تبليغاتX
پیامبر امید





























پیامبر امید

نور همیشه هست. گاهی ما از نور فراری هستیم.

آقای دکتر افروغ، در مصاحبه‌ای که اخیرا در صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، سخنانی ایراد کردند که با واکنش‌هایی مواجه شد تا حدی که عده‌ای این سخنان را هتک حرمت ولایت فقیه و دلیلی بر ضدیت ایشان با ولایت فقیه دانستند. بنده توفیق مشاهده مستقیم برنامه مذکور را نداشتم اما متن کامل سخنان ایشان را مطالعه کردم. مطالب ایشان را از دو زاویه می‌توان مورد تحلیل و بررسی قرار داد. یکی از زاویه نحوه بیان مطلب و کنایه‌هایی است که در کلام ایشان وجود داشت و به نظر می‌رسد وجود این امور در بروز چنین واکنشهایی بی‌تاثیر نبوده است؛ و من نیز در اینجا کاری با آن ندارم. زاویه دوم برخی تحلیلهایی است که از نظر برخی از مخاطبین نقد نظام و نقد ولایت فقیه قلمداد می‌شد. بنده علی رغم اینکه نقدهای متعددی بر مباحث ایشان –مخصوصا بر نوع تلقی ایشان از حقیقت و مصلحت- دارم، بر این باورم که این سخنان لزوما دلیلی بر ضدیت ایشان با ولایت فقیه نیست؛ بلکه می‌توان آنها را به عنوان تحلیلهای یک روشنفکر از وضعیت موجود قلمداد کرد؛ که البته می‌تواند مورد نقد و بررسی قرار گیرد؛ و مخصوصا با تاکیدی که خود ایشان بعد از آن واکنش‌ها درباره باورشان به ولایت فقیه مطرح کردند، روا نیست که ایشان را به ضدیت با ولایت فقیه متهم کنیم.


ادامه مطلب

برچسب‌ها: سوزنچی, عماد افروغ, رهبرم
نوشته شده در شنبه 1390/11/08ساعت توسط امید| |

فهمیدنِ این‌که حسابش از بقیه‌ی انبیاء جدا بود، کارِ سختی نیست. کافی‌ست قدری دل به آیه‌ها بدهی که بفهمی او چقدر برای خدا، خاص بود.

خیلی خاص‌تر از یک رسول برای نسلش.

شرایط سخت که می‌شد، خدا خودش دلداری‌اش می‌داد. برایش به روز و شب قسم می‌خورد که تنهایش نگذاشته و از او ناراحت نشده.

و الضّحی، و اللّیلِ اِذا سجی، ما ودّعک ربّک و ما قلی. (ضحی/1-3) نازش را می‌خرید. عزیز بود برایِ خدا.

به او می‌گفت آن‌قدر به تو عطا می‌کنیم که راضی بشوی؛ لسوف یُعطیک ربّک فترضی.(ضحی/5)

از اخلاقش به وجد می‌آمد؛ اِنّک لعلی خلُقٍ عظیم. (قلم/4)

به جانش قسم می‌خورد؛ لعمرک... (حجر/72)

گاهی با رمزهایی با او حرف می‌زد. رمزهایی که هنوز هم فقط میانِ خدا و رسول مانده؛ الف، لام، میم. کاف. هاء، یا، عین، صاد. عین، سین، قاف...

نگرانش می‌شد؛ لعلّک باخع نفسک اَلا یکونوا مؤمنین. (شعراء/3)

غصه‌اش را می‌خورد؛ ما انزلنا علیکَ القرآن لتشقی. (طه/2)

می‌گفت که هوایش را دارد؛ انّا کفیناکَ... (حجر/ 95)

تعریفش را پیش مؤمنین می‌بُرد تا قدرش را بدانند؛ عزیزٌ علیه ما عنتُم حریصٌ علیکم. (توبه/ 128)

گاهی فکر می‌کنم همه‌ی این‌ها خیلی هم غریب نیست وقتی محمّد(ص)، فقط رسولِ خدا نبود، حبیبِ خدا بود.

