رسول خدا (ص) پرسیدم: کلیدهای خزاین آسمان و زمین چیست؟
پیامبر در پاسخ فرمود: ای علی! از کلیدهای بزرگی سوال کردی. گنجینه های آسمان و زمین آن است که بنده هر صبح و شام ده بار دعای زیر را بخواند.
«لا اله الا الله اکبر، و سبحان الله ، و الحمدالله، و استغفرالله و لا حول و لا قوه الا بالله العظیم، و هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن، له الملک و له الحمد، یحیی و یمیت، بیده الخیر، و هو علی کل شی قدیر»
«معبودی جز خداوند نیست. خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود. منزه است او. همه ستایشها مخصوص اوست از او طلب آمرزش می نمایم. هیچ نیرو و قوه ای جز خداوند بلند مرتبه بزرگ نیست. اول و آخر و پیدا و پنهان اوست. همه مالکیتها و ستایشها از آن اوست. زنده می کند و می میراند و تمام نیکیها بدست اوست. و به هر چیزی تواناست.»
حضرت فرمود: کسی که این دعا را هر صبح و شب بخواند، خداوند تعالی شش پاداش به او می دهد:
1- او را از شر شیطان و لشکر شیطان حفظش می کند تا بروی تسلطی پیدا نکنند.
2- کفه حسنات او سنگین شود.
3- به درجه ابرار و نیکان رسد.
4- خداوند حورالعین نصیب وی نماید.
5- فرشتگان زیادی این کلمات دعا را برای او بر ورقی منشور می نویسند، و روز قیامت برایش گواهی دهند.
6- گویا تمام کتب آسمانی (تورات، انجیل، زبور، قرآن) را قرائت کرده و نیز چنان باشد که حج و عمره مقبول انجام داده باشد، و اگر آن روز یا آن شب یا آن هفته یا در آن ماه بمیرد، او را مزد شهیدان دهند و ثواب او ثواب شهیدان باشد.»

از وطن تاپ

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/11/24
پس او چگونه دلش آمد ....؟؟؟

من با حسین(ع) در ایام کودکی بازی سنگ­ پرانی می کردیم،

 هرگاه سنگ من به هدف می خورد به او می گفتم : مرا بر پشت خود سوار کن!

او می گفت : « آیا می خواهی بر کسی که پادشاه او را بر دوش می گیرد ، سوار شوی؟ » ؛

پس من او را رها می کردم و هرگاه سنگ او به هدف می خورد ، می گفتم تو را سوار نمی کنم چنانکه مرا سوار نکردی.

حسین(ع) می گفت : « آیا دوست نداری بدنی را که پادشاه بدوش می کشد سوار کنی؟ » پس من او را سوار می کردم .

نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 1386/11/24
دعاهای چه کسانی مستجاب نمی شود ؟

1-کسی که خدا به او مالی داده ولی وی آن را در غیر مورد شایسته (همچون اسراف و تبذیر) خرج نماید، و دعا کند خدایا به من روزی ده. در حالی که خداوند به او دستور اقتصاد و میانه روی داده است.2-..

2-مردی که زنش او را آزار دهد و او توانایی داشته باشد که حقوق وی را بپردازد و رهایش کند ولی با این حال او را نگه دارد و پیوسته دعا کند که خدا اخلاقش را نیکو گرداند.

3-- کسی که همسایه بدی دارد، و به وی نفرین کند، در حالی که خداوند برای اسایش او راهی داده و آن این است که خانه خود را بفروشد و از همسایگی او به جای دیگر رود.

4-کسی که از کنار دیوار شکسته ای بگذرد که مشرف بر خرابی است و عجله نکند تا دیوار بر سرش فرو افتد.
5-آنکه پولی به کسی قرض دهد و بر او گواه نگیرد، و دعا کند که طلبش وصول شود.
6-آنکه کسب و کار را رها کند، و از خدا روزی بطلبد.
البته ، روایت مذکور از باب مصداق است نه مورد انحصار. یعنی هر دعایی بر خلاف قوانین خلقت و اجتماع باشد، مستجاب نیست.
حضرت علی (ع) در این مورد فرموده است:
«الداعی بلا عمل کالرامی بلا وتر»
«کسی که بدون عمل دعا کند، مثل تیراندازی است که بدون زه بخواهد تیر بیفکند.»

دعاهای مشکل گشا ( م.کتابچی) - از وطن تاپ
نوشته شده توسط امید در سه شنبه 1386/11/23


حديث اميد


در جهت ترویج معارف اسلامی هيچ گونه محدوديتی نسبت به برداشت مطالب و تصاوير [به جز مصارف تجاری] وجود ندارد.