همه‌ی این نازکشیدن‌ها و نازخریدن‌ها فقط از محبّی برای حبیبش برمی‌آید.

این روزهای آخر صفر باید بنشینیم و عزایِ فقدانِ مردی را بگیریم که عزیزکرده‌ی خدا بود.


به قلم خانم مریم روستا - وبلاگ برای خاطر آیه ها

http://barayeayeha.persianblog.ir


برچسب‌ها: پیامبر, خدا, قران
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت توسط امید| |

به گزارش مشرق به نقل از آتی نیوز؛ در شمالی ترین،شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.


در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.



سورة مباركه  الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

 19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏ كنيد؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.
    

سوره مباركه فرقان آیه 53:

   
« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آن دو حريمي استوار قرار داد.
    
سوره مباركه فاطر آيه 12:

وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
    
سوره مباركه نمل آيه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آيا شريكانى كه مى ‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى ‏دانند.


برچسب‌ها: دو دریا, قرآن, مرج البحرین, دانمارک
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت توسط امید| |

امام زمان(عج) با ترس حکومت خودشان را اداره نمی‌کنند، ولی یکی از ارکان حکومت حضرت ترس است
 
·     انسان استعداد ترسیدن دارد و باید مراقب بود که از این استعداد استفاده نابه‌جا نشود. حتی آدم‌های خوب هم برای رسیدن به اهدافشان نباید از ترساندن دیگران سوء استفاده کنند. اگر اولیاءخدا می‌خواستند دیگران را از خود بترسانند، کارشان خیلی راحت‌تر پیش می‌رفت. اگر چه همیشه ترس و رعب از اولیاء خدا در دل دشمنان بوده است، ولی دشمنان می‌دانند که اولیاء خدا در چه شرایطی مأمور به سکوت هستند و در این شرایط از انجام هیچ کاری نمی‌ترسند، اما در شرایطی که احتمال غضب ولی خدا را می‌دهند، به شدت می‌ترسند.
 
·     امام زمان(عج) با ترس حکومت خودشان را اداره نمی‌کنند، ولی یکی از ارکان حکومت حضرت ترس است. ترساندن در مسائل حکومتی ابعاد پیچیده‌ای دارد. اینکه حضرت چه کسی را می‌ترسانند و چه کسی را نمی‌ترسانند؟ در چه زمانی می‌ترسانند و در چه زمانی نمی‌ترسانند؟ افراد از چه چیزی ترسانده می‌شوند و از چه چیزی ترسانده نمی‌شوند؟ مسلم است که دشمنان حضرت از ایشان می‌ترسند و بسیاری از مشکلات به همین وسیله حل می‌شود. علت اصلی ترس دشمنان از امام زمان(عج)، شدت صلابت، عقلانیت و اوج محبت و ارادتی است که یاران حضرت به ایشان دارند.
 
اگر ترس ملت‌ها نبود، طاغوت‌ها به هیچ وسیلۀ دیگری نمی‌توانستند بر دنیا حاکم شوند
 
·     امروز با توسل به ترس است که اقلیتی توانسته‌اند بر دنیا حاکم شوند واگر نبود ترس ملت‌ها، با کمک ابزارهای دیگری از قبیل قدرت، سیاست، علم، تکنولوژی و ...، ایجاد چنین حاکمیتی ممکن نبود. در روایات هم از ترس به عنوان مهمترین عامل تسلط دیگران یاد شده است: رسول اکرم(ص): ما سلّطَ اللّهُ على ابنِ آدَمَ إلاّ مَن خافَهُ ابنُ آدَمَ، و لَو أنّ ابنَ آدَمَ لَم يَخَفْ إلاّ اللّهَ ما سَلّطَ اللّهُ علَيهِ غَيرَهُ و لا وُكِلَ ابنُ آدَمَ إلاّ إلى مَن رَجاهُ ، و لَو أنّ ابنَ آدَمَ لَم يَرْجُ إلاّ اللّهَ ما وُكِلَ إلى غَيرِهِ (میزان الحکمه/حدیث5486). خداوند بر آدمى مسلّط نكرد مگر كسى را كه آدمى از او مى‌ترسد . اگر آدمى از كسى جز خدا نمى‌ترسيد، خداوند جز خود كسى را بر او مسلط نمى‌كرد . و آدمى واگذار نشد مگر به كسى كه به او اميد بست . اگر آدمى جز به خدا اميد نمى‌بست، به غير خدا واگذار نمى‌شد.
 
امام حسن عسگری(ع): احتیاط بیش از حد، ترس است
 
·     عده‌ای ترس خود را با این عبارت که «من احتیاط‌ می‌کنم»، پنهان می‌کنند ولی احتیاط مقداری دارد و بیشتر از آن ترس است و پسندیده نیست. امام حسن عسگری(ع) می‌فرمایند: «إنّ للحَزمِ مِقْدارا ، فإنْ زادَ علَيهِ فهُو جُبْنٌ» (میزان الحکمه/حدیث3881)
 
دومین ترس مذموم در قرآن، ترس از سرزنش سرزنش‌کنندگان است
 
·     غیر از ترس از مسخره شدن، ترس دیگری که در قرآن هم مطرح شده و اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، ترس از سرزنش سرزنش‌کنندگان است. سرزنش با تمسخر این تفاوت را دارد که تمسخر از راه دور است ولی سرزنش از راه نزدیک است. در مورد نترسیدن از سرزنش دیگران، قرآن می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‏آورد كه آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مى‏دهد، و خدا گشايشگر داناست.» (سوره مائده، آیه54).
 
·     امیرالمؤمنین علی(ع) خود را از قومی معرفی می‌کنند که اهل ترسیدن از سرزنش سرزنش‌کنندگان نیستند و صفات برجسته‌ای را در وصف این افراد ذکر می‌کنند: «إنّي لَمِن قَومٍ لا تَأخُذُهُم في اللّهِ لَومَةُ لائمٍ، سِيماهُم سِيما الصِّدِّيقينَ، و كلامُهُم كلامُ الأبرارِ......لايستَكبِرونَ ، و لايَعلُونَ، و لايَغُلُّونَ ، و لايُفسِدُونَ(میزان الحکمه/حدیث/10365).
 
·     حمایت از کسی که در راه خدا سرزنش می‌شود، را خود خدا برعهده می‌گیرد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:لا تَخافوا في اللّهِ لَوْمَةَ لائمٍ ، يَكْفِكُم مَن أرادَكُم و بَغى علَيكُم(میزان الحکمه/حدیث5494).در راه خدا از سرزنش هيچ نكوهشگرى مترسيد، كه او شما را در برابر هر كس كه بخواهد به شما گزندى برساند و ستمى روا دارد، محافظت مى‌كند.
 
نترسیدن از ملامت دیگران، یکی از سه رکن کامل شدن ایمان
 
·     در روایت دیگری نترسیدن از ملامت دیگران، یکی از سه رکن کامل شدن ایمان معرفی شده است. پیامبر اکرم(ص): ثلاثةٌ مَن كُنَّ فيهِ يَسْتَكمِلُ إيمانُهُ : رجُلٌ لا يَخافُ في اللّه ِ لَوْمةَ لائمٍ ، و لا يُرائي بشَيءٍ مِن عَمَلِهِ ، و إذا عَرَضَ علَيهِ أمْرانِ أحدُهُما للدُّنيا و الآخَرُ للآخِرَةِ ، اخْتارَ أمرَ الآخِرَةِ علَى الدُّنيا(میزان الحکمه/حدیث1419). نترسیدن از سرزنش که در کنار دوری از ریا و ترجیح دادن آخرت ذکر شده، حکایت از اهمیت ویژه این صفت دارد.
 
·     امام باقر(ع) در توصیف امام زمان(عج) به این که ایشان از سرزنش سرزنش‌کنندگان نمی‌ترسند، اشاره می‌کنند: يَقومُ القائمُ بأمرٍ جديدٍ، و كتابٍ جديدٍ، و قضاءٍ جديد ، علَى العَربِ شديدٌ.... و لايأخذُهُ في اللّه ِ لَوْمةُ لائمٍ(میزان الحکمه/حدیث1340).


برچسب‌ها: ترس, سرزنش دیگران, امام زمان
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت توسط امید| |

شکل مردم در عصر معاویه، نمی‌دانم بود آنها می‌گفتند ما نمی‌دانیم معاویه چه عنصری است و امام حسن (ع) با صلح خویش، درد نمی‌دانم مردم را مداوا و حقایق نفاق‌گونه معاویه را برای مردم آشکار کرد. اما در زمان امام حسین (ع) مردم می‌دانستند که یزید چگونه انسانی است لذا عصر، عصر نمی‌توانم بود امام حسین (ع) با شهادت خود، به گونه‌ای دیگر مردم را هدایت کرد بنابراین، امام حسن (ع) با صلح، حلم و بردباری خویش سبب هدایت مردم شد و امام حسین (ع) با خون خویش و عزیزانش سبب بیداری ملت‌ها شد آن بیداری که هم اکنون الهام بخش تمام ملت‌های آزاده به ویژه برای ملت‌های مسلمان و شیعه است.

+

همیشه اینگونه نیست که انسان بتواند با زبان، اقدام و قلم خویش، حق خود را استیفا کند لذا لازم است انسان با صبوری، چهره واقعی طرف مقابل را آشکار کند چرا که امام علی (ع) در این خصوص فرموده‌اند: اولین عِوضی که شخص حلیم از حلم خویش می‌گیرد این است که مردم حامی او خواهند شد از این رو به کارگیری حلم و بردباری در برابر برادران مؤمن، نیازمند عنصر مهم شجاعت است وگرنه سخن گفتن در برابر دریدگی و بی‌حرمتی دیگران کاری ساده خواهد بود.


متن کامل


برچسب‌ها: امام حسن, امام حسین, عصر نمیدانم, عصر نمی توانم
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت توسط امید| |

***حاج اسماعیل دولابی(ره)***


*حاجتت را مخفی کن و غم و غصّه‎ات را بپوشان که خالقت می‎بیند و قیمتی است. شادی‎هایت را آشکار کن.


*بعد از نماز مغرب دست‎ها را بالا کن و هفت بار یَا قاضِي ‌َالْحَاجَاتِ بگو. بعد حاجتت را طلب کن که برآورده می‎شود. ولی بعد از هفت بار آیا حاجتی می‎ماند؟ «چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی».

*دل هر چه بشکند، قیمتی‌تر می‌شود. خداوند می‌فرماید من در دل‌های شکسته جای دارم. شیطان صاحبان دل‌های شکسته را نمی‌تواند ببرد؛ اگر هم ببرد، رها می‌کند. لذا نزد خدا محترمند.


برچسب‌ها: یَا قاضِي ‌َالْحَاجَاتِ
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت توسط امید| |

ما پیروزیم. به کوری چشم دشمن ...
امریکا و اسرائیل با این کارها تنها انگیزه ما را برای مبارزه با آنها با هر ابزاری بیشتر می کنند.

We're victorious...
With each terror, Iranian youths incentive will be increase to fight Israel and USA.


نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/21ساعت توسط امید| |

امشب فیلم شکار را دیدم. آهنگش من را یاد خاطرات روزهای خوبی انداخت که به شدت بغض را در گلوم زنده می کرد. برای شما هم میذارم دانلود کنید.


دانلود آهنگ اول

دانلود آهنگ دوم

دانلود آهنگ سوم : حجم 3.55 مگابایت

دانلود آهنگ چهارم

موسیقی متن بی نظیر فیلم شکار که در سال 1366 بر روی این فیلم پخش شد یکی از بهترین و زیباترین موسیقی های متن فیلم های سینمایی ایرانی است که توسط زنده یاد بابک بیات ساخته شد که این موسیقی یک بار دیگر و برای فیلم مرسدس در سال 1376 اجرا شد.


برچسب‌ها: موسیقی فیلم, شکار, مرسدس, بابک بیات, دانلود
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت توسط امید| |

در جنگ جهانی اول (1916م.) هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگرگیری و حمله بودند در دهکده کوچکی به نام اونتره لوحی نقره ای یافتند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش خطوطی با حروف طلایی نگارش یافته بود:

چون آن لوح را نزد فرمانده خود میجرای ان. گریندل بردند نتوانست چیزی از آن بفهمد. او این لوح را به فرماندهان ارتش بریتانیا، لیفتونانت و گلدستون رساند و آنها نیز آن را به باستان شناسان دادند. تصویر این لوح را در اینجا ملاحظه میکنید:

Solomon Board


پس از پایان جنگ در سال 1918 درباره لوح مذکور  به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبانهای باستانی بریتانیا، آمریکا، فرانسه آلمان و سایر کشورهای اروپایی جزء آن کمیته بودند.
پس از چند ماه بررسی در سوم ژانویه 1920 معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام "لوح سلیمانی" و سخنانی از حضرت سلیمان علیه السلام را در بر دارد. که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است و ترجمه آن چنین است:
            الله
     احمد    ایلی
         باهتول
   حاسن  حاسین
یاه احمد مقذا = ای احمد به فریادم رس
یاه ایلی انصطاه = ای علی مرا مدد فرمای
یاه باهتول اکاشئی = ای بتول نظر مرحمت فرمای
یاه حاسن اضو مظع = ای حسن کرم فرمای
یاه حاسین بارفو = یا حسین خوشی بخش
اموسلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا = این سلمان اکنون به انی پنج بزرگوار استغاثه میکند
بذت الله کم ایلی = و علی قدرت الله است

زبانشناسان حروف خط عبرانی را چنین با حروف ما تطبیق داده اند:

Ebrani Letters

اعضای کمیته چون به مضمون نوشته لوح مقدس اطلاع یافتند انگشت حیرت به دندان گزیدند و پس از تبادل نظر قرار گذاشتند آن را در موزه سلطنتی بریتانیا بگذارند. اما چون این خبر به اسقف اعظم انگلستان رسید فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که خلاصه اش چنین است:
اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دیدگاه مردم قرار گیرد اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده در قبر فراموشی دفن خواهند کرد. لذا بهتر است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سر، کسی آن را نبیند
کسانی که این لوح را دیدند و بصیرتی داشتند گرایشی عجیب به اسلام پیدا کردند. از جمله همان وقت بین دو نفر از دانشمندان به نام ولیم و تامس پیرامون لوح گفتگوهایی شد که به اسلام آوردن هر دو انجامید. سپس ولیم نام خود را کرم حسین و تامس نام خود را فضل حسین گذارد.

رک:
مجلة الاسلام، دهلی، فوریه 1927
مسلم کرانیکل، لندن، دسامبر 1926
کتاب Wonderful Stories of Islam، لندن، ص 249
برگرفته از کتاب علی و پیامبران، حکیم سیالکوتی، قم، انتشارات شهید، 1360 هـ.ش


برچسب‌ها: حضرت سلیمان
نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت توسط امید| |

زشت است! شاه عباس روز قیامت یقه‌ی شما را بگیرد.

شاه عباس یقه‌ی شما را در شهرداری می‌گیرد. می‌گوید: شما بودجه داشتید چهارصد سال بعد از من. بلوار هم داشتید، اتوبان هم داشتید، قطار هم داشتید. كار فرهنگی را من كردم، برای زوارهای امام حسین یك كاروانسرا ساختم. هنوز كاروانسرای شاه عباسی هست.


برچسب‌ها: شاه عباس, کاروانسرا, شهرداری
نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت توسط امید| |

موتور جستجو وبلاگ - نتایج در همین صفحه
Loading
پیامبر امید: Design